داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

خودارضایی با کدوی کلفت

سلام. من آیدا هستم ۲۳ سالمه از نظر قد و هیکل نرمال و لاغرم یعنی نه سینه های بزرگی دارم نه کون گنده ای که هیکلم رو سکسی کنه یه ازدواج ناموفق داشتم و یه سالی میشه که مطلقه هستم… *** بعد از طلاق دوران سختی رو داشتم و هنوزم دارم نگاه سنگین فامیل و اطرافیان […]

خودارضایی با کدوی کلفت Read More »

یه شب عالی‌ با پسر خاله مهناز

ما  همسایه بودیم و واسه همین به مهناز خانوم میگفتیم خاله. اینکه میگم پسرخاله، واقعا پسرخالم نبود… بگذریم.. *** یه روز شوهر مهناز خانوم اومد دم درمونو گفت، مهنازدردش گرفته و باید بریم بیمارستان،آخه مهناز حامله بود و زایشگاه شهر ما هم مزخرف… واسه همین رفتن شهر دیگه ک خیلی هم دور نبود و خواهرمهناز اونجا

یه شب عالی‌ با پسر خاله مهناز Read More »

مامانمو میکرد و منم نیگا می‌کردم

سلام .خاطره ای که میخوام واستون تعریف کنم مربوط به سال 70 میشه اون موقع 10 سالم بود…   *** مامانم 32 سالش بود و فوق العاده حشری بود. یادمه وقتایی که با بابام سکس میکردن همش داد میزد سربابام که کیرتو زود نکشش بیرون و اون ته نگهش دار که حسش کنم. یا همش

مامانمو میکرد و منم نیگا می‌کردم Read More »

کردن زن ریزه میزه ی تپل

سلام تازه ماشینمو عوض کرده بودم صب ساعت ده از خونه اومدم بیرون که برم نمایندگی سر راه که داشتم میرفتم یه خانم با دختره یک سالو نیمه اش که رفته بود خرید از وسایلای دستش مشخص بود رو دیدم …   جلو پاش وایسادم گفتم مستقیم میرم سوار شد عقب منم از آینه نگاهش

کردن زن ریزه میزه ی تپل Read More »

گاییده شدن خواهرم جلوی چشم من

سلام خدمتت تمام دوستان من اسمم رضا هستش بچه سمنانم و یه ابجی دارم به نام محدثه من 22 سالمه و محدثه19 سال قیافه خودم بد نیست محدثه هم قیافش عالیه قدش 168 وزنش 70 و توپور خلاصه برم سر اصل مطلب من رفیقی دارم بنام مهدی یچه خوشگله زمانی که حدود 16 سالمون بود

گاییده شدن خواهرم جلوی چشم من Read More »

گی عالی‌ با همخونه‌

دو ماهی می‌شد دانشجو شده بودیم. هر دو از خانواده تقریبا مذهبی. اما خودمان چندان مقید نبودیم. تازه وارد یک شهر بزرگ شده بودیم و خب چون هر دو پسرهای جوان سالمی بودیم، طبیعی بود که با دیدن دانشجوهای دختر و دخترهای بیرون در تحریک زمینه‌ای دائم باشیم.پسرها به سن و سال ما همین طوری

گی عالی‌ با همخونه‌ Read More »

فالی‌ که واقعیت داشت

من در اتاق انتهای راهرو اداره جاییکه اتاق تبعیدیهاست مینشستم. یه اتاق کوچیک سه نفره که مهندس حیدری معاون سابق اداره و من و هادی مینشستیم. مهندس حیدری در نظر مدیر عامل و معاونین یک دشمن تمام عیار بود و من هم که از قبل باش رابطه خوبی داشتم رو هم انداختن تو این اتاق

فالی‌ که واقعیت داشت Read More »

زیم زیم زیم زیم زیم

سلام اسم من احسان و اسم خواهر بزرگم شهلا يك فأميل كوچيك ٥ نفره افغان هستيم تو تهران زندگي ميكنيم ٢ خواهر دارم كه اسم يكيش شهلا ٢٥ سالشه و خواهر ديگم كه اسمش گل م است اين واقعه هم شيرين ترين خاطره زندگيم هست و هم بدترين… سكس من با خواهرم كه از من ٤

زیم زیم زیم زیم زیم Read More »

سگ ارباب فریال

تو سینما وایساده بودیم ساعت ۱۰ شب بود کم کم داشتیم به سانس فیلم چهارشنبه خون به پا میشود نزدیک میشدیم…   بچه ها رفتن تو سالن من برگشتم که پاپکورن و دسر مسر بگیرم از طبقه سوم اومدم پایبن یادم افتاد بنزین که زدم کیفو گذاشتم تو داشپورت رفتم تو خیابون عباس آباد از

سگ ارباب فریال Read More »

کون دادم ولی کاش بیشتر میکرد

اول تو روم های خارجی دنبال افراد گی میگشتم باهاشون چت میکردم بعد کم کم تو روم های ایرانی دنبال افراد گی میگشتم . بیشتر باهاشون چت میکردم بعضی وقتها هم سکس چت .تا حرف سکسی میزدیم راست میکردم مدتها فقط همین کارو میکردم با این که بعضیا دنبال ملاقات حضوری بودن ولی من می

کون دادم ولی کاش بیشتر میکرد Read More »

Scroll to Top