داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

آرزوهای کلفت

 از وقتی بچه بودم حس علاقه به پسرهارو داشتم. ولی هرکاری که با هم بازیام کردم و هر شیطنتی که بوده الان سیاه سفید به ذهنم میاد. اون سکسی که بشه درست حسابی به حسابش آورد رو وقتی 15 ساله بودم با یکی از بچه های محلمون که دوسال از خودم بزرگتر بود تجربه کردم.

آرزوهای کلفت بیشتر بخوانید »

کیر برای زنم

سلام خدمت دوستان وشهوتناکی های عزیزبعد از استقبال از داستان قبلیم که اسم داستان بود یه اتفاق خوب تو شمال من دوست دارم داستان های دیگه از خودم زنم براتون بنویسم … *** بعد از قضیه سکس همسرم مهسا تو چادر کنار ساحل بابلسر دوهفته ای میگذشت از اون اتفاق که برگشته بودیم مشهد و

کیر برای زنم بیشتر بخوانید »

لذت بیکران کیر

در اتاق رو بست و روبروی من ایستاد…   شلوارش از بزرگی کیری که داشت کاملا برجسته شده بود.دستم رو به برجسنگی شلوارش مالیدم . ناخودآگاه لبام از حسی که بهم دست داده بود لرزید. سرم رو جلو بردم و از روی شلوار برجسنگی کیرش رو حس کردم . کمربند و بعد از اون دکمه

لذت بیکران کیر بیشتر بخوانید »

آرزوم بود که بهش کون بدم

 سلام خدمت همه دوستان حشری وسکسی من ملیکا هستم ۳۵ ساله و مجرد… قدو هیکل وچهرم خوبه فقط چیزی که از اندامم تو چشم میخوره کونمه که سعید میگه کونت طاقچه ایه. دختر داییم یعنی هانیه با یه پسر به اسم سعید عقد کرد که واقعا سعید از نظر تیپ و قیافه وقد وهیکل لقمه

آرزوم بود که بهش کون بدم بیشتر بخوانید »

کیر با برکت

از روز اول که میخواستم ازدواج کنم خاله زنم رو دیده بودم و پسندیده بودم چون دخترش ازدواج کرده بود نشد با خودش فامیل بشم تا قسمت شد دختر خواهرش رو گرفتم . .. خونه خودمون به محل کارم خیلی دور بود مجبور شدیم بدیم اجاره و بیائیم نزدیک محل کارم خونه اجاره کنیم .

کیر با برکت بیشتر بخوانید »

سکس با زن داداشم زهرا

این قضیه مربوط به یه ماه پیشه …   تصادف کرده بودم و ماشینم تو تعمیرگاه بود وتو خونه بیکار بودم  همه اهل خونه رفتن بیرون وفقط من موندم زن داداشم زهرا سه سال از من بزرگتر بود و اندام خوبی داشت اما تا به اون روز هیچ قصدی نسبت بهش نداشتم …   تا اینکه

سکس با زن داداشم زهرا بیشتر بخوانید »

پشت پرده ی سفید

خونه حامد دعوت بودیم، سمیرا درست موقعی که راه افتادیم به من زنگ زد، گفت: اگه ناراحت نمیشی، امشب یه مهمون ناخواسته اومده… با اینکه ناراحت شدم اما گفتم اوکی مشکلی نیست، یکمی به جون آقا غر زدم تا رسیدیم… علیرضا و محبوبه هم بودن، حمید و نسیم هم بودن، نفر جدید اسمش جواد بود،‌

پشت پرده ی سفید بیشتر بخوانید »

کلاب شت

از زمانی که “آرون” و “کارا” همدیگرو توی اون کلاب شبانه ی تاریک ملاقات کردن و عهد کردن که دیگه به اونجا برنگردن یکسالی میگذره. همون کلاب معروف پر سر و صدا با دیوار های کثیف و نورهای انرژی بخش و اون کون و کوس هایی که مثل گاوهایی که دور آبشخور حلقه میزنن DJ

کلاب شت بیشتر بخوانید »

سکس عالی‌ با دختر باجناق

تو 25 سالگی با هانیه ازدواج کردم. از قبلش یکسال با هم دوستی داشتیم و یه خورده شیطونی همون دوران، خانواده هانیه سنتی و سختگیر نیستند ولی ولنگاری و آزادی محض هم نیستند، هانیه که زمان ازدواج با من، 22 سالش بود، برای اینکه بتونه تو اون مدت دوستی قبل از ازدواج باهام رابطه برقرار

سکس عالی‌ با دختر باجناق بیشتر بخوانید »

اینجوری شد که کونی‌ شدم

سلام دوستان گلم من اسمم میلاد(مستعار) بیست وچهارسال دارم میخوام داستان سکس کردن خودم تو هجده نوزده سالگی اینا اتفاق افتاده با پسرعموم حسین که چهارسال از خودم بزرگتر بود رو بگم… *** من و حسین از بچگی باهم پایه بودیم من سفید بودم و خوشگل جوری که کل محل دوست داشتن بامن باشن و

اینجوری شد که کونی‌ شدم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا