داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

با چه جنده‌ای داشتم زندگی‌ می‌کردم

من امیر هستم میخام اتفاقی که برام رخ داده را براتون بنویسم … ببخشید که باید مقدمه چینی کنم . من قبل از ازدواج یه پسر معمولی بودم خیلی تو نخ دخترا نبودم زمان دانشگاه هم بازم خیلی با دخترها گرم نمیگرفتم زیاد مذهبی هم نبودم ولی از اینکه اویزون یه دختری بشم باهاش لاس […]

با چه جنده‌ای داشتم زندگی‌ می‌کردم بیشتر بخوانید »

راه مطمئن برای تضمین شغل مامانم

سلام. من اسمم سعیده و 18 سالمه…داستانی که می خوام براتون بگم به 2 سال پیش بر میگرده… *** اونموقع مادر من 37 سالش بود…اسم مامانم الی ه…صورت خوبی داره…با سینه های بزرگ و کون گنده….اما یکم چاقه…مادر من از بچگیش دوست داشت معلم بشه…اما خب در یک رشته دیگه تحصیل کرده بود و هیچوقت نتونسته

راه مطمئن برای تضمین شغل مامانم بیشتر بخوانید »

فتح کوس خواهرزن خوشگلم

‌سلام. من پژمان هستم ۲۸ ساله هستم و این داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به سال قبل. همسر من ۲ سال از خودم کوچیک تره و جدا از اختلافات جزیی که بین هر زن و شوهری میتونه پیش بیاد مشکل خاصی با هم نداریم. خواهر خانم من اسمش آزاده ست و دو

فتح کوس خواهرزن خوشگلم بیشتر بخوانید »

زیر خواب

سلام بعضی افراد هستن که خوی دختر بودن و یا بلعکس خوی پسر بودن دارن. اما من در بچگی همش دنبال این بودم کونمو بمالم انگشت کنم و…. یا شایدم از حشر باشد نمیدانم ولی اولین فیلم پورنو دیدم نظرم این بود که جای زنه باشم تا مرده خب بعضیا اینجورین … این مشکلات از

زیر خواب بیشتر بخوانید »

مامانم منو فرستاد زیر کیر

وقتی بچه بودم تازه متوجه شده بودم که دعواهای پدر مادرم سر اعتیاد پدرم بود همیشه مادرمو می‌زد و ما بچه ها گریه کنان تو حیاط خونه وایمیستادیم تا بالاخره تموم بشه،مادرم هم کارای خونه رو می‌کرد هم بیرون کار میکرد ولی وضعمون خوب نبود من دختر بزرگ بودم و اونموقع ۱۰سالم بود با ۲

مامانم منو فرستاد زیر کیر بیشتر بخوانید »

یه کون برای همیشه

اسمم مرتضی هستش الان 41 ساله هستم وپزشک… *** سال 72 بودماتازه ازروستامون کوچ کرده بودیم وبه یکی ازشهرهای منطقه مرکزی ایران امده بودیم.توی روستامون من راحت کون می کردم اولین بارتو 9 سالگی پسرهمسایه مونو کردم وبه ارگاسم رسیدم مزه این کون زیردندون من موند وبعدازاون هم یه همسایه داشتیم که 8 تاپسربودند سه

یه کون برای همیشه بیشتر بخوانید »

معدن متروکه

اين خاطره رو من و برادرم تعریف می کنیم. حرفای برادرم در کنار خاطرات من تصوير کامل تری از ماجرای محبوس شدن من و برادرم با دخترخاله و پسرخاله مون، در معدن متروکه درست می کنه… *** صبح زود چهارنفری برای گردش در کوه با ماشین عازم جاده چالوس شدیم. مقداری که از سد امیرکبیر

معدن متروکه بیشتر بخوانید »

دلم میخواست یه بارم که شده کون بدم

سلام دوستان من اسمم امير٢٥ اصلا اهل داستان نويسي نيستم يعني بلد نيستم ولي دوس داشتم يه خاطره كوتاه از خودم واستون تعريف كنم…. *** راستش چند وقت بود يه حسي درونم به وجود اومده بود كه دوس داشتم تجربه يه بار دادن حس كنم علتش نميدونم شايد بيشتر به خاطر اين بود بدنم خيلي

دلم میخواست یه بارم که شده کون بدم بیشتر بخوانید »

تو که میکنیش جلوی من بکنش

سلام داستان من واقعیه اسم من محسن ده سال پیش با زنم سارا ازدواج کردم تپل سفید با سینه سایز 85 یه خواهر داشت به نام سمیرا که 10 سال از زنم کوچیکتره الان زنم 35 ساله وسمیرا 25 سالش برعکس خانمم سمیرا باربی زیبا دو سال بعد ازدواج با سارا کم کم تو رابطه جنسیمون

تو که میکنیش جلوی من بکنش بیشتر بخوانید »

از اون کارا با پریا

سلام من اسمم سامانِ و یه عمو زاده دارم به اسم پریا من و پریا همیشه رابطه خوبی داشتیم و همیشه دوست داشتم کنارش باشم داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به سال ۹۳ که اون موقع من ۲۳ سالم بود و پریا خانم ۲۴ساله اول اجازه بدین یکم از شرایط پریا بگم

از اون کارا با پریا بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا