داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

دردسر‌های کون نرم و تنگ

سلام. من حميدرضاست. داستان کون دادنمو به هوشیار گفتم. و گفتم انقدر درد کشیدم که اصلا بهم حال نداد. ولی خوب چاقالو شخصیه آقا هوشیار شده بودم و باید حتما ارضاش میکردم. گفتم این اتفاقا ماله اول دبیرستان و هوشیار بغل دستیم بود. هوشیار از وقتی منو کرد خیلی باهام بد شده بود. همش تهدید […]

دردسر‌های کون نرم و تنگ Read More »

به یاد آب کیر حامد

سلام این داستان مال چند سال پیشه تازه از خونه قدیمی اسباب کشی کرده بودیم به محل جدیدمون تو محل کسی رو نمیشناختم و تنها بودم .کم کم با اولین نفری که اخت شدم پسر همسایه پایینیمون بود . اسمش حامد بود . ترک قزوین بودن . خلاصه تو محل جا افتادم و با همه

به یاد آب کیر حامد Read More »

آغاز راه گی‌

سلام من 16سالمه  وقتی که کلاس نهم بودم 15 سالم بود تو مدرسه هرکسی رو میدیدم دوست داشتم بیاد منو بکنه یا براش ساک بزنم من پوستم سفیده و موهای دستم و پامو همیشه میزنم و خوشگلم خیلی ها تو مدرسه بهم میگفتن بده بکنیم یا بیا برامون ساک بزن. ولی هر کدومشون یه مشگلی

آغاز راه گی‌ Read More »

شهوت بی مانند

قشنگترین صحنه ای که از اون شب تو ذهنم مونده، و ثانیه ای از جلوی چشمام نمیره … اون لحظه ای که ندا حالت داگی داشت مشغول ناله کردنو لذت بردنو دردکشیدن از بزرگی کیرش بود، همون حالتی که کیر توش بود و بدون اینکه از توش دربیاد از حالت داگی بلند شد، رو زانوهاش

شهوت بی مانند Read More »

به طرز فجیعی منو گایید

سلام اسم من حميدرضاست. داستان کون دادنمو به هوشیار رو گفتم و گفتم منو تو کوچه چسبوند به درخت و خودشو ارضا کرد. از فردای اون روز رفتارش باهام تو مدرسه بد و وحشیانه شد. همش بهم فحش ناموس میداد، دو روز بعد از اینکه منو کرد تو مدرسه بم گفت مادر جنده گفتم بدم

به طرز فجیعی منو گایید Read More »

چه کسی‌ ما را به این روز انداخت

دقیقا نمیدونم چند سالم بود ولی میدونم که هیچ در مورد سکس و شهوت اطلاعاتی نداشتم فقط میدونستم کار خوبی نیست و اگه کسی بفهمه ابروی ادم میره . چهار تا از عموهام تو روستا بودن و همه چند تا پسر داشتن ولی من تک فرزند بودم و چند باری میشنیدم که در مورد کونم

چه کسی‌ ما را به این روز انداخت Read More »

یک ام و دو اف

چهارده سالم بود که مریم و خانوادش همسایۀ دیوار به دیوار ما شدند. ما و بچه های محل دختر به این خوشگلی توی عمرمون ندیده بودیم. بعد از یک ماه که از اسباب کشیشون گذشت،علی پسر کوچه بالایی که دوسال از من و سه سال از مریم بزرگتر بود، بهش شماره داد. اونموقع این موبایل

یک ام و دو اف Read More »

بچه‌های انقلاب

با سلام به همه عزیزان ، برای اولین بار خواستم داستان زندگیمو بنویسم براتون ، امیدوارم لذت ببرید و لبخند به لبهاتون بشینه ، من محمد هستم ، متولد دهه 60 با همه محدودیت هایی که خودتون ازش آگاهید ، زندگی در یک خانواده و محله ی مذهبی ، کمبود اطلاعات ، عدم آموزش مسائل

بچه‌های انقلاب Read More »

زنمو کرد زنشو کردم

سلام ۲۹ سالمه و میشه گفت ۴ ساله که ازدواج کردم با شقایق همه چی تو رابطمون عالی هست و خوب یه راز خصوصی هم پیش خودمون داریم که دوست داشتم چون اینجا کسی نمی شناسه منو بگم یا تعریف کنم … *** داستان از اونجا شروع شد من با رضا تو یه پارتی اشنا

زنمو کرد زنشو کردم Read More »

در کونی به مامانی

اسم من شاهینه و 18سالمه.اهل شیرازم. مامانم اسمش نگار هست و 37 سالشه.از عصر تقریبا ساعت 5 تا ساعت 10 شب رو توی آرایشگاه کار میکنه و صبح ها خونست و کارا رو میسباره دست شاگردا.چون آرایشگاه مال خودشه.بابامم با عموم مدیر یه شرکت صنعتی هستن.یک هفته در میون یکیشون میره اونجا و یکیشون میمونه

در کونی به مامانی Read More »

Scroll to Top