علی کون
آبان سال 91 بود که یه پسری به جمع همکلاسی ما پیوست اسمش علی بود از تهران به کرج اومده بودن به خاطرتعمیرات خونه شون تو یکی از خونه های داییش زندگی میکرد تو اون مدرسه من با رفیق فابم امید میگشتم .علی خیلی بچه درسخون بود شرایط رفاقت ما جور شد.مدتی گذشته بود و […]
