داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

قربون کیر شوهر خالم

سلام. من سارا هستم، 21 سالمه. قدم 176 و وزنمم 67. در کل هیکل خوبی دارم . اهل پسر نیستم و تا الان فقط یه بار دوست پسر داشتم اما با این وجود نظرم راجبه سکس همیشه مثبت بوده و دلم میخواسته امتحانش کنم اما بخاطر شرایط خانوادم که فوق مذهبین هیچوقت فرصتش پیش نمیومد […]

قربون کیر شوهر خالم بیشتر بخوانید »

چرا محمد برای عایشه راست کرد

سلام دوستان … من 22 سالمه و جقیم و کلا نه اهل دختر بازیم و نه اهل اینستاگرامو اینا! فقط دو سه بار از توی همین سایت  پسر کردم اونم 27 ساله و توی همین رنجا بودن!!! مثل همه میشینم پای کامپیوتر و پامو میندازم رو میز و شبا سوپر جق روزا هم سیگار و

چرا محمد برای عایشه راست کرد بیشتر بخوانید »

کون در مقابل کون

سلام .. خونه ما تو روستا بود و خونواده عموم چند سالی بود که رفته بودن شهر . یه پسر عمو دارم که دو سالی از من بزرگتره اسمش سیاوشه و از اون هفت خط هاست . خواهرش که دختر عموم باشه 5 سالی از من کوچیکتره و دختر خیلی لوس و خجالتی و خیلی

کون در مقابل کون بیشتر بخوانید »

تلمبه‌های شبانه

عمادم 24 ساله، هیکلم معمولیه زیاد گنده نیس ولی سه چهار سالی هس ورزش میکنم.و بدنم خوش فرمه پوستم سبزه و قد 178 یه دختردایی دارم به اسم نگار که از اول ازش خوشم میومد، یه دخترسفیدپوست با مووهای قهوه ای روشن وقدمتوسط وسینه های خوش فرم و سربالا از من سه چار سالی بزرگتر

تلمبه‌های شبانه بیشتر بخوانید »

رقص با طعم سکس

‎منو دوست دخترم مانیا تو بوداپست با هم آشنا شدیم هر دو دانشجو هستیم و بعد از مدتی یک آپارتمان گرفتیم که تو یه خونه زندگی کنیم. اولش خیلی رابطمون خوب بود، سکس خوبی داشتیم,مانیا دختر شیطون و سرزنده ای بود همیشه تو مرکز توجه ها بود,همون موقع که من مخشو زدم چند نفر دیگه

رقص با طعم سکس بیشتر بخوانید »

کوس زن رفیقم

سلام من رضا هستم ۲۷ سال دارم از تهران میخوام داستان سکس من‌با همسر رفیقم رو تعریف کنم… *** یک از دوستای خوبم‌یک‌بار بهم گفت که میخواد بیاد و توی محلمون زندگی کنه و منم که از قبل عاشق خانم خوشکلش شده بودم فکری به سرم زد. راستی خانمش خیلی خوشکل بود سینه ۷۵ قد

کوس زن رفیقم بیشتر بخوانید »

پنج ساعت روی کیر

اوایل ماه آگوست بود. زمان زیادی از صبح رو صرف چیدن وسایلمون توی ماشین کردیم. پسرمون، مایک قرار بود که بره دانشگاه. صبح بود اما می‌شد گرمای هوا رو به خوبی احساس کرد. مایک، شوهرم و من بعد از آماده کردن وسایل و چیدنشون داخل ماشین کاملاً عرق کرده بودیم. صندوق عقب که پر شده

پنج ساعت روی کیر بیشتر بخوانید »

هم کون میداد هم پول میداد

سلام خدمت همه بکن ها و کونی ها من علی هستم و الان پنج ساله که به صورت حرفه ای به ورزش بدن سازی مشغولم و هیکل درشت و عضلانی دارم و قدمم 184 و وزنمم 97 کیلو و 23 سال سن دارم … قیافه ام معمولیه و تنها سرمایه ام واسه مخ زدن و

هم کون میداد هم پول میداد بیشتر بخوانید »

تولد یک برده

سلام اسمم ترانه س خاطره ای که می خوام براتون بگم شروعش مربوط میشه به ده سال پیش…   وقتی من 6 سالم بود یه دختر کوچولوی لاغر چشم ابرو مشکی.یه برادرم داشتم که 8سال از من بزرگ تر بود یعنی چهارده سالش بود به اسم پیمان د.تو خونه همیشه من دوردونه مامان و بابا بودم و

تولد یک برده بیشتر بخوانید »

تمام بکن‌های من

بیشتر از پنج سال از شروع رابطه منو و محسن گذشته بود . این اواخر هربار که زیر محسن بودم بی توجهیش به خودمو حس میکردم .گاهی موقع ساک زدن ،صورتشو نگاه میکردم ،دیگه اون هیجان و علاقه رو توی صورتش نمیدیم .گاهیم مشغول بازی با موبایلش بود! و وقتی آماده میشد بدونه هیچ عشق

تمام بکن‌های من بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا