داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

سکس با جنده ی قدیمی

سلام من فرزینم 18 سالمه قیافه و هیکل متوسط و سمت شمال تهران هستیم.زیاد این چیزا رو طول نمیدم مستقیم میرم سمت داستان (اسم ها و مکان ها ساختگی است). ما تو یه ساختمون 40-50 واحدی زندگی میکنیم که با اینکه جمعیت زیادی داره اما بیشتر وقتا خلوته و هیچ صدایی میشه گفت شنیده نمیشه. […]

سکس با جنده ی قدیمی Read More »

روابط پیچیده

از کلاس میومدم خونه ساعت ده بود خیلی خسته بودم تو راه دیدم چند تا رفتگر شهرداری سرو صدا میکنن و یه خانوم که دم تلفنه رو اذیت میکنن ناخودا گاه زدم رو ترمز چند متر جلو تر که دیدم یه خانوم چادری به سرعت اومد سمت ماشین و درو باز کرد و از من

روابط پیچیده Read More »

سکس با گلی‌ خواهرزنم

با سلام خدمت همه من الان حدود 5 ساله ازدواج کردم و کاملا راضی ام از زندگیم یه خواهرزن دارم که اینجا گلی صداش میکنیم که 18 سال داره و از نظر زیبایی از 100 بهش نمره 90 میدم قد حدود 170 و وزن حدود 65 الی 70 کمی گوشتی و سفید که سینه هاش

سکس با گلی‌ خواهرزنم Read More »

جای سکس ضربدری تو زندگیمون خالی‌ بود

سلام من صبا هستم ۲۷ سالمه ۵ ساله ازدواج کردم البته یه سال نامزد بودیم از خودم بگم که قدم تقریبا ۱۷۰وزنم ۶۵ سفیدم و خیلی به خودم و ظاهرم میرسم دوست دارم پیش شوهرم مرتب و با ارایش بگردم خب بریم سر اصل موضوع که می خوام براتون تعریف کنم من و شوهرم حامد

جای سکس ضربدری تو زندگیمون خالی‌ بود Read More »

چرا من باید قربانی بشم

فقط سيزده سالم بودم كه هر شب با صداي داد مامان و بابا سر رو بالشت مي ذاشتم ، دختري كه جاي مهر و محبت فقط دعوا و جيغ و كتك كاري نصيبش شده بود. اوايل زمستون بود و برف مي باريد مثل هميشه مامان و بابا مشغول دعوا بودن و منم رو مبل نشسته

چرا من باید قربانی بشم Read More »

دردانه ی رهبر انقلاب

به بهانه ی شروع ثبت نام دوره های آموزشی سعید طوسی . مکالمه یک داوطلب و پدرش با سعید طوسی برای ثبت نام … *** پدر : سلام استاد طوسی استاد : السلام علیکم و رحمت اله و برکاته پدر : خدمت رسیدیم برای ثبت نام پسرمان در کلاسهای پربار جنابعالی. خواستیم ببینیم شرایط ثبت

دردانه ی رهبر انقلاب Read More »

سيب

“سامان بهت گفته بودم! اصلا خوشم نمیاد اینطور باهاشون گرم میگیرى!! “ الما شالشو پشت گوشش زد و براى سامان پشت چشمشو نازك كرد. سامان موبایل رو قفل كرد و روى داشبورد انداخت. هوای تهران ابرى بود و بارون هى شدت میگرفت و هى نم نم میشد و طبق معمول خیابون ها قفل میشد! موبایل

سيب Read More »

جنده بازی در حسین پارتی

این خاطره مال همین محرم امسال؛ شنبه هشتم مهر هزاروسیصد و نود و شش هست… *** تو شیراز دسته های سینه زنی شب ها از همه جای شهر راه میفتن بسمت شاهچراغ که یه محله قدیمی و پر از کوچه پس کوچه س و اون شبها اون اطراف غلغله س مخصوصا اگر شب تاسوعا یا

جنده بازی در حسین پارتی Read More »

عروسی‌ با کیر اضافه

 کامل آماده شده بودم، سحراومد بود خونه و هم آرایشم کرده بود هم کمک کرده بود که اماده شم لباسم رو بپوشم، هنوز شک داشتم که لباسم مناسب این جشن عروسی هست یا نه! نسبت نزدیکی با عروس و داماد نداشتیم، کلا یه عروسی جمع و جور بود، نمیدونم شاید توی رودرواسی اصلا مارو دعوت

عروسی‌ با کیر اضافه Read More »

به خاطر یک مشت دلار

‎ليندا ٣٦ سالمه بدنم كاملا سكسي هست و به ورزش علاقه زيادي دارم. ‎ ٩ ساله ازدواج كردم شوهرمو خيلي دوست دارم و بهش عشق ميورزم و يه پسر ٦ ساله داريم شوهرم داخل يه كارخونه كار ميكنه….   ‎ما از روز ازدواج تا ٧ سال بعد خونه نداشتيم و مسكن اجاره اي داشتيم با

به خاطر یک مشت دلار Read More »

Scroll to Top