داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

چاقال شخصی‌ محسن

با سلام امیر علی هستم ۱۹ سالمه اقا ۱۷ ساله مون بود که اومدیم تو محله جدید که الانم هستیم بچه هم سن من نبود مجبوری با پسری که ۲۳ سالش بود رفیق شدیم درد مجبوری خلاصه من معمولی بودم تا اون سن کسی بهم توجه نداشت یا بخوان ببرن بکننم اسم این رفیق جدید […]

چاقال شخصی‌ محسن Read More »

مرسی‌ که منو کردی

زمستون سردی بود اون سال.اون روز کلاس داشتم و حتما باید میرفتم دانشگاه.از رخت خواب جداشدم و رفتم دستشویی .مسواک زدم و ۱لیوان شیر طبق معمول خوردم و رفتم جلوی اینه نگاهی به خودم انداختم.از قیافم خوشم میومد .موهام بلوند بود چشمای درشتی داشتم .همه توی فامیل میدونستن چشام تکه.لباس پوشیدم موهامو تافت زدمو شالو

مرسی‌ که منو کردی Read More »

قبیله ی لیلی های یک ساعته

خجالت مي کشيدم از زير پتو بيام بيرون. فقط يه رکابي کوتاه تنم بود با يه شورت باريک. بااينکه پرده ها کشيده بود اتاق روشن بود. فکر کردم سکس شب باشه خيلي بهتره. طرف آشپزخونه که راه افتادم سینه هام شروع کردن به تکون خوردن. اگه يه کم تندتر راه مي رفتم کامل مي افتادن

قبیله ی لیلی های یک ساعته Read More »

گى با پسر كوچه روبرويي

سلام.   قبلاً خاطره ى گى كه داشتم باهاشو بهتون گفته بودم. الان ميخام گى چند روز پيشمو تعريف كنم…   من پولى سكس ميكنم ولى اين ديگه فك كنم به كيرش وابسته شدم. بكنم شده انگار. هفته پيش بود كه پيام داد برم پيشش دوستشم اومده برم كه تريسام گى كنيم. روز قبلش با

گى با پسر كوچه روبرويي Read More »

کردن کون تنگ خواهرزادم

باسلام دوستان این اولین داستان منه اسم من امیر30 ساله وچهارساله ازدواج کردم خواهرزادم اسمش شیدا و سنش الان26 سالشه داستان برمیگرده به 8 سال قبل …   البته ناگفته نماندقبل اولین رابطه جدی با شیدا شیطنت های زیادی داشتیم اما در حد بغل و دستمالی کردن یک شب خونه خواهرم بودم و با شیدا

کردن کون تنگ خواهرزادم Read More »

زن دایی افسانه و سکس سه نفره

بریم سر این ماجرای جالب که همین ده روز پیش برام اتفاق افتاد و ماجرای زندایی خوشگلو سکسیمه که حالا چهل و پنج سالش شده ولی مثل یه پورن استار بهم کوس میده ولی اینبار با خودش و مربی بدن سازیش با هم … گاهی وقتا من میرفتم دنبال افسانه از باشگاه میاوردمش دوس داشت برم

زن دایی افسانه و سکس سه نفره Read More »

تسلیمش شدم

از در كه وارد شدم تو آشپزخونه بود. به ندرت پيش مياد كه آشپزى كنه اما اون شب… احتمالا اين پاداش شروع دوباره‌ى جلسات مشاوره‌ام بود! شال و پالتوم رو در آوردم و رو كاناپه انداختم و به سمت آشپزخونه رفتم. نيمه لخت جلوى گاز وايساده بود و دماى فر رو تنظيم ميكرد. صداى آهنگ

تسلیمش شدم Read More »

آخرین بازی دو نفره

هم‌بازی بچگیام بود، سارا رو می‌گم… از وقتی که خونمون رو عوض کردیم و پامونو تو محله ستارخان تهران گذاشته بودیم، نتونسته بودم دوستی صمیمی‌تر و باوفاتر از اون پیدا کنم. گرچه اخلاقای دخترونه خاص خودش رو داشت، اما تو وجودش خبری از لوس‌بازی‌های حوصله سربَر و ادابازی نبود. دست رد به سینه هیچ‌کدوم از

آخرین بازی دو نفره Read More »

بدن داغ و سکسیش

من نوا هستم. من توی یه خانواده ی نسبتا اوپن بزرگ شدم. نه اینکه ول بودم ولی خب مامان بابام بهم اعتماد داشتن و خیلی بهم گیر نمیدادن. از بچگی درسم خوب بود و همش شاگرد اول کلاس بودم و تو راهنمایی تیزهوشان قبول شدم و با نمره های عالی تو اون مدرسه درس خوندم.

بدن داغ و سکسیش Read More »

آخر بازی

از همان برخورد اول برایم جذاب بود با آن عکس های جالبی که به در و دیوار گالری زده بود‌ و حضور گاه و بیگاهش در بین بازدید کننده ها و سکوتش…   رفتن به گالری برایم عادت شده بود ،هر هفته سر راهم به خانه ،حتما سری به آنجا می زدم و توی جمعیت

آخر بازی Read More »

Scroll to Top