داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

تست جندگی برای زنم

داستانی که میخام تعریف کنم مربوط به شب عید پارسال میشه که تو نمایشگاه بین المللی تبریز اتفاق افتاد… کسانی که تبریزی هستن میدونن این نمایشگاه هر سال نزدیک عید برگزار میشه و روزای اخر اینقدر شلوغ میشه که راحت اگه اهلش باشی میتونی زن یا دخترارو بچسبونی یا حتی بغل کنی میتونم بگم تو یک […]

تست جندگی برای زنم بیشتر بخوانید »

دست به مهره حرکته

۱۸ سالم بود و مثل همه جای ایران توی کوچه و محل کلی رفیق هم سن و کوچیک تر از خودم داشتم ، تعریف از خود نباشه خوشگلم هستم البته چیزیه که میگن :)) زودتر میرم سراغ اصل مطلب تو این دوستایی که داشتم یه پسر بود به اسم علیرضا ۱۶ ساله‌ش بود، سفید و

دست به مهره حرکته بیشتر بخوانید »

یاد کون پاره ی فاطمه

ما معمولا برای مصرف گوشت خونه بجای رفتن به قصابی؛ با یکی دوتا از همسایه ها شریک میشیم و هر بار یکیمون میره خارج از شهر توی یکی از این روستاها یه گوسفند میخره و همونجا هم می کشه و گوشتش رو میاریم و تقسیم میکنیم و دیگه تا یکماه خیالمون از خرید گوشت راحته…

یاد کون پاره ی فاطمه بیشتر بخوانید »

باید کسشو می‌کردم

سلام چند وقتی بود تو نخ خانم آرش بودم بزنم به تخته خوش بدن و خوش چهره بدن تو پری داشت خدارو شکر با من صمیمی بود و حس میکردم همیشه نسبت به من حس خوبی داره، چون گاهی اوقات باهام از چیزایی حرف میزد و درد و دل میکرد که مطمعنا به کس دیگه

باید کسشو می‌کردم بیشتر بخوانید »

زیر پوست شهر

سلام دوستان. تصميم گرفتم اتفاق واقعي در ارتباط با رابطه جنسي پسر و مادر رو براتون تعريف كنم تا متوجه بشين كه اين روابط (هرچند تعدادشون كم باشه كه نيست) وجود داره و انكارپذير نيستن. به علت واقعي بودن داستان اسامي كاملا ساختگي هستن.اسم پسر علي نوزده سالشه ساكن تهران و ارتباطش با مادرش هنوز

زیر پوست شهر بیشتر بخوانید »

بهترین حس گاییده شدن

سلام خدمت همه بچه ها مدتی بود که اصلا حس مفعول بودن نداشتم و و حسی نبود که وادارم کنه دوباره کون بدم. ***   ماشینم رو عوض کرده بودم، دنبال روکش صندلی آس بودم و چندجایی رو سر زده بودم ولی چیز خوبی پیدا نکردم. توی یکی از خیابون های دور از مرکز شهر

بهترین حس گاییده شدن بیشتر بخوانید »

لحظه‌های ناب مستی

کنترلم دست خودم نبود… حسابی گرمم شده بود.. اگه تولد پری ،بهترین دوستم، نبود هیچ وقت پامو همچین جایی نمیزاشتم که به جای شربت مثل احمقا مشـروب بخورمو وضعیتم بشه این! با تلو تلو خودمو رسوندم به بالکن خونشون تا یه بادی به کله ام بخوره و از گیجی در بیام.. خیلی گرم بود… داشتم

لحظه‌های ناب مستی بیشتر بخوانید »

یه مرد تو جنگل نامردا

سلام. *** من فروشگاه لوازم خانگی تویکی از نقاط خوب تهران دارم.وضع مالیم وزندگیم خداروشکر بدنیست.تنها مشکلم هات بودنمه.تواین مدت بادخترهای زیادی بودم اما هیچ کدوم اون چیزی روکه من میخواستم نداشتن.من هات بودن و انجام تمام چیزهایی که توفیلم های سکسی هست میخواستم.ولی هیچوقت طرف مقابل من کارشو خوب انجام نمیداد.با این که من

یه مرد تو جنگل نامردا بیشتر بخوانید »

داداشای حشری و یه خواهر کوچولو

نمیگم خیلی آزادی جنسی داشتم ولی دوست دختر کم نداشتم وبا چندتاشون هم سکس رو تجربه کردم و خیلی هم لذتبخش بود. ازپاییز امسال تنها شدم، با دوست دخترم کات کردم. اول زمستون کمبود نیازجنسی و عاطفیم خودش رو نشون داد! ما یه خانواده ی پنج نفره ایم. پدرمادرم هردو فرهنگی هستن. یه برادر و

داداشای حشری و یه خواهر کوچولو بیشتر بخوانید »

دختربقال محل

این داستان رو با لهجه ی طهرانی فیلم کوچه‌ مردا یا قیصر بخونین . *** یه روز که این کیرزبون نفهم راست شده بود هیچ حرفی هم سرش نمیرفت رفتم سراغ قاسم دوستم گفتم قاسم جقی یه کس پیداکن بکنیم جون جدت این کیر دیونم کرده.قاسم یکم فکرکرد گفت اها یافتم شوکت جنده کوچه پشتی.گفتم اخه

دختربقال محل بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا