نمیدونستم اونشب منو میکنه
اسمم ایلیاست این خاطره واسه پارساله که ۱۲ سالم بود *** اواسط اسفند ماه بود و بارونی بود هوا، تو خیابون با لباس خیس و موهای بارون خورده و خیس منتظر تاکسی بودم، شب بود و خیابون خلوت خلوت ماشین ها هیچ کدوم نگه نمیداشتن، بعد از ۱۰ دقیقه یه دنا سفید که رانندش یه […]
نمیدونستم اونشب منو میکنه بیشتر بخوانید »
