داستان سکس

داستان سکسی جدید فقط در سایت بزرگ شهوتناک.

میوه ی باران

رفتم بالا و در آپارتمانشو باز کرد.معلوم بود تازه حموم بوده.یه روبوسی ساده کردم و رفتم تو. خونه ی نقلیه 2 خوابه داشت
رفتم نشستم رو مبل و اونم اومد نشست رو بروم. احول پرسی کردیم و.. گف برم برات شربت بیارم.
وقتی رفت تو آشپزخونه یه دختر کوچولوی 5-6 ساله در اتاقو باز کرد و اومد تو حال ! متعجب به من نگاه کرد و گفت تو کی هستی ؟
زبونم بند اومه بود. نمیدونستم چی بگم. یه مرتبه رویا از آشپز خونه اومد و گفت دخترم ! چرا از خواب پاشدی ؟ دخترش دوباره گفت این آقاهه کیه ؟ رویا گفت این آقا دوست ماس مهمونه !
من سریع پاشدم و گفتم بهتره باشه واسه یه وقت دیگه. اما رویا گفت نه 10 دقیقه صبر کن و دست دختررو گرفت رفت تو اتاق.

میوه ی باران Read More »

داستان چاغال شدن من

تف زد به سوراخ من و کیر خودش، هرکاری کرد نرفت تو ، سوراخم داشت میسوخت و خیلی داغ شده بود و خیلی دوست داشتم، گذاشت لای پاهام و پاهامو جمع کرد یکم عقب جلو کرد آبش اومد ریخت رو کونم بعد افتاد روم، حس سنگینیش و داغی آبش دیونم کرد.
چند روز گذشت و بهم پیام داد و گفت بازم خونشون خالی میشه منم اوکی دادم، گفت تو اینترنت یه چیزای خونده و ازم خواست تا با خیار و انگشت سوراخم رو تمرین بدم گشاد بشه، منم مو به مو حرفاش رو اجرا کردم تا اینکه

داستان چاغال شدن من Read More »

خاله حمیده به منم میده

با اشاره گفت در را قفل کنم بعد برگشتم کنارش کلی لب تو لب بودم شورت و شلوارم را با هم کشید پایین خاله کیرم را کرد توی دهنش چه لذتی داشت به خاله گفتم ممکنه آبم زود بیاد خاله گفت پس زود باش منو از پشت بکن فوری شورت ودامنش را پایین کشید زانو زدو کون سفیدش را قمبل کرد منظره قشنگی بود کس و کون سفید خاله جلو چشمم بودخاله گفت بلدی؟ گفتم توی فیلمها دیدم اما دفعه اوله کون و کپلش را تکون میداد و میگفت زودتر بکن توش من هم دفعه اولمه . سوراخ تنگ کونش را با اب دهنم خیس کردم خاله گفت اول انگشتت را بکن توش چون خودم چند بار اینکار را کردم و خوشم میاد من هم بعد ار خیس کردن کونش اول انگشتم را آروم آروم کردم تو کونش چند بار اینکار را تکرار کردم وخاله گفت حالا یواش یواش کیرت را بکن توش دوباره به حلقه کونش تف مالی کردم کیرم را درش گذاشتم لیز میخورد خاله پاهاش را بیشتر باز کرد و گفت کیرت را هم خیس کن کیرم را هم با تف خیس کردم و به مکافات آروم آروم سر کیر رفت داخل

خاله حمیده به منم میده Read More »

خودم بهش کص دادم

این شد که تصمیم گرفتم خودم وارد عمل بشم و تو چتها و دفعاتی که به خونه‌اش رفت و آمد داشتم حرفهای سکسی رو پیش میکشیدم و لباسهای کاملا تحریک آمیز میپوشیدم، تا اینکه بالاخره آقا دوزاریشون افتاد. یکی از این روزا یه آرایش ملویی کردم و رفتم پیشش، میدونستم که امروز قراره سکس کنیم؛ حرفهای اخیر و آخرین صحبتهایی که شب قبلش با هم کرده بودیم این ندا رو بهم میداد. وقتی رفتم پیشش، بعد از سلام و احوالپرسی پیشش نشستم، بوسیدمش و اونم منو بوسید و کشوند روی رونهاش و شروع کردیم به لب گرفتن. ضربان قلبم زیاد شده بود. دوست داشتم بیشترین لذت رو بهش بدم، برای همین زیاد لب گرفتن رو طولش ندادم و خم شدم شلوار و شورتش رو کشیدم پایین. آلت سیخ شده‌اش قلمی بود و زیاد بزرگ نبود. همه‌اش رو تا ته تو دهنم فرو کردم و جانانه براش میک میزدم. این اولین باری بود که حس میکردم کنترل رضا تو دستمه و از اینکه میتونم باعث رضایتش بشم احساس خوبی داشتم، لباسامو در آوردم. حیرت و تعجبش رو از زیبایی بدنم تو چشماش و نگاهش میدیدم و همین بیشتر حشریم میکرد.

خودم بهش کص دادم Read More »

ایشالا که قبول حق باشه

ساعت از شش گذشته بود.

باید آماده می‌شدم تا سر وقت در محل حاضر باشم.

از یک سال قبل برای امروز برنامه‌ریزی کرده بودم و حالا اصلاً باورم نمی‌‌شد که زمان چقدر زود بر من گذشته است. پارسال همین روزها بود که برده‌ای را از کشتارگاه سفارش داده بودم و به قصاب کمک کرده بودم که او را پای بساط خانم منصوری زمین بزند و پوستش را بکند و طبخش کند.

خانم منصوری هر سال دیگش را در همین روزها بار می‌گذاشت و من هم دست راستش بودم و کمک می‌کردم. در مدتی که آنجا کار می‌کردم رابطه‌ی خوبی باهاش داشتم و زیاد پیش می‌آمد که پای درد دل یکدیگر می‌نشستیم. دو سه سالی از من بزرگ‌تر بود اما در آستانه‌ی چهل سالگی، هیکل خوب و اندام معرکه‌ای داشت. صورت کشیده‌اش چهره‌ای همیشه جدی به او می‌بخشید،‌ اما در حین صحبت کردن لبخند می‌زد. نگاه نافذش را به هر کسی می‌دوخت او را از پا درمی‌آورد.

ایشالا که قبول حق باشه Read More »

کون دادم آی کون دادم

حس عجیبی بود تو پارک فقط با یه بلیز در حال کون دادن خلاصه به زود داشت کیرشو میکدر تو کونم داشتم جر میخوردم تاحالا چیزه به این کلفتی تو کونم نرفته بود بعد ١٠ دقیقه یکم شل شد کونم کیرشو بیشر کرد تو کونم حس میکردم پاره شدم ولی مهم نبود چون یه چیزه داغو تو کونم احساس میکردم یکم بعدش تا ته کیره ٢٠ سانتیش رو کرد تو کونم و شروع کرد به تلمبه زدن

کون دادم آی کون دادم Read More »

میسترس و پسرک

پسرک با صدای زنگ در با لباس مرتب و منظم به سمت در رفت و در رو باز کرد سلام حیوون! -سلام #میسترس٬ خیلی خوش اومدید بفرمایید تو وارد خونه شدند که میسترس گفت: چرا جلوی در دلا نشدی برای خوش آمد گویی کف بوت هام رو برام با زبونت بلیسی؟!!! -آخه میسترس! آخه چی؟!!!

میسترس و پسرک Read More »

زندگی سکسی مسلمانان

دو سه بار بعد از اون قضیه که زهرا را دیدم فهمیدم نگاهاش به من فرق کرده یه جوری دیدم می زد. تا یه روز که رفته بود یه مسافرت خارجی برای من یه ادکلن خیلی گرون آورده بود و توی یه جعبه قرمز چوبی بهم دادش. شبش بهم پیام داد یه تیکه کاغذ زیر اون جعبه چوبی برات گذاشتم و تنهایی بخونش. دیدم برام نوشته که از من خیلی خوشش میاد و و حتی یک بار که منو دیده بعدش رفته خودارضایی کرده و ….. من که مونده بودم چه کار کنم پیش خودم گفتم شاید داره امتحانم می کنه و بهش پیام دادم اصلا و ابدا دیگه نمیخوام ببینمت و این کارها یعنی چی. بعد از یه مدت دوباره پیام داد که میدونم فکر کردی میخوام امتحانت کنم ولی من عاشقت شدم و نمیتونم بهت فکر نکنم . لطفا یک بار و فقط یک بار منو به خواستم برسون و میخوام حداقل یک شب مال تو باشم. بعد برام عکس صورت و سینه هاش را فرستاد گفت اگر به اعتمادت خیانت کردم میتونی عکس منو توی گروه ها پخش کنی و اصلا بیا از این چت اسکرین شات بگیر و نگه دار تا بدونی من نمیخوام بهت خیانت کنم یا امتحانت کنم. وای از اون عکس سینه هایی که فرستاده بود یک بار باهاش جق زدم وازشون اسکرین شات گرفتم که اگر خواست اذیتم کنه ازش استفاده کنم.بهم گفت که میاد شهرستانمون ( نمیگم کجاست) و میریم باغ پدرش . روز موعود فرا رسید و به من پیام داد که فردا صبح بیا باغ . منم زنمو پیچوندم و با هزار جور ترس رفتم باغ . در که زدم اومد پشت در و یواش در را باز کرد و گفت ببین کسی تو کوچه نیست.

زندگی سکسی مسلمانان Read More »

سفید برفی و حسین کوتوله

سانازم هی میگفت حسین، منو بکن کیرتو بکن تو کوسم، کیر کلفتتو میخوام حسین
بلند شدم گفتم ساناز لباس زیرتو دربیار، اونم سریع درآورد انداخت زمین، بازم گفت حسین کیرتو بکن تو کوسم، دارم میمیرم
منم شورتمو درآوردم، کیرمو گذاشتمو رو سوراخ کوسش، چند بار کشیدم رو کوسش تا یکم آب کوسش بخوره راحت بره تو
ساناز میگفت جون حسین، بکنش تو، تا ته بکن تو کوسم، یکم فشار دادمو کل کیرم رفت تو کوسش
جون حسین محکمتر بکن، منم یواش یواش تندتر کردم، سانازم آه و ناله هاش بلندتر شد…

سفید برفی و حسین کوتوله Read More »

توى هواى پاییزى توى خیابون

مشروب باعث شده بود دیرتر ارضا بشم، در حین خوردن كسش دیگه طاقت نیاورد و ازم كیر میخواست بلند شدم و پاهاى نازش رو دادم بالا و بهم چسبوند و گفت بكن توى كسم كیرتو
كیرم رو كردم تو و ناله اى كرد كه دیوووونه كننده بود آروم و با حوصله داشتم میكردمش و همزمان پاهاى نازش رو آوردم جلوى لبام و توى چشماش ذل زدم و آروم شروع كردم خوردنه پاهاش، یه چند دقیقه كردم توى اون پوزیشن كه خودم خسته شدم و كیرم رو درآوردم و دوباره كس و كونش رو خوردم ، داگى شد از پشت موهاى مشكى و بلندش رو گرفتم و كیرم رو كردم توى كسش و یكم سرعت گاییدن رو بیشتر از پوزیشن قبل كردم كون خوشگلش جلوى چشام بود و به حركت كیرم توى كسش نگاه میكردم

توى هواى پاییزى توى خیابون Read More »

Scroll to Top