تا درو باز کرد دیدم یک تاپ مشکی چسب پوشیده با یک ساپورت رنگ سفید ک پاهاش و میشد کامل حدس زد منم بلافاصله شق کردم ولی خودم و زدم به کوچه علی چپ مثثثثلا باکلاسم و اینچیزا زیاد دیدم رفتیم نشستیم پرسیدم همسر گلتون کجاس؟ گفت همین پیش پا شما رفت کرج مادرمو بیاره شب خونمون تولده و… منم فهمیدم حالا حالاها نمیاد خلاصه اومد نشست رفتم پشت سرش از بالا تقریبا خودمو چسبوندم و گفتم گیتارو اینجوری باید بگیری و…اونم اصلا خودشو عقب نمیکشید من بازم میترسیدم کاری بکنم یک یه ربعی گذشت دیگه از بس دید زده بودم کوس و کونش و از رو ساپورت دیوانه شدم دستمو بدون مقدمه گذاشتم رو رونش گفتم ورزش میکنین مشخصه چه رونایی دارید من بلدم میتونم کمکتون کنم لبخند زد از من گذشته و این حرفا گفتم نه خیلی خوبی بلند شو ببینمت اونم بلند شد گفتم بچرخ چرخید و کلی ازش تعریف کردم خندید