زیر کیر پدربزرگ
سلام این داستان برمیگرده به سال ۹۱ که من ۱۴ سالم بود ما رفتیم روستامون تعطیلات بود چند روزی بمونیم پدربزرگ و مادربزرگم اونجا میمونن کل سال خلاصه رسیدیم روبوسی و اینا پدر بزرگم یعنی پدر پدرم مادرمو بغل کرد روبوسی اولین بار بود صمیمیت پدربزرگمو میدیدم با مادرم اسم مادرم سمیراس و ۳۳ سالش […]
