2013

کس تپل

تقریبا 3 سال پیش بود و من با یکی از دوستانم به نام آرش با هم شریک بودیم و کار کامپیوتر میکردیم. این آقا آرش ما از اون آدمهای لانتوری اما بچه خوشگله. خلاصه یه روز گرم تابستان بود و 4 شنبه من در مغازه نشسته بودم که آرش هم اومد یکم کارامون رو رله […]

کس تپل Read More »

اتفاق مفيد

چند هفته اي بود كه سر كلاس آمار نرفته بودم. خيلي دلواپس بودم. بهر حال اين درس خيلي سختي بود و قبلا هم يكبار ازش افتاده بودم. وقتي وارد كلاس شدم تازه متوجه شدم كه استادمون چند تا جلسه هم جبراني گذاشته بود و بنابر اين خيلي از درس عقبم. به فكرم رسيد هر چه

اتفاق مفيد Read More »

خاله سوسن

این قضیه مال پاییز 1387 هستش. من و خالم با هم چیزی نداریم یعنی از همه چیز من خبر داره چون از وقتی از شوهرش طلاق گرفته و مامان و بابا بزرگم مرحوم شدم من هم دیدم خالم تنهاست اکثریت پیش خالم هستم. دیگه یه جورایی منو خالم با هم زندگی می کنیم همه فامیل

خاله سوسن Read More »

مادر و دختر گدا

سر ظهر بود و خسته و كوفته داشتم از مغازه به خونه برميگشتم. بد جوري تو كف بودم. خيلي وقت بود كه سكس نداشتم و هردختري كه از كنارم رد ميشد را بد جوري نگاه ميكردم. خونه چندروزي بود كه خالي بود و به اين زوديها هم نميومدند. تو فكربودم كه چطوري يك نفر و

مادر و دختر گدا Read More »

سمیرا

سمیرا دوست خواهرم بود و بعضی وقتها خونه ما می اومد. دختر راحتی بود (البته یه دختر 11، 12 ساله که معنی مقید بودن را نمی فهمه) و تلاشی برای پنهون کردن بدنش از غریبه را نمی کرد. عمدتاً یه تاپ آستین‏دار با یه دامن زیرزانوئی می پوشید و وقتی بیرون می رفت یه چادر

سمیرا Read More »

سكس خانوادگي

من هيچوقت عادت نداشتم با همكلاسيهام خونه دانشجويي بگيرم. بلكه هميشه تنها يك خونه دربست اجاره ميكردم. سال سومي كه دانشگاه بودم خونه اي گرفتم كه هم بزرگ بود و هم ارزان و در ضمن گاراژي داشت كه از اون به عنوان مغازه تعمير كامپيوتر استفاده ميكردم. صاحبخانه من يك زن تنها بود با 2

سكس خانوادگي Read More »

ژاله دختر همسایه

راستش ما يه همسايه داشتيم که دو تا دختر داشتن با يه پسر که اين دخترا يکيشون ۲۸ ساله و يکي ديگه شون ۲۳ ساله ومن هميشه تو کف اون دختر بزرگه بودم و هميشه تو عالم مستي به يادش جلق مي زدم گذشت تا اينکه اين دختر بزرگه ( ژاله ) نامزد کرد و

ژاله دختر همسایه Read More »

گريه يک مرد

من و شيرين همديگرو خيلی دوست داشتيم طوری که دوستهای من و اون به ما حسودی می کردند. اون تقريبا هر روز خونه من می اومد و اگه يک روز همديگر رو نمی ديديم روزمون شب نمی شد خلاصه از اون عشقهائی که همه آرزوشو دارن. همه پارتيها و مهمونيها را با هم می رفتيم.

گريه يک مرد Read More »

مدرسه جديد

مدرسه جديد از خونه دور بود. برادرا تصميم گرفته بودن! مادر ناتنی که اصولا در اوامر مربوط به من دخالت نمی کرد و پدر هم تا زمانی که مشکلی نبود! و اصولا هيچوقت مشکلی نبود! وارد جزئيات نمی شد. اصلا کسی نپرسيد مدرسه چرا بايد عوض شه و شد! برام جالب بود. دخترا مثلا دخترای

مدرسه جديد Read More »

سکس سکس سکس

تو بخار سيگار و هاله مشروب دورت که گم می شی اصلا نمی فهمی آهنگ توی مهمونی چيه و با کی می رقصی. اينا همش يعنی تابستون. يعنی مامان و بابا ياد مشرق و مغرب بيافتن و دائم يا جماعت الاف خونت ولو باشن يا تو خونهاشون. شمال و استخر و… يعنی مدرسه نداری. يعنی

سکس سکس سکس Read More »

Scroll to Top