گفتم پرده نداری؟ گفت نه راحت باش

با سلام خدمت دوستان عزیز
چند وقتیه با این سایت اشنا شدم و خواستم خاطره ی خودمو باهاتون به اشتراک بزارم.
من عرفان هستم و ۲۲ سالمه اهل تهران
قدم حدود ۱۸۰ و وزنم ۹۵.
یجورایی استیل ورزشکاری و سیکس پک و اینا.
ماجرا ازونجا شروع شد من ی موتور ns گرفتم
اونموقع ها هم ان اس تازه اومده بود منم با قرض و قوله یدونه گرفتم
وسیله هم که داشته باشی همه رفیقا هرروز اویزونتن که بریم تا فلان جا و اینا واسه هممون پیش اومده.
ی روز رفیقم زنگ زد گفت من قرار دارم بیا بریم با اصرار اون رفتم.
دختره بد نبود ولی ازین تیغ زن ها بود منم به روی رفیقم نیاوردم.
اینا باهم به مشکل خوردن رفیقم منو انداخت جلو گفت پا درمیونی کن یجوری اشتی بده دوباره چند وقت بعد دختره پیام داد گفت دعوامون شده پا درمیونی کن و این وصط من شده بودم ریش سفید.
این جریانا گذشت تا ی روز تو پارک داشتیم تمرین میکردیم ی دختره اومد جلو گفت سلام اقا عرفان
گفتم سلام شما؟
گفت من دوست مهیا هستم

 

مهیا هی تو مدرسه میگفت بهش پیام میدین التماسش میکنین باهاتون رفیق بشه خواستم بگم دختر خوبی نیس فلان و فلان.
گفتم تو کی هستی؟اصن مهیا کیه؟
مهیا نمیشناسم من من به کسی پیام ندادم اصلا.
بهش گفتم میشه شمارشو بهم بدی؟
شمارشو گرفتم بعش زنگ زدم گفتم بار اخرت باشه پشت سرم حرف میزنی.
شبش بهم پیام دا گفت دوس دارم باهات رفیق بشم
اینو گفتم که شمارتو پیدا کنم و اینا
گفتم خب باشه قرار گذاشتم واسه فرداش
فرداش اومد دیدم بد نیس
سینه ۸۰ قد ۱۷۰
استیل رون های تو پر
کمر باریک
خلاصه سوار شد رفتیم باهم دور زدیم و رسوندمش تو محلشون.
شبش پیام بازی کردیم و صحبت سکس شد و قرار شد چند روز بگذره بعد.
چند روز گذشت بعد مدرسه رفتم دنبالش اومدیم خونه
از در اومدیم تو سریع منو بغل کرد شهوتش خیلی زیاد بود
لباسمو دراوردم لب تو لب شدیم اروم بردمش رو تخت
مانتوشو دراوردم زیرش هیچی نداشت فقط سوتین داشت
شلوار اسلش پام بود اونو دراوردم یکم لب بازی کردیم گردنشو خوردم رفتم رو سینه هاش از بس چنک زد به موهام و پشتم همه رو زخم کرد
سینه هاشو خوردم یکم شلوارشو دراورد انداختمش رو تخت لب تو لب ظدیم خواستم از پشت بکنم که گفت از جلو بکن
تعجب کردم گفتم مگه پرده نداری؟
گفت نه راحت باش

 

منم از جلو سر کیرمو کردم تو کسش یهو اهش بلند شد
یهو فرو کردم تا ته ی جیغ با ناز کشید خیلی تنگ بود چند دقیقه صبر کردم لب تو لب شدیم تا جا باز کنه یکم اروم شروع کردم بع تلنبه زدن که اهش بلند شد گفت بکن منم تند ترش کردم ۴.۵ دقیقه گذشت از لرزش بدنش فهمیدم ارضاع شده یکم لب تو لب شدیم بوسش کردم دوباره شروع کردم به تلنبه زدن
خواستم از پشت بکنم گفت نه
خلاصه با کلی اصرار گفت باشه ولی اگر دردم اوم گفتم بهت دربیار
گفتم باشه
ی کرم اوردم اروم با انگشت اول سوراخشو باز کردم
بعد اروم سرکیرمو گذاشتم رو سوراخش فشار دادم
سرش رفت تو دیدم جیغش دراومد گفت دربیار
گفتم خب اولشه صبر کن جا بازمیکنه عادت میکنی
کم کم فشار دادم تو تا ته
یکم که گذشت شروع کردم اروم تلمبه زدن
اولش یکم اخ و اوخ کرد ولی بعدش با ناز اه و اوه میکرد

 

چند دقیقه گذشت گفت از جلوهم بکن
کیرمو دراوردم کردم تو کوسش شروع کردم به تلمبه زدن بعد ۲.۳ دقیقه باز ارضاع شد
منم همینطوری تلمبه میزدم چند دقیقه بعد منم ارضاع شدم.
همونجوری رو تخت ولو شده بودیم صحبت میکردیم که یهو گوشین زنگ خورد داداشم بود گفت دارین میایم اونجا
پاشدیم اماده شدیم سریع بردم رسوندمش تو محلشون.
شرمنده یکم طولانی شد چون داستان واقعی یهو همه چی دست به دست هم نمیده مثه بعضی از داستان های تخیلی که خوندم انگار فیلم هندیه خخخ
داستان های واقعی طولانی تره چون خیلی اتفاقا میفته تو واقعیت تا دو طرف اشنا بشن.
ممنون که وقت گذاشتین و خوندین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

سیزده + 20 =