گاييدن زورى معلم زبان

سلام من آرمان هستم 17سالمه اين داستان در باره گاييدن زورى معلم زبانم اول از همه يكم اطلاعات از خودم بدم بهتون كه قدم 178و وزنم هم حدود 80 كيلو از بچگى تو باشگاه انقلاب تنيس بازى ميكردمو بدن رو فرم و خوبى دارم ولى نه خيلى گنده ام نه سيكس پك دارم. اين داستان بر ميگرده به هفته پيش تو تير ما كه اين فكر تو سرم افتاد و اجراش كردم
خوب بريم سر داستان…

***

اول از همه بگم كه چهار سالى ميشه كه فيلم پورن ميبينم كلا به هر نوع و سبك سكسى آشنا بودم تازه تو فاز دوست دختر پيدا كردن بودم ولى در عين حال به صورت جدى درسمم ميخوندم ولى اصلا به فكر اين هم نبودم كه سكس داشته باشم تنها كارى كه تا اون روز كرده بودم فقط يكم شيطونى مالوندن ممه هاى دوست دخترم تو دستشويى پارك بوده اخرشم اون كيرمو ماليده ابم اومده نهايتش هم فقط گذاشته به كس نازش دست بزنم خلاصه بگذريم

 

پدرم شركت برج سازى داره ولى مادرم خونه داره تهران زندگى ميكنيم منو مامانم باهم ديگه تو يه كلاس زبان درس ميخونيم و معلم خصوصى داريم كه مياد خونه درس ميده بهمون اسم معلم زبانمون نيلوفره يه دختر تقريبا 24يا25سالس قدشم نزديك 170سينه هاى 80 يا85 با يه كون تو دل برو وزنشم 55 كيلو هر موقع كه مياد خيلى ازاد لباس ميپوشه معمولا با تاپه من حسابى ديدش ميزنم به يادش جق ميزنم ولى حتى فكر سكس باهاشم نميكردم تو كلا روز ها رو ميگذروندم به يادش جق ميزدم تا اخرين امتحانم تموم شد تو همون هفته بابام بخاطر يه پروژه جديدى كه تو كيش گرفته بود مجبور شد كه بره كيش هنوزم بر نگشته يه سه چهار هفته اى نيست منم شب تا صب ps4 بازى ميكردم تا اين كه روز موعود رسيد

 

 

يه سه روز قبل اون روز بود كه جق نزده بودمو دوست دخترمم نديده بودم حالم خيلى بد بود دنبال يكى بودم كه بد جور خشممو روش خالى كنم روز شب قبل از اون روز مامانم بهم گفت كه فردا ميخواد بره خونه مادر بزرگمينا نميتونه كلاس زبان بياد كلاسو كنسل كنه يا من خودم تنها ميشينم سر كلاس كه گفتم أشكال نداره اون لحظه خيلى نفهميدم كه چى شده فكر سكس نبودم تا به خودم اومدمو ديدم تو داستاناى قبل اونايى كه سكس داستان از همين فرصتا استفاده كردن از اون جا اين فكر به سرم زد خلاصه روز موعود رسيد مامانم رفت منم منتظر شدم تا بلاخره أيفون زنگ خورد درو باز كردمو نيلوفر اومد داخل اصلا چى ميديدم موهاشو بلوند كرده بود اصلا دلم ميخواست بگيرم همون جا بكنمش بد جور شق كردم راستى اينم بگم كه كيرم 17سانته خلاصه بعد دست دادن احوال پرسى اومد داخل يه جا كفشى مهمان داريم كنار در اومد كه اونجا بزاره باز كرد ديد جا نداره گفت كجا بزارم بهش گفتم بزاره طبقه پايين جا كفشى يهو كه دلا شد واى چه كسى بود كيرم شق شق بود يكم رفتم جلو سر كيرمو چسبوندم به كونش البته خيلى كم با ترس بعدش بلند شدو مانتوشو دراورد بعد نشستيم اصلا هواسم به درس نبود همش حواسم به ممهاش بود معمولا وسط كلاس يه استراحات يه ربعه داشتيم اون موقع مامانم يه اب ميوه اى چايى چيزى داشت ازش پرسيدم چى ميخورين گفت هوا گرمه اگه ميشه ابميوه …

 

منم تو فكر بودم كه چيكار كنم ميدونستم بايد زورى بكنمش زورمم راحت بهش ميرسيد خلاصه ابميوه رو بردم رو ميز و از قصد يهو ريختمش رو تاپش يهو بلند شدو من معذرت خواهى كردم دستمال براش اوردم گفتم ميتونيد بريد تو اتاقو لباستونو عوض من يه لباس از لباساى مامانم ميارم براتون وقتى رفت تو اتاق منم رفتمو از لاى در ديد ميزدم تاپو در اورد بعد سوتينشم دراورد واى چه ممه هاى سرش صورتى ديگه از خود بيخود شدم وارد شدم يهو سينه هاشو پوشوند و گفت پس چرا چيزى نياوردى شلوارمو در اوردم گفت چيكار ميكنى فهميده بود خودش اومد از اتاق بره بيرون درو سريع قفل كردم شرتمو در اوردم گفت اين مسخره بازيا چيه تو هنوز بچه اى بيا بريم من به مامانت چيزى نميگم دستمو بردم جلو سينشو گرفتم محكم فشار دادمو ميزد به دستم رفتم جلو ميخورد سينه هاشو هى دست پا ميزد بزور نشوندمش زمين گفتم بيين چه بخواى چه نخواى ميكنمت پس همراهى كن گريه ميكرد كيرمو گذاشتم رو صورتش بعد گذاشتم تو دهنش با زجه ساك ميزد گفتم نه اين جورى فايده نداره اينجورى حال نميده طورى ميكنمت ادم بشى

 

کمربندمو  از تو كمد اتاقم در اوردم دستاشو بزور بسم پاهاشم بستم دهنشو باز كردمو تند تند تو دهنش عقب جلو ميكردم داشت خفه ميشد يهو تا ته كردم نگو داشتم داشت عق ميزد يه بيست ثانيه نگو داشتم در اوردم هنوز گريه ميكرد بهم ميگفت اشغال داد ميزد شرتمو مچاله كردمو كردم تو دهنش بعد چسب زدم در دهنش رفتم سر وقت ممه هاش اينقدر خوردم حال كردم گاز ميگرفتمو كبودشون كردم رفتم پايم تَر شرت و شلوارش رو در اوردم پشما شو تازه زده بود اروم گذاشتم دم كسش هل دادم مگه ميرفت

 

به زور سرش رو دادم داخل گريه ميكرد چسب دهنشو وا كردمو شرتمو دراوردم گفت ترو خدا خواهش ميكنم دردم مياد گفتم پرده دارى گفت ترو خدا بزار برم گفتم دارى يا نه وگرنه از كون ميكنم گفت نه ترو خدا نه ندارم دوباره شرتمو كردم تو دهنشو چسبو زدم رفتم سر كسش تا ته كردم توش نگه داشتم واى چه گريه اى ميكرد موهاشو گرفتم تو دستمو شروع كردم داگ استايل كردن يه پنج دقيقه كردم بعد برش گردوندمو جفت پاهاشو كه بسته بودم گذاشتم رو شونه هامو كردم دوباره تو كسش بعد دستم ميزدم به ممه هاش نوكشونو تا ته فشار ميدادم بهش گفتم ممه ليمويى من چطوره ؟؟يه پنج دقيقه اينجورى تلمبه زدمو برش گدوندم خوبندمش يه بلاش گذاشتم زير كونشو بهش گفتم ميخوام كونتو فتح كنم كونشو دادم بالا گفتم از كون ميكنمت ولى جنده خوبى باش تكون نخور تا اروم بكنم كرم اوردمو كونشو گشاد ميكردم با انگشت بعد دو تا انگشت كردم تو كونشو سريع تكون ميدادم اينقدر تكون دادم تا أرضا شد

 

بعد تا چهار انگشت كردم تو كونش دهنشو باز كردمو خوابيدم روش لُب گرفتم از گردنشو خوردم ممه هاشو خوردم تا كسش بوى كسش ديونم ميكرد كسشو خوردم صداشم قطع شده بود چو چولش با انگشت تكون ميدادم برم جلو صورتشو تا ته كردم تو دهنش باز رفتم از لُب بگيرم تف كرد بهم عصبانى شدم برش گردوندم مچالش كردم تو يه گوشه پامو گذاشتم رو سرش شروع كردم به كردن كونش اينقدر شديد ميكردم داشت خون ميو مد جيغ ميزد التماس ميكرد كرد كردم همزمان ممه هاشو ميماليدم بهش ميگفتن جنده كونده بازم بيا پيشم ممه ليمويى التماساش بيشتر حشريم ميكرد ديدم بلا خره ابم داره مياد بردم جلو صورتشو همرو تو صورتش خالى كردم ديدم داره از ممه هاش يه مايعى مثل شير مياد قبلا خونده بودم زنايى بهشون تجاوز ميشه از شدت فشار اين طورى ميشن بيحال كنارش اوفتادم ميدونستم مامانم تا شب نمياد ساعت تازه سه بود

 

بردمش با خودم حموم تو حموم شاشيدم تو صورتش نشستم تو توالت فرنگى گذاشتمش رو پاهام داشت ميمرد از درد كيرمو گذاشتم تو كسش اروم بالا پايين كردم بعد كف حموم خوابوندمشو كردم تو كونش دوباره داشت ابم ميومد همشو تو كونش خالى كردم رفتيم بيرون دستو پاشو باز كردم يه بوس از سينه هاش كردمو گفتم خيلى حال داد مرسى اگه به كسى فيلمى كه ازت گرفتمو پخش ميكنم نميتونست راه بره ميلنگيد كمرش درد ميكرد شرتشو خواست بپوشه گرفتم ازش ماليدم به كسش گفتم اين يادگارى پيش من ميمونه زود لباس بپوشو برو

 

اين قضيه گذشتو بعد از سه روز كه نويت بعدى كلاسمون بود توقع داشتم كه نياد ولى بازم اومد تو يه فرضت مناسب كه تنها شديم بهم گفت خيلى اون روز حال كردم بازم باس منو مثل وحشى ها بكنى من مونده بودم بعد از اون يه بار ديگه هم سكس كرديم . اگه خوشتون اومد بگيد بازم داستاناى خودمو معلم زبان كس طلامو بنويسم…

 

نوشته: کیر خشن

5 Replies to “گاييدن زورى معلم زبان”

  1. عالی بود بابااااا بنویس بیاد
    واقعا این یکی جالب بود برام
    جالبه که بعد از اون همه کار و حتی گریه ای که داشت میکرد نکنیش ، اومد بهت گفت دوباره بکنیش اینه که حال میده
    ممنون میشم بنویسی
    زود بنویس تاقت نداریم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*