کون

سلام به همه من مرتضی هستم ۱۸ سالمه از ۱۴سالگی بهم تجاوز شده و نتونستم به هیچکی بگم چون ترسیدم و این ترس مسیر زندگیمو عوض کرد اومدم اینجا تا از اول تا اخرشو تعریف کنم تا شاید خالی بشم

خوب از خودم بگم پسری بودم ۱۴ ساله و رنگ پوستم سفید کلاس هفتومو تموم کردم و به بلوغ رسیده بودم سه ماه تابستون مثل برق و باد گذشتو من باید به کلاس هشتم میرفتم دو ماهی مدرسه رفتم ولی بابام که صافکاری داشت برای بازاریابی و جای بهتر باید جای مغازه شو عوض میکرد از شهر خودمون رفتیم ولی ن خیلی دور شاید با ماشین چهلو پنج دقیقه راه بود (ببخشید ولی اسم شهرو نمیگم)بعد اساس کشی نوبت به عوض کردن مدرسه من بود (تک فرزند بودم و خواهر برادر ندارم) خیلی اعصابم خورد بود که باید دوستامو ول میکردم.
روز اول تو مدرسه جدیدم بود مدیر منو برد توی کلاسو منو به بچه ها معرفی کرد نگاه های سنگین بچه هارو حس میکردم ومیدونستم واسه شهوته چون تو اون مدرسه هم بیشتر بچه ها بهم گفته بودن البته به شوخی چون رفیق بودیم. کلاس کوچیکی بود و دو سه تا میز سه نفره نشسته بودن و منم مدیر برد ته کلاسو برام جا انتخاب کرد رفتم بشینم دو نفر تو میز بودن یکیشون بلند شدو من وسط نشستم هیکل جفتشونم از من بزرگ تر بودو پوسته یکیشون سیاه بود و اسمش غلام اون یکیم یکم سبزه بودو اسمش سجاد کم کم با هم اشنا شدیم روشون بهم باز شده بود دستمالیاشونم شروع شده بود هی دستشونو مینداختن رو رونمو فشار میدادن بعد که من دستشونو مینداختم میخندیدن دیگه ازشون بدم اومده بود ولی نمیدونستم به کی بگم اذیتم میکنن بچه بودمو فکری به ذهنم نمیرسید به امتحانای ترم اول رسیدیم غلام بهم پیشنهاد داد برم خونشون واسه درس خوندن چون درس من خوب بود ازم خواسته بود بهش یاد بدم به هزار بدبختی قبول کردم باباش مرده بود و مامانش کار میکرد و داداشش سرباز بود و معمولا خونشون خالی بود ادرس گرفتمو قرار شد نه صبح برم خونشون رسیدم دم خونشون در زدم درو واز کرد بهم گفت مامانش تا ساعت یک نمیادو خونه خالیه رفتم تو درو قفل کرد بهش گفتم درو چرا قفل میکنی گفت که مامانش گفته وقتی نیست درو قفل کنه که دزد نیاد منه ساده قبول کردم رفتیم تو خواستم دفترو در بیارم گفت ولش وقت زیاده بیا یه فیلم ببینیم و یه سوپر در اوورد تو گوشیش نشون داد منم چون چند وقتی بود گیرم نیومده بود دلم یکم خواست ببینم به وسطاش که رسیدیم دیدم باز دستشو انداخت رو پام بهش گفتم نکن باز بد تر کرد فیلم تموم شد گوشیشو گزاشت گفت :من بد جوری حشری شدم مرتضی تورو خدا واسه من بخور من که هم تعجب کرده بودم هم ترس برم داشته بود(چون اون یک سال هشتومو که باباش مرده بود ول کرده بودو باز سال بعدش مجبور شده بود از اول هشتم بخونه )و زور منو راحت داشت بهش گفتم غلام ول کن تورو خدا خوب برو جق بزن حرفم تموم نشده دستمو گرفت بلندم کرد بد دستمو پیچوندو منو برگردوند بهم گفت ببین مرتضی اگه کاری که میگمو نکنی میرم به همه میگم که تو مدرسه هی میزاری انگشتت کنیمو کونی هستی اونوقت همه میفهمنو کلاس نُهمیا بفهمن پارت میکنن و…

 

منم حسابی ترسیده بودم و از طرفی دستم هم خیلی درد میکرد و هی پیچ دستمو بیشتر کردتا اونجایی که داد ارومی زدمو پرتم کرد رو زمین گفت اگه قبول نکنی بدبختت میکنم شلوارشو کشید پایینو گفت برام ساک میزنی زود تمومش میکنیمو میری دیگه هم بهت کاری نمیدم تا اخر سال با خیال راحت درس میخونی من که راه دیگه ای نداشتم به بدبختی قبول کردم گفت شروع کن شورتشو خودم کشیدم پایین وقتی کیرشو دیدم حسابی تعجب کردم چون تقریبا دو برابر من بود تو فیلما دیده بودم چطوری ساک میزنن دهنمو باز کردمو بردم نزدیک کیرش نصف کیرش رفت تو دهنم حالم داشت بهم میخورد من که لیوان دهنیه کسیرو نمیخوردم حالا کیر یکی رو گزاشته بودم دهنم خواستم درش بیارم که غلام موهامو سفت گرفتو کشید سمت خودش کیرش تا ته دهنم رفتو چسبید خاست جلو عقب کنه که خورد به دندونم یه چک زد تو گوشمو گفت پدر سگ جمع کن دندوناتو چشام خیس شده بودنو بغض گلومو گرفته بود کیرشو در اوورد بهم گفت دندونای پایینیتو با زبونت بپوشون دندونای بالاتم با لبات بازکیرشو نزدیک دهنم کردو کرد تو دهنم کارایی که گفته بودو کردمو کیرش جلو عقب میکرد و صدا از دهنم میومدو اونم هی ناله میکردو اخو اوخ میکرد تو فیلما دیده بودم و فکر کردم داره ادای اونارو در میاره ولی هی صداش بیشتر میشدو با هر تلمبش کیرش بیشتر میفرستاد تو حلقم تو همین اوضاع بودیم که دیدم یک دفه یکی محکم زد پس گردنم خیلی شدید سوخت غلام کیرشو در اووردو بلند زد زیر خنده قلبم داشت از جا کنده میشد برگشتم دیدم وای سجاده و سر صدای غلام واسه این بوده که سجاد بهم نزدیک شه و داشت با گوشی ازم فیلم میگرفت دیگه صدام در نمیومد سجاد گفت :خوب ببینید اینم از مرتضای کونیه لحظه ساک زدنشم همتون دیدید و فیلمو قطع کردو از اولش نشونم داد از اشپزخونه نزدیک شده بود و لحظه ساک زدنم قشنگ معلوم بود قلبم وایستاده بودو بی اختیار اشکم میرفت فهمیده بودم بدبخت شدم داشتم گریه میکردم که اونا دست به کار شدن پیرهنو شلوارمو در اووردن و بهم گفتن یه کلمه دیگه حرف بزنی فیلمتو میزارم تو گروه کلاس (یه گروه تلگرام داشتیم که همه بچه های کلاس و اونیکی هشتوما توش بودن) دیگه عقلم کار نمیکردو سرمو به نشانه ی اره تکون دادم کیرشو اوورد جلوهو گفت لیسش بزن منم شروع کردم لیس زدن از پایین تا بالای کیرشو لیس میزدم مو سجادم داشت با رون پام بازی میکرد بدن من اصلا مو نداشتو شاید همین دلیله این اتفاقا بود غلام گفت تخمامم بوخور انجام دادمو داشتن کیف میکردن حواسم پرت شدو سجاد یه فیلمم از نمای پشت ازم گرفت غلام داشت ناله میکرد که گفت ابم داره میاد تا قطره اخرشو میک نزنی به همه گفتم موهامو کشیدو سرمو محکم نگه داشتو ابشو خالی کرد تو دهنم مو ابشو خوردم بوی خیلی بدی میداد حالم داشت بهم میخورد بلا فاصله سجاد اومد کیر اونم خوردم…

 

اونروز کارشون باهام تموم شد وقتی خاستم از خونه بیام بیرون سجاد فیلمه دومم نشونم داد و انداختم بیرون رفتم سمت پارک محلمونو یجا نشستم و حسابی گریه کردم هیچ کاری از دستم بر نمیومد اونروز گذشت کار من شده بود ساک زدن واسه اون دوتا هفته ای دوبار باید میرفتم بعضی وقتام سه بار سال تحصیلی تموم شده بود من اونمرتضی سابق نبودم گوشه گیر بودمو هیچ دوستی نداشتم کل تابستون گزشت خونه غلام خالی بودو کار منم ساک زدن بعد از ظهرا به مامانم گفته بودم میرم فوتبال ولی میرفتم اونجا…کلاس نهم شدیم تو همون مدرسه منو غلام بغل هم بودیم سجاد کلاس بغلیمون غلام تو کلاس بیسچاری پامو میمالوندو حال میکرد ۱۶سالم بودو یک سالو نیم براش ساک میزدم یک روز که رفتم خونشون اما روز مرگ من بود رفتم تو سجادو غلام تو این یک سالو نیم پنج شیش تا فیلم ازم داشتن من کاری نمیتونستم بکنم رفتم تو بهم گفتن امروز میخایم تنوع بدیم و باید کون بدی همین الان منم بازم ترسو بازم لرز دوتاشون این یک سالو باشگاه میرفتنو هیکلی بودن
منم که تو این مدت اصلا زندگی نکرده بودم منتظر جواب من نموندنو به زور بردنم تو خونه گفتن لخت شو تا فیلمات پخش نشده هو الکسیس محل نشدی منم لخت شدم بدنم مو نداشتو این اونارو حسابی وحشی میکرد دوتاشون لخت شدنو بردنم تو حموم من هیچ کاری نمیتونستم بکنم بی دفاع بودم الانم بهش فکر میکنم اعصابم خورد میشه به زور خابوندنم کف حموم کف حموم خیلی سرد بود جوری که نمیتونستم تحمل کنم ولی سجاد پاشو گذاشت رو گردنم و گفت تکون بوخوری میکشمت غلام دست بکار شد پاهامو انداخ رو شونش انگشتشو که یکم تف کرد یکدفعه تا اخر کرد توی کونم درد تمام بدنمو گرفت جیغ بلندی زدمو چون خونشون ساختمونی نبود هیچکی نفهمید سجاد سریع دستشو گزاشت رو دهنمو یدونه هم زد زیر گوشم گفت دهن کثیفتو ببند جنده غلام انگشتشو کشید بیرون فکر کردم بیخیال شده ولی ایندفعه دوتا انگشتشو کرد تو سرم گیج رفت تاحالا همچین دردی رو احساس نکرده بودم برای حدودا ۱ دقیقه قش کردم ولی اون بیشرفا حتی نفهمیده بودن بدنمو قفل کرده بودنو نمیتونستم تکون بوخورم از اعماق دلم گریه میکردمو کونم شدیدا میسوخت غلام هی انگشتاشو در میووردو فرو میکرد دو سه باری اینکارو کرد بعد یه تف بزرگ انداخت رو سوراخمو اینبار کیرش که خیلی بزرگتر از انگشتاش بودنو تا نصفه ها فرو کرد داشتم میمردم کاش میمردمو اون دردو تحمل نمیکردم اون بی توجه به گریه های من تلمبه میزدو سجادم کیرشو گزاشت تو دهنم تو داستانا خونده بودم که بعد چند دقیقه دردش به لذت تبدیل میشه ولی مال من اصلا اونطور نشد قرص تاخیری همیشه میخوردنو من با ساک هر کدومو به زور سر نیم ساعت ارضا میکردم غلام بعد یه ربع خسته شدو جق زدو ابشو پاشید روم سجادم خوشبختانه ارضا شد گفتن بلند شو تن لش به هزار بدبختی بلند شدم تنم خیس عرق بود نزاشتن خودمو حتی اب بکشم از بازوهام گرفتنو از حموم پرتم کردن بیرون سجاد گفت زود لباساتو بپوش برو گورتو گم کن تا من حوس کونتو نکردم به زور لباسامو تنم کردم هر قدمی که بر میداشتم سوراخم میسوخت غلام گفت به کسی بگی همه ی فیلمات پخش میشه و بدبخت میشی تو راه ایقدر اروم اروم راه رفتم وولنگ لنگ راه رفتم و هی تو راه میشستم رسیدم خونه کلید داشتم رفتم تو بابام داشت والیبال میدید مامانمم رفته بود خونه مادربزرگم بابام حتی نگام نکرد

 

رفتم سمت اتاقم و افتادم رو تخت یکم که فکر کردم بازم گریم گرفت پاشدم رفتم حموم اب که به سوراخم میخورد اولاش میسوخت ولی کم کم بهتر شد اومدم بیرون بابام متوجه لنگ لنگ شدنم شد گفتم تو فوتبال خوردم زمین پام درد میکنه تو مدرسه زنگای تفریح پایین نمیرفتم غلام هی دره گوشم میخوند که بازم باید بهش بدم و گفت ده روز دیگه وقتی بهتر شدم بازم باید برم خونش وقتش شدو مجبور بودم برم زخمام تقریبا خوب شده بود کلی بهشون التماس کردم که اروم بکننم رفتم تو بهم گفت لخت شو بدنم چربی کمی داشتو پاهام نسبت به بالا تنم بزرگ تر بودن یه شرت تنگم پام بود خودش اومد جلو هو یکم بدنمو لیس زد سجادم از پشت مشغول شد غلام بدنمو لیس میزدو بازومو سینمو هم گاز ریز میگرفت سجاد شورتمو کشید پایین و شروع کرد لیس زدن سوراخم و همزمان غلام کیرمو میخورد تعجب کرده بودم که چرا اینا انقد خوب شدن خیلی لذت بخش بودو نالم در اومده بود داشتم کیف میکردم پاهامم هی با دستشون ناز میکردنو قلقلکش لذت بخش بود خوابوندنمو بهم گفتن میخایم کاری کنیم به تو هم حال بده پاهامو انداخت رو شونشو تفشو حسابی تو دهنش جمع کرده بودو سوراخ منو کلی نرم کردو کیر خودشم همینطور خیلی اروم اروم انگشتم کرد چون لیز بود زیاد درد نمیگرفت سجاد کیرمو میمالیدو ازم لب میگرفت تعداد انگشتای غلام بیش تر شد بعد کیرشو با شامپو نرم کننده ای که قبلا اوورده بود لیز کرد و سواخمم همینطور دیگه خیلی لیز شده بودو با همون فشار اول کیرش رفت کونم سجادم اومدو کیرمو برام خورد اون لحظه لذتم از دردم بیش تر بود تلمبه هاشو سریع تر کرد سوراخم میسوخت و این سوزش هم کیف میداد دیگه مثل تو فیلما ناله میکردم یه ده دقیقه ای گزشت سجاد رفت کنار پاهام خسته شده بود غلام پرید روم پاهام که رو شونش بود اینقدر اومد پایین که زانوهام بغل گوشم بودن و اونجا بد جوری درد گرفتن با دستاش پشت زانو هام فشار میدادو دیگه نمیتونستم تکون بخورمو تو اون حالت کیرش که ۱۸سانت بود تا اخر رفته بود تو سوراخم سجاد اومد بالا سرمو کیرشو کرد تو حلقم وحشی شده بودن جفتشون سجاد کیرشو توی گلوم فرو میکردو بعد چند لحظه در میووردو بازم فرو میکرد به سختی نفس میکشیدم تلمبه های غلام هم وحشتناک سریع بودن اون لحظه من ارضا شدمو این برام خیلی عجیب بود غلام تلمبه هاشو تموم کردو فهمیدم داره ارضا میشه من که چیزی از داغیش حس نکردم و به قول بغضی ها که مینویسن داغ بودو فلان بعد یکی دو دیقه بعد هم سجاد ارضا شدو ابشم مطابق همیشه خوردم کیر غلام کم کم کوچیک شد رو همون تخت یه یک ربعی دراز کشیدیمو رفتیم حموم خیلی خوب باهام رفتار میکردن از حموم اومدیم بیرون به سوراخ من یکم وازلین زدنو گفتن بورو دیگه کم کم دردم مثل اونروز زیاد نبودو فقط تو راه رفتن یکم اذیت میشدم یکی دو هفته گذشت و دوسه باری همینطوری منو کرده بودن من دیگه رسما کونی شده بودم و بهم حال میدادو با کون دادن ارضا میشدم ولی بازم وقتی که ازشون انتظار نداشتم ازم فیلم گرفتن فیلممو که دیدم خیلی خوب بود شبیه پورن استار ها بودمو بدنم بر خلاف اون دوتا یه تار مو نداشت بعدا فهمیدم اون فیلم رو برا چی میخوان که تو قسمت بعدیه داستان میگم که داداشش از سربازی اومدو مجبورم کردن به اون بدم سه ساعتی میشه دارم مینویسم و خسته شدم اگه راضی بودید بقیشم یه روز دیگه مینویسم

 

به خاطر غلط های املایی و نگارشی ببخشید دیگه یه بار بیشتر نشده دارم مینویسم و منتظر داستان بعدی که بازم دردام شروع میشن باشید با تشکر

 

نوشته: مرتضی کون برجسته

One Reply to “کون”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*