کس دادن زنم به نعیمی

سلام دوستان .

اسم من نیما و 28 سال سن دارم و زنم مرجان 26 سال سن داره و 56 کیلو با یه اندام کاملا سکسی.زنم خیلی حشری تو سکس و خیلی کم سیر میشه و همیشه تو کفه و شاکیه که زیاد باهاش سکس ندارم.ماجرا از اونجا شروع شد که همیشه تو سکسامون میگه من سیرش نمیکنم و دوس داره با چند نفر سکس کنه اما بعد از سکس حرفی در این باره نمیزنه.ماجرا از انجا شروع شد که یک ماه پیش با زنم رفتیم لباسشویی بخریم و چند تا مغازه رفتیم اخرین جای که رفتیم یک فروشنده خیلی حیز اونجا بود تا زنمو دید شروع کرد به دید زدن کون قلمبه اش منم نمیتونستم جلوی دید زدنشو بگیرم زنم شروع کرد باهاش لاس زدن سر قیمت کلی با هم لاس زدن صاحب مغازه دید من زیادی مزاحمشونم به فروشنده گفت اقا را ببر طبقه بالا چند تا نمونه هم اونجاست ببینه تا اینو گفت من 2 ریالیم افتاد که میخواد مخ زنمو بزنه خدایش زنمم بدش نمیومد…

 

خلاصه من رفتم با فروشنده بالا و فروشنده هی لفتش میداد که دیرتر برم پائین منم به زنم فکر میکردم که الان چی دارن به هم میگن خودمم بدم نمیومد که زنم توسط یکی دیگه گایده بشه به همین خاطر بیشتر طولش دادم وقتی رفتم پائین دیدم زنم خیلی خوشحاله و گفت با اقای نعمیمی(فروشنده)سر قیمت به توافق رسیدن و میخواد فاکتورش کنه منم پول را پرداخت کردم و دویست تومان کمتر ازمون گرفت و زنم وقتی بالا بودیم یه مایکروفر هم قسطی برداشته بود و وقتی داشت ادرس میدام فروشنده گفت باید دو تا شماره بدی که بتونم باهات تماس بگیرم منم شماره خونه را با شماره خودم دادم اما گفت یه شماره دیگه هم میخوام فک میکرد خیلی خنگم که نمیدونم شماره زنم منظورشه خلاصه من شماره زنمو دادم و رفتیم حدودا ساعت 12 ظهر بود که رسیدم خونه که اون مغازه داره به خونه زنگ زد و گفت که اقا نیما خانومت چترشو جا گذاشته منم گفتم مسیرم خورد میام میگرم ازتون که خداحافظی کرد.همش به این فکر میکرم که زنم عمدا چترشو جا گذاشته م میدونستم یارو خیلی تو کف زنمه منم به زنم گفتم ظهر برو چتر را بگیر من باید برم جای کار دارم که زنم از خدا خواسته قبول کرد

 

من ساعت 1از خونه زدم بیرون وبه زنم گفتم شاید شب دیر برسم من همون موقع رفتم نزدیک مغازه یارو که زنم اومد ببینمش با یارو خیلی لاس میزنه یا نه.خلاصه سرتون را درد نیارم نزدیک ساعت 4 بود که زنمو دیدم با یه لباس تنگ داره میره مغازه نعیمی من اون ور خیابون ایستاده بودم که زنم منو نبینه حدودا 20دقیقه بعد زنم از مغازه با خنده اومد بیرون و نعمیمی هم تا دم در همراهیش کرد نمیدونستم چی بهم گفتن که یک چتر گرفتن 20 دقیقه طول کشده!!!

خلاصه از اون روز به بعد رفتارهای زنمو بیشتر تحت نظر میگرفتم که ببینم با نعیمی رابطه داره یا نه.زنم بیشتر به خودش میرسید و بیشتر ارایش میکرد منم تو کف این بودم که بفهمم نعیمی با زنم در ارتباطه یا نه گذشت تا یک ماه.یک روز که گوشی زنم دستم بود صندوق پیامهای ارسالیشو دیدم هنگ کردم چندتا اس داشت که یادش رفته بود پاک کنه.منم به روی خودم نیاوردم و هیچی نگفتم.تو یکی از پیامهاش نوشه بود که خیلی بهت وابسته شدم و خیلی ازت خوشم اومده خلاصه کلی قربون صدقه هم رفته بودن.راستی یادم رفت اینو بگم که به اسم سمانه اسمشو ذخیره کرده بود.وقتی زدم تو گوشیم نوشته بود نعیمی وفردای اون روز 3 روز نرفتم سرکار و از بیرون کشیک میدادم که کی زنم میره بیرون که ببینم کجا میره یه روز صبح حدودا ساعت 9 بود که زنم زنگ زد که میره اریشگاه منم گفتم برو من شب دیر میام زودتر اومدم بهت زنگ میزنم چون کلید ندارم خلاصه خیالشو راحت کردم و رفتم دنبالش راست میگفت مستقیم رفت اریشگاه کلی حالم گرفته شد بعد از یک ساعت با یه ارایش خیلی غلیظ از اریشگاه اومد بیرون و سوار ماشین شد اما به سمت خونه نبودورفت سمت سید خندان منم رفتم دنبالش و دیدم در یکی از خونه ها را زد و وارد اپارتمان شد

 

من که جرات نداشتم چون میترسیدم منو ببینه خلاصه هر چی فکر کردم فامیل یا دوست اونجا نداشتیم که رفته اونجا.خلاصه 2 ساعت بعدش زنم اومد بیرون و سوار ماشین شد و برگشت خونه منم منتظر موندم تا ببینم کسی میاد بیرون که بعد از 5 دقیقه اقای نعیمی را دیدم که اومد بیرون!!! خلاصه باور نمیکردم که ترتیب زنمو داده باشه مدتی گذشت تا اینکه به زنم گفتم شب میرم اراک و نمیتونم بیام این را بهانه کردم که ببینم شب کسی را میاره خونه یانه اولش نارحت شد اما وقتی دید به نفعشه کوتاه اومد از نرفتن من.خلاصه اون روز نزدیک خونه یه جا ایستاده بودم که هوا تاریک بشه. حدودا ساعت 9 شب بود که نعیمی رفت تو خونه شکم تبدیل به یقین شد که میره ترتیب زنمو بده.خلاصه 11 شب بود که نعیمی از خونه زد بیرون و منم اروم رفتم داخل خونه.به به چی میدیم زنم یه لباس سکسی تنش بود که شورت و سینه بندش هر کدوم یه جا افتاده وقتی منو دید هنگ کرد باور نمیکرد که من اراک نباشم خلاصه زود گوشیشو گرفتم که اس های نعیمی را پاک نکنه چون منکر همه چیز میشد همه اس هاشو خوندم وشروع کرد به گریه کردن که بخدا من فقط باهاش سلام علیک دارم اما وقتی بهش گفتم که دیدم نعیمی اینجا بوده وباهم چکار میکردین چیزی نگفت همون موقع بود که نعیمی زنگ زد من گفتم اگر جوابشو ندی طلاقت میدم خیلی رلکس باهاش حرف بزن که انگار من خونه نیستم اونم مجبور شد همین کارو بکنه.خلاصه اون شب باهاش حرف زدم و گفتم ایراد نداره باهاش سکس کنی اما منم باید از یه گوشه سکستون را ببینم بدون اینکه نعیمی خبردار بشه که قبول کرد همون شب یک دست خوب کردمش.الان هم تا حالا چند به بار زنم به نعیمی کوس داده بدون اینکه نعیمی خبردار بشه که منم ماجرا را میدونم….

 

36 Replies to “کس دادن زنم به نعیمی”

  1. سلام رامین جون،اگه هنوزم دوست داری یه پسر بااعتماد دوست پسر همسرت بشه من در خدمتتم…۲۸ سالمه،از مشهد

  2. درود بر همه
    من خیلی دوست دارم زنم پایه رابطه با کسی دیگه باشه اما خیلی موتقد و مومن هست راه نمیده ،به زور رازیش کردم ساپرت بپوشه در این حد !دوست دارم بزارن تو کون گندش ولی چه فایده
    لطفان راهنمایی کنید
    [email protected]

  3. منم خیلی میخوام زنمو جلوم انگولک کنن”عاشق خرید کردنو لاس زدنش با فروشنده‌ام’همیشه کیر زیاد میخواد تو سکس از من’قدش بلنده کیر منو قورت میده تو کسش’

  4. منم خیلی دوسدارم زنم به پسرا حال بده لباسهای تنگ نازک کنه تو خیابان همراهم باشه جاهای شلوغ بریم تا پسرا حسابی کونش بمالن
    دوسدارم زنم تو مترو شلوغ سوارشه بعد یک کیر کلفت بچسپه به کونش
    خیلی دلم میخواد زنم جلوی من خودش بندازه بغل یک پسر دیگه باهاش لاس بزنه
    دوسدارم خودم پاهای زنم باز کنم تا دوست پسرش بزنه کوسش پاره کنه اووووف زنم به همه کوس بده

  5. منم دوس دارم با دوستای زنمو شوهراشون سکس ضربدری داشته باشیم دوس دارم زنم جنددددددددددددددددددده دوستام بشه

  6. سلام من که دیر نکردم!!! من محسنم 26 قزوین 179 قد و وزنم 80 استیلم بیسته کیرمم 21 سانت.دختر یا زن قد وزن خوشگلی واسم مهم نیست فقط فقط تک پر میخوام 09362821403

  7. لام آقای دهقان، اگه دوست داشته باشی من درخدمتم، مهدی 32سال قد 190 وزن 110 کیرم 20سانت 09384310051 منتظرم، البته اگه دوست داشتید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

4 + بیست =