وای چه کردم

من شاهرخ هستم الان 30 سالمه دانشجوی دکتری حقوق هستم …. میخواستم از اولین و اخرین پرده ای که زدم براتون بگم ….ترم دوم ارشد بودم اون موقع 27سالم بود تو دانشگاه با یه دختر دانشجوی دکتری اشنا شدم که چندتا ساختمان اونورتر بودن اسمش شیدا و اون موقع29 سالش بود و از طریق یکی از دوستام باهاش اشنا شدم یعنی رضا دوستم گفت با دوست دخترم میخوام برم بیرون میای بریم بگم یکی از دوستاشم بیاره چون تو ماشین داری بریم سفره خونه که زودم بر گردیم به کلاس بعدی برسیم. شیدا یه دختر تقریبا لاغر با قد 177 و وزن 77 سینه های سایز 75 بود کونش خیلی ناز و باحال بود و پشت مانتوی تقریبا تنگش خوشگل بود از نظر قیافه هم خیلی خوشگل نبود ولی واقعا با نمک بود از این دختر تو دل بروها بود…خب تو سفره خونه یه کم حرف زدیم گفتیم و خندیدیم بعد موقع برگشت بهم شماره دادیم اولش خیلی رابطمون معمولی بود چون من از دخترای لاغر زیاد خوشم نمیاد بعد کم کم اس و زنگها زیادتر شد یه دوباری رفتیم بیرون دیگه اواسط پاییز شده بود باهاش جلو پارک ملت قرار داشتم رفتیم از اون بستنی بزرگها گرفتیم اومدیم یه جای خلوت نشستیم بخوریم بستنیش افتاد گفتم برم بخرم برات گفت نه همین مال تورو میخوریم گفتم بدت میاد دهنیه گفت نه عزیزم چه بد اومدنی…
 
 
.دیگه همونجوری که لیس میزدیم شوخی شوخی زبونامون میخورد بهم منم از قصد هی زبونشو گاز میگرفتم بعد دیدم خوشش میاد دیگه کارمون به لب بازی رسید دستمو کردم لای پاهاش احساس کردم خیلی شهوتی شده خلاصه با کلی زحمت که نمیزاشت گفتم پاهاتو بنداز رو هم که معلوم نباشه دستمو کردم تو شورتش کسشو با دستم مالوندم حواسم هم به اطراف بود کسی نیاد دیگه داشت میمرد از شهوت کسش خیسه خیس شده بود…بعد دیدم یه دفعه قاطی کرد گفت در بیار دستتو یعنی چی اخه این چه کاریه ما میکنیم در شان ما هست اخه من تعجب کردم یه دفعه کپ کردم اینجوری گفت منم دیدم راست میگه خیلی ضایست گفتم خب عزیزم چیکار کنیم جایی نداریم بریم که مجبوریم دیگه حالا تو ناراحت نشو جدی نگیر ولش کن بعد یه دفعه گفت چرا جایی نداریم یعنی اینقدر بد بخت شدم بیام تو پارک مثل این هرزه ها اینکارارو بکنم اقا دیدم قاطیه یه کم قربون صدقش رفتم ارومش کردم بعد گفت تو که کاری نداری گفتم نه گفت پاشو بریم خونه گفتم مگه خانوادت نیستن گفت نه من تنها زندگی میکنم منو میگی تو کونم عروسی بود از اونور هم چون تابلو نشه اخمامو کردم تو هم تریپ ناراحتی برداشتم اره مگه من نامحرم بودم چرا به من دروغ گفتی چرا گفتی با خانوادت زندگی میکنی اونم دید من قاطی کردم یه کم تریپ مظلومیت برداشت اره به خدا من اینجوری نیستم همه پسرا فلانن ادم نمیتونه به کسی اعتماد کنه دیگه من یه کم نرم شدم تا سر نیایش پیاده اومدیم خونش تو ابشناسان بود یعنی تقریبا اخرای نیایش میشد من نرفته بودم تا حالا رفتم از پارکینگ ماشینو برداتشم تو راه شروع کرد از دوست پسر قبلیش میگفت که میومده فقط میکرده و میرفته نامرد بوده از این حرفا دستاش هم تو دست من بود منم هی قربون صدقش میرفتم میگفتم من برات جبران میکنم من اینجوری نیستم..
 
 
.دیگه هوا تاریک شده بود رسیدیم نزدیک خونش رفتیم دوتا پیتزا خریدیم تا حاضر بشه گفتم کاش مشروب داشتیم تو میخوری گفت اره بعضی وقتا گفتم کسی رو سراغ نداری اینجاها بگیریم گفت الان هوس کردی گفتم اره خیلی گقت بریم مشروبتم بامن دیگه چی میخوای…اقا پیتزاها حاضر شد رفتیم خونه خوردیمو چایی اورد رفت ذغال قلیون بزاره من اصلا یادم نبود دیدم با یه سینی اومد توش کلی مخلفات بود گفت بیا اینم مشروب گفتم مگه تو میخوری گفت اره شبا تنهام اعصابم خورده خودم تنهایی حال میکنم میخورم دیگه جاتون خالی ریخت چندتا پیک پر ملات رفتیم بالا دیگه داغ شده بودیم رفت تو اشپزخونه میوه اورد تا گذاشت زمین من دستشو گرفتم نشوندم رو پاهام اونم خودشو انداخت تو بغلم شروع کردیم لبای همو خوردن یه تاپ صورتی تنش بود با یه دامن کوتاه من تاپشو در اوردم سینه هاشو میخوردم بعد دیدم یه کم ماست با قاشق برداشت گذاشت رو سینش گفت بخور من خوردم براش چقدر خوشمزه بود گفت بریم تو اطاق اینجا سختمه گفتم بزار یه پیک دیگه بزنیم بریم خوردیم گفتم بریم عزیزم دیگه بقلش کردم رفتیم تو اطاق خواب انداختمش رو تختواب دیگه کامل مست شده بودیمو بیحال دامنو شورتشو در اوردم وای نمیدونی چه بدن تمیزو صافی داشت پاهای کشیده و خوشگل دیگه منم لخت شدم رشوع کردیم به لب گرفتن گفت پاشو برقو خاموش کن من اذیت میشم پاشدم خاموش کردم اومدم کنارش لب بازی کردیم با دست هم کسشو میمالیدمپاشد کیرمو برام خورد حسابی ساک زد منم داشتم حال میکردم گفتم بزار منم برات بخورم گفت فقط اروم براش لیس زدم دیگه صدای اخو اوخش داشت تا سر کوچه میرفت یک دادایی میزد هی میگفتم یواش تر صدا میره بیرون باز بیشتر داد میزدحسابی کسش خیس شده بود من اومدم بالاترتا اومدم کیرمو بکنم توش گفت چیکار میکنی من دخترم من فکر کردم فیلم بازی میکنه دروغ میگه اخه دخترا اولش همشون همینجوری هستن تا حالا افتاب رنگشونو ندیده بعد که میری میبینی دوتا بچه هم انداختن….
 
 
خلاصه دیدم زد زیر گریه حال گیری شد من تریپ فردین برداشتم گفتم اصلا سکس نمیخوام باز شروع کرد داستان گفتن منم کیر راست شدم خوابید پاشدم برق و روشن کردم اوردمش بیرون دیگه باز دوتا پیک خوردیم گفت من درسم تموم بشه میخوام واسه پستاک برم کانادا یا سویس هر کی باهام بوده ازم سواستفاده کرده ولی معلومه تو پسر خوبی هستی چون دیدی ناراحتم سکس نکردی باهام اگه واقعا قول میدی بهم تا موقع رفتنم فقط بامن بمونی میزارم تو پردمو بزنی و فقط مال تو باشم چون اونجا واسشون این چیزا مهم نیست و چون منم برم دیگه ایران بر نمیگردم گفتم مردونه قول میدم فقط باتو باشم و تا موقع رفتنت فقط مال هم باشیم دیگه اشکاشو پاک کردم یه پیک دیگه زدیم همونجا شروع کردیم لب بازی ولی من ته دلم فکر میکردم بازم داره بلوف میزنه پرده نداره خلاصه دیگه داغ داغ هم شده بودیم من پاهاشو باز کردم گفتم خب این خوشگلمو که امشب میخوام عروسش بخورم بزار یه کم بوسش کنم بخورمش دیگه لحظه های اخرشه تازه بعد این همه وقت من کسشو تو روشنایی دیم چجوریه چونتو اطاق هم موقع خوردن تاریک ود ندیدم کسش واقعا ناز بود کشیده صاف صاف یه چوچول خیلی کوچولو با یه سوراخ تنگ زیرش اروم اروم براش یه کم خوردم لیس زدم خیلی خشمزه بود بعد اونم یه کم کیرمو خورد خوب که خیس شد گفت تورو خدا فقط اروم بکن منم گفتم چرت میگه یه دفعه فرو کردم توش یک جیغی زد گوشم کر شد بعد دو ثانیه دیدم کیرم خونی شده یه لحظه پشمام ریخت کشیدم بیرون دوباره یه کم گریه کرد خودش گفت پاک نکن میخوام همینجوری بکنی گفت فقط اروم منم ترسیده بودم تا حالا پرده کسی رو نزده بودم اروم اروم میکردم وای چقدر داغ و تنگ بود دیگه بعد یه کم ترسم ریخت چندتا تلمبه اروم زدم داشت هی گشادتر میشد اونم هی نفساش تند تر میشد منم میگفت فقط اروم ولی من تند تلمبه میزدم یه دفعه محکم بغلم کردبر گردوند منو خودش اومد روم نشست اروم اروم بالا و پایین میکردبعد دیدم یه دفعه پاهاش سفت شد کشید بیرون کیرمو همینجوری افتاد روم گفتم چی شد گفت هیچی ارضا شدم
 
 
منم دیدم داشت کیرم میترکید دلم براش سوخت گفتم گناه داره باره اولشه دیگه بغلش کردم یه کم قربون صدقش رفتم رفتم دستمال اوردم پاکش کردم گفت نمیخواد الان میریم حموم تورو حسابی ارضا میکنم دیگه باز یه پیک دیگه من خوردم بعد یه ربع رفتیم حموم دوبارم تو حموم حسابی کردمش ارضا شد منم ارضا شدم اومدیم رفتیم رو تخت خوابیدیم….من صبحش کلاس داشتم همینجوری بدون کتاب و هیچی رفتم سر کلاس بماند پدر منو در اورد بریم دکتر میسوزه فلانه اینجوری شدم اونجوری شدم ولی بعد یه مدت کم عادی شد براش و کسش هم گشاد شده بود بعد چمد بار سکس دیگه جاتون خالی هفته ای دو سه شب میرفتم اونجا باهم عشق و حال میکردیم…..
 
نوشته:‌ 2 اف ام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*