من و خواهرم مینا و دختر عموم منصوره

اون روز صبح وقتی از خواب بیدار شدیم دیدم هنوز اثر دارو وجود داره حتی بعد پنج بار سکسی که با مینا داشتم
آخه اصرار یه بار دیگه باهاش سکس داشته باشم اما من فقط با مالیدن سینه و خوردن کسش ارضاش کردم و کل مسیر اصفهان شیراز دستم لای پای مینا بود و براش میمالیدم بنده خدا میگفت تا به حال این مدلی نشده بودم نمیدونست همش زیر سر منه
نزدیک شیراز بودیم که خوابش گرفت ولی باهاش اتمام حجت کردم که فعلا تعطیله
نزدیک ظهر بود که رسیدیم شیراز پیش خانواده ، خدا رو شکر دیگه اثر دارو از بین رفته بود و مینا هم یکم بی حال بود گفت تو راه یه ذره تب و لرز کرده و به خاطر همین دیشب اصفهان موندیم ، مادر گفت خوب کار کردید
خلاصه اون روز و چند روزی که شیراز بودیم دیگه سکس نکردیم ولی من گه گاهی یه شیطنت هایی میکردم مثلا جایی تنها میشدیم بهش میچسبیدم و …. ولی سکس نداشتیم بعد از یه هفته برگشتیم اما اینبار ماشین من پر بود و کاری نمیشد بکنیم
چند روز بعد از این ماجرا یه روز اومدم خونه دیدم مینا تنها تو اتاقش خوابه
منم دیدم فرصت خوبیه برا سکس رفتم سراغ باقیه خونه تا ببینم کسی هست یا نه دیدم خونه خالیه در خونه رو قفل کردم و بعد رفتم تو اتاق مینا لخت شدم رفتم کنار مینا رو تخت خوابیدم از پشت دستم را دور کمرش حلقه کردم شروع کردم با سینه هاش بازی کردن و خوردن لاله گوشش که یهو مینا از جا پرید اولش جا خورد و ترسید بعد گفت این چه کاریه میکنی امیر ، یهو مامان یا داداش علی میاد
منم گفتم کسی خونه نیست و تنها هستیم
ولی مینا باز هم امتنا میکرد میگفت تو سفر هم دست خودش نبوده و حالش بد بوده
از من اصرار و از اون انکار
آخر با کلی اصرار قبول کرد ولی به شرط اینکه برای اخرین بار باشه قبول کرد

 

شروع کردم به لخت کردنش و خوردن سینه و اون کس قشنگش یه ذره اکراه داشت به سکس اما وقتی کسش را میخوردم دیگه تو حال خودش نبود و مدام میگفت امیر جون جرم بده ، اون کیرت رو بکن تو کونم
بعد از چند دقیقه خوردن کسش ارضا شد منم بر عکسش کردم با روغن خراطین دوباره کون خوش فرمش را چرب کردم ولی این بار لیدوکایین نزدم تا کیرم را فرو کردم شروع کرد به جیغ زدن و گریه کردن منم توجه نمیکردم چون میخواستم هم تنبیه بشه هم عادت کنه به درد ، چون قرار بود این کون را برای همیشه بکنم بعد از چند دقیقه ارضا شدم ابم رو هم خالی کردم تو کونش
بعد از ارضا شدنم با عصبانیت لباس هاشو برداشت و رفت حموم تا چند روز با من سنگین بود ولی بعد از چند روز دوباره عادی شد ولی تا چند وقت هر بار بهش میگفتم من دیگه نیستم منم گفتم اینبار اگه تو سکس بخواهی منم مثل خودت میشم و سکس نمیکنم باهات
تا اینکه بعد چند وقت یه نقشه توپ کشیدم براش دخترعموم منصوره اومده بود خونمون اونم خیلی خوشگله و دست کمی از مینا نداره قدش نسبتا متوسطه هیکل نسبتا چاق و تپلی داره روناش از من بزرگتره سینه هاش از مینا بزرگتره و اما سفید و بور هست کلا خیلی خوشگله
دیدم منصوره اومده خونمون سریعا رفتم تو فکر نقشه ام گفتم الان بهترین موقعیت هستش رفتم پیش این دو تا و گفتم من دارم برای فردا میرم اصفهان برای کار اگه دوست داشته باشن میتونن بیان باهام منصوره تا حرفم تموم نشده بود موافقت خودش اعلام کرد و گفت اگه مینا بیاد منم میتونم از بابام اجازه بگیرم بیام ولی اگه مینا نیاد باباش نمیذاره مینا یکم میترسید که من بخوام کاری بکنم باهاش اولش مخالفت کرد ولی منصوره خیلی بهش کلید کرد تا راضی شد
منصوره تا دید مینا راضی شده سریع رفت تا اجازه اش را از باباش بگیره و بیاد خلاصه فردا ساعت نه بود که اماده شدیم برای رفتن هنوز از شهر بیرون نزده بودیم که من پیشنهاد اب میوه دادم
مینا آب انبه سفارش داد و منصوره هویج بستی خودم هم معجون خریدم در یه فرصت مناسب قطره را تو جفت اب میوه ها ریختم و اونا هم تا تهش خوردن راه افتادیم نزدیکای اصفهان دیدم قطره داره اثر میکنه مینا اون پشت داره به خودش یواشکی ور میره و منصوره هم عرق کرده روش نمیشه کاری بکنه هی میگه گرم هست خلاصه تا رسیدیم اصفهان سریع رفتیم هتل اونا رو گذاشتم هتل و گفتم میرم تا کارم را انجام بدم بیام

ولی میدونستم که نمیتونن جلوی خودشون رو بگیرن سه قطره زیاد نبود ولی جفتشون مست بودن سریع رفتم با کلی خوراکی و برگشتم
خوب میدونستم الان باید با یه صحنه ناب رو به رو بشم برای همین دوربین گوشیم رو روشن کردم تا بتونم بعدا از فیلمی که میگیرم برای رازی کردن جفت شون استفاده کنم اما کاملا غافلگیر شدم
من نیم ساعت نشده بود که از هتل رفته بودم بیرون ولی تا رفتم اتاق دیدم جفت شون لخت مادر زاد هستن مینا داره کس منصوره رو میخوره و منصوره هم داره برای یه مرد غریبه ساک میزه تا منو دیدن جا خوردن سریع دویدم سمت اون یارو و انداختمش زیر چک و لقد یارو هم فقط شلوارش را کشید و تونست خودش رو نجات بده
منصوره و مینا جا خورده بودن

 

 

نمیدونستن چیکار کنن فقط سرشون رو انداخته بودن پایین به منصوره گفتم بره تو اتاقش فعلا با مینا کار دارم تا منصوره رفت گفتم مینا خانم شما که میگفتی من از سکس خوشم نمیاد حالا باید بیام از زیر کیر مردم درت بیارم
مینا زد زیر گریه و گفت امیر همش تقصیر این منصوره هست من و منصوره حالمون خوب نبود ولی قرار شد دوتا یی با هم سکس کنیم نمیدونم چجوری این یارو رو آورد تو اتاق از کجا گیرش آورد
گفتم الان حالتو خوب میکنم اما اینجا باش تا صدات کنم رفتم تو اتاق دیدم منصوره داره به خودش ور میره تا منو دید سر شو انداخت پایین گفتم این یارو کی بود آورده بودی گفت به خدا دست خودمون نبود اخه خیلی حال مون بده نمیدونم چرا اینقدر شهوت مون زده بالا وگرنه من دختر خوبی هستم با هیچ مرد و پسری رابطه نداشتم
مینا را صدا زدم اومد تو اتاق گفتم اینبار را ندید میگیرم اما یه شرط داره اونم اینه که از این بعد هر چی گفتم بدون چون چرا بپذیرید اونا هم گفتن چشم هر چی تو بگی و این آغازی بود برای گاییدن منصوره و مینا
بهشون گفتم الان هم میام کمک تون میکنم شهوت تون کم بشه فعلا تا بر میگردم یکم همو ارضا کنید تا بیام
رفتم تو اتاق بغل یه ذره لیدوکایین ریختم تو کاندوم و کشیدم به سر کیرم برگشتم تو اتاق اما قبل شروع دوربین گوشیم رو روشن کردم و گوشه اتاق گذاشتم
یه ذره روغن خراطین ریختم رو کون مینا و شروع کردم به مالش در همون حالت منصوره شروع کرد به خوردن بعد چند دقیقه گفتم قنبل کنه کون مینا رو ماساژ بده یه ذره روغن به کون منصوره زدم بعد یه ذره ماساژ بهش گفتم باید روی تخت دولا بشه و بعد به مینا گفتم روی منصوره دولا بشه بعد با کمر بند جفت شون را به هم بستم تا نتونن فرار کنن اول سر کیرم رو کردم تو کون مینا اما اون یه ذره عادت داشت پس زیاد تقلا نکرد بعد چند تا تکون در آوردم و دم سوراخ منصوره میزون کردم ، بنده خدا خبر نداشت تا فرو ردم شروع کرد به گریه کردن ولی من بیشتر تحریک میشدم یه چند تا تلمبه به منصوره چند تا به مینا
تا یه ذره گریه منصوره کم میشد دوباره شروع میکردم ولی دیگه درد به لذت تبدیل شده براشون منم که با لیدوکایینی که زده بودم ارضا شدن تو کارم نبود فقط میخواستم کون این دو تا رو پاره کنم
مینا رو به خاطر کلاسی برام گذاشته بود و منصوره رو برای اون بنده خدایی که آورده بود
بعد از نیم ساعت از هم بازشون کردم تا پوزیشن را عوض کنم
خودم رو تخت خوابیدم و گفتم مینا بیا بشین روش و مثل اون بار خودت بالا پایین کن
دیدم یهو منصوره جا خورد و چشماش گرد شد و به مینا گفت اون جریانی که تعریف میکردی با امیر بوده
تازه فهمیدم که سوتی دادم ولی کم نیاوردم و به منصوره گفتم شهوتش زده بود بالا و من کمکش کردم داداش بهتر از اون مرتیکه غریبه هست دیدم دوباره سرشو انداخت پایین
مینا مثل حرفه ای ها داشت بالا پایین میکرد منصوره را صداش کردم و گفتم بیاد رو سینه من و با مینا لب گیری کنن و منم بتونم با کسش بازی کنم بعد از یه ربع مینا ارضا شد به منصوره گفتم نوبت تو هست

 

منصوره اومد جاشو با مینا عوض کرد ولی قرار نبود به این زودی ارضا بشم بعد از چند دقیقه منصوره تو حال خودش نبود محکم با کس نشست رو کیر من و گفت میخوام جر بخورم
من دیر فهمیدم که کار از کار گذشته بود نتونستم مانعش بشم تا آخر رفت تو یه جیغ کوتاه زد روی من دراز کشید گفتم منصوره چرا اینکارو کردی گفت میخوام تا اخر عمر برا تو باشم به زور بلندش کردم و با یه پوزیشن دیگه شروع کردم سریع ارضا شد ولی من بی خیال نمیشدم و تلمبه میزدم تا از حال رفت
دوباره رفتم سراغ مینا ولی مینا هم گفت منم دلم میخواد جرم بدی اگه نکنی خودم اینکار رو میکنم هر کاری کردم منصرفش کنم نتونستم بهش گفتم پس خودت اینکارو بکن خوابیدم روی تخت و خودش مثل منصوره نشست رو کیرم و خودش پردشو زد مینا هم مثل منصوره بعد نیم ساعت از حال رفت ولی من باز هم ارضا نشده بودم اخه کلا بی حس شده بود و قرار نبود به این راحتی ارضا بشم اون روز تا شب تو اتاق هتل انواع پوزیشن ها رو روی منصوره و مینا اجرا کردم تا بلاخره ارضا شدم و رفتیم خوابیدیم تا صبح بعد از خرید و گردش و یه سکس راهی بشیم به سمت قم

فردا موقع برگشت مینا و منصوره فقط داشتن از شهوت بیش از حد و بدون دلیل روز قبل صحبت میکردن و میگفتن نمیدونن دلیلش چیه
منم گفتم شاید به خاطر آب و هوای اصفهانه چون دفعه قبل منو مینا تو اصفهان دچار این شهوت شده بودیم
منصوره میگفت من تا حالا ده بار اومدم اصفهان اما این بار اولم بود که اینجوری میشدم ولی خیلی حال داد و از این به بعد فقط با خودت هستم و سکس میکنم
مینا هم موافق بود و میگفت سکس خیلی جذابه و حال میده ولی نباید کسی از این موضوع بویی ببره تو خونه نباید سکس بکنیم مگه اینکه کسی نفهمه منم گفتم باشه اما قولتون یادتون نره شما قرار شده هر چی میگم گوش کنید فعلا باید برگردیم تو راه برگشت به چند تا چیز فکر کردم اول اینکه قطره یه سری عیب ها داره اونم اینه که کسی که میخوره نمیتونه جلوی خودش رو بگیره به همه میده دومین موضوع این بود نفر بعدی کی باشه سومین موضوع این بود که یه خونه باید برای خودم بگیرم

تا داستان های بعدی منو مینا خدانگهدار

2 Replies to “من و خواهرم مینا و دختر عموم منصوره”

  1. دوست عزیز سلام
    ممکنه نام اون قطره معجزه گر را برام به شماره زیر پیامک کنید یابه ایمیلم بفرستید .
    ازلطف وهمکار ی شما ممنونم . زاهدان درخدمت شماهستم (رضا )
    09364243636
    [email protected]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

دو + 8 =