مقام انسانیت

سلام می خوام راجب یه داستان سکسی زوری بگم بهتون

من یه زندایی دارم و خیلی خوشگله حتی قشنگ تر از الکسيس من خیلی دنبالش بودم تا بتونم حتی 1دقيقه بکنمش
اما نمی.دونستم که چه طوری برم بگم بهش که می خوام بکنمت
زندایی من یه بچه داره و شوهرش که تا شب مغازه بود و زندایی م توی خونه تا شب با دخترش که 4سالش بود تنها هستن

من که وقتی می دیدمش شق می کردم نمی دونستم باید چه طوری بکنمش
و خیلی مرتبه با دیدن عکساش جق می زدم

تا این که یه روز تصمیم گرفتم با دو نفر از.
گنده های مدرسه مون بگم کمکم کنن در عوض منم بهشون پول بدم
ماجرا رو گفتم براشون و که صبح ساعت. 9 صبح بريم جلوی در شون و بريم داخل و فقط برا من دست و پاشو.
ببندن و بعد برن نفری 70 دادم بهشون البته بعد دست بستن.

خوب فردا ساعت 9صبح پنج شنبه جلوی در شون بودیم که داييم بره مغازه و ما کارو شروع کنیم
اسم دوستام یا همون گنده های مدرسه مون علی و پوریا بود

بالاخره کر کره پارکینگ خونشون رفت بالا و دايي با ماشین سریع رفت و کر کره و زد کرکره داشت پاين می امد که تا نصفه بود رفت پوریا سریع رفت داخل و درو برای من و علی باز کرد خوب
وسايلي که آوردیم چسب و چاقو بود من خیلی می ترسیدم که یه وقت زندایيم منو نشناسه اما چاره ای نداشتم اگه نمی کردمش تا آخر عمرم با عکساش جق می زدم
خوب با علی و پوريا رفتیم بالا جلوی در شون و علی خیلی راحت با کارت عابر بانک درو باز کرد و،رفتیم داخل دختر داييم که توی اتاق خواب خوابیده بود و زنداييم هم توی اتاق خودشون
من جلوی در اتاق وايستادم تا علی و پوریا برن دست و پاهاشو ببندن و بعد برن
علی ازم پرسید لباساشم بکنم گفتم نه نیازی نیست اون با من
علی و پوریا خیلی آروم بدون این که از خواب بیدار شه با چسب دست و پاهاشو بستن خيلي آروم فکر کنم 20دقيقه طول کشید
بعد بستن پول و بهشون دادم و پوریا رفت دستشویی که فهمیدم داشت جق میزد
گفتم خیلی خوشگله علی که شق کرده بود چون قرار گزاشتيم که فقط.ببندنش با پوریا رفتن

من موندم و زندايي خوشگلم که تو خواب هم نمی دیدم بکنمش

یه چسب روی چشاش زدم تا منو نشناسه
چون پاهاش و دستش بسته بود مجبور بودم با چاقو لباساشو بکنم

اول شلوارشو با چاقو پاره کردم و بعد شرتش
و کیر مو تو کسش کردم از خواب پريد و فکر دزد اومده با دهن بسته داد میزد گریه می کرد.
بعد 5دقيقه کلا لختش. کردم و چند تا عکس از لختيش و کسش و پستوناش

خوب موقع اون بود که به ارزوم برسم
چون پاهاش بسته بود و نمی تونستم به راحتي از کوسش بکنمش پاهاشو باز کردم که بلافاصله پاهاش و تکون داد و من حشري تر شدم
خوب پاهاشو به زور تو دستام گرفتم و کیرمو محکم کردم تو کوسش داد کشید و خیلی منو حشری.کرد 15دقيقه فقط می کردمش با این که همون 5دقيقه اول ابمو تو موهاش ریختم
خوب حالا نوبت اینه که از کون بکنمش با یه سوراخ خوب رفتم و روغن،زیتون و به کیرمو و سوراخ کونش زدم تا زیاد درد نداشته باشه
و یه فشار کردم توش.و آنقدر داد زد چسب روی.دهنش باز شد و وقتی می کردمش
صدای آه آه آه
بسیار شنيدني داشت
خوب بعد چند دقیقه رفتم سراغ لباش و پستانش پستون. سفید و خوبی داشت و همین منو دیونه کرد با دهنم کلا پستونش و خوردم و با لبش بازی می کردم
1ساعتي شد که می کردمش و دیدم بالش خیس شد آنقدر گریه کرد ولی. مونده بود من کیرمو باید تو دهنش می کردم خیلی مقاومت کرد و گفت هرچي می خوای ببری ببر اما با من و دخترم کاری نداشته باش
ولی من نمی تونستم رويامو ول کنم
کیر مو بازور تو دهنش کردم و زبونش.که دور کیرم می.چرخید لذت و بیشتر.می. کرد
تا این که بعد کردنش شروع کردم با گوشیم فیلم برداری آز کوسش
و پستونش کوسشو باز کردم فکر کنم ارضا شده بود. و با دوربین از داخل و بیرون کسش فیلم گرفتم هین طوری پستونش
30″1 بود که من اونجا بودم و وقتی داشتم. می رفتم دیدم با صدای سکسيش می گفت پدر تو در ميارم و من یه بار خیلی سریع کیرمو کردم تو کونش و گفتم بار آخرت باشه

شب همون روز رفتن با داييم پلیس آگهی و به جایی نرسيدن و زنداييم تا 1ماه خونه مادر بزرگم زندگی می کرد

داستان با دوست دوست دخترم که زوری بود رو هم بعدا میزارم در ضمن کیرم تو کوس خار همتون ما اینیم

ادمین: این داستان تاسف بار رو منتشر کردیم تا با یک کرم اسلامی که تحت تربیت این رژیم حیوان پرور بزرگ شده آشنا بشید به امید روزی که منشا همه ی این بدبختی‌ها یعنی‌ خود رژیم کثیف اسلامی کاملا نابود بشه تا جوانهای ایرانی از سر نیاز جنسی‌ به جنایتکاران جنسی‌ و حیوانات متجاوز اسلامی تبدیل نشوند.

2 Replies to “مقام انسانیت”

  1. با داستان حال نکردم،ولی با حرفت خیییلی حال کردم ادمین عزیز.اگه این رژیم کثیف با اون رهبر ضحاکش نابود شن،که امیدارم بشن،تمام این بدبختیا که همشون هم از فشار زیادی که روی پوشش و رفتار جوونا آوردن،منشأ میگیره.اگه بعد از شورش۵۷ به همون روال قبل از شورش پیش میرفت و آزاد بودن اینقد جنایت و فشار جنسی رو ماها نبود.ولی الان شدیم مثل گرگ گرسنه که به خواهر مادر خودمونم رحم نمیکنیم.به امید آزادی:ادمین عزیز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*