مامانم در سکس پارتی

همیشه به زنای که سنشون از من بالاتر بود حس خوبی داشتم و وقتی میدیمشون توی ذهنم بدنشون رو تصور میکردم. یکی از افرادی که همیشه توی ذهنم بدنشون تصور میکردم مامانم بود.
مامانم ستاره ۴۲ سالشه و لاغر اندام هست با سینه های و کونی برجسته. مامانم همیشه تو خونه معمولی میگرده و عادی هست ولی برآمدگی سینه و کونش همیشه منو تحریک میکرد و همیشه هم شرمنده این موضوع بودم.
این فکرا باعث شده بود که با فکر مامانم خودارضایی کنم و اینم بگم که مامانم کار خاصی نمیکرد که تحریک بشم. ولی من با رفقا همیشه حرف میزدیم و فحش معمولی ناموسی مثل مادر جنده که منو تحریک میکرد ولی به روی خودم نمی آوردم.
یک روز نیما دوستم درباره سکسش با یه جنده سن بالای رو تعریف کرد که خیلی بهش حال داده آخرش هم آبشو داده خورده.
میگفت این جنده شوهر داره ، بخاطر هوسش میاد میده بخاطر همین خیلی حساسه و نمیزاره که ازش عکس و فیلم از صورتش بگیریم ولی چندتا عکس از کس و کونش نشونم داد که خیلی تمیز بود. پشم کسش رو مدل دار زده بود و کون سفیدش محشر بود. طوری که کیرم بدجور هوسشو کرد بخاطر همین به نیما گفتم ردیفش کن منم بیام یه حالی بکنم.

نیما گفت: فکر نکنم این جنده قبول کنه چون شوهر داره، اما بهش میگم اگه جورش کردم بهت خبر میدم. منم منتظر بودم نیما بهم بگه و بتونم برم یه زن سن بالا بکنم که قدر کیرمو بدونه. یکی باشه همسن و سال مامانم تا بیشتر حال کنم.
چند روز گذشت از نیما خبری نشد، تنها تو خونه نشسته بودم که مامانم از بیرون اومد، کلی خرید کرده بود لباس برای خودش و یه تیشرت هم برای من. رفتم کمکش چادرشو برداشت و رفت روبروی کولر نشست و مانتوشو شروع کردن دراوردن. یه تاپ سفید تنش بود که پستوناشو قشنگ میشد ببینی و شلوار جذب طوسی که سفت کشیده بود بالا و قشنگ میشد رد شورتشو حس کنی از روی شلوارش.
تیپ مامانمو دیدم ناخودآگاه حشر شدم و سعی کردم خودمو سرگرم لباس و خریدای مامانم کنم تا هوسم بپره. مامانم گفت تیشرتو از تو پلاستیک بردار ببین اندازه ت هست. منم برداشتم دیدم و دیدم دو دست شورت و سوتین فانتزی هم تو پلاستیک هست که حواسمو پرت کرد. اصلا صدای مامانمو نمیشنیدم که داشت بهم میگفت بپوش ببین خوبه یا نه.

تازه متوجه مامانم شدم و گفتم باشه الان میپوشم. پاشدم تیشرتی که تنم بود رو درآوردم و تیشرت جدید رو پوشیدم ولی اصلا حواسم به خودم و کیرم نبود که تابلو تابلو از زیر بیژامه م زده بیرون.
مامانم گفت: مبارکه بی جنبه. منظور مامانمو فهمیدم چون سریع بلند شد و پلاستیک شورت و سوتین خودشو برداشت و رفت تو اتاق. مطمن بودم مامانمم میره تو اتاقش لباساشو پرو کنه بخاطر همین منم الکی بلند به مامانم گفتم میرم بیرون ولی اروم رفتم تو اتاقم و درو بستم.
از سوراخ کلید در داشتم تو سالن رو نگاه میکردم بلکه مامانم لخت بیادش بیرون. بعد چند دقیقه دیدم اومدش و قلبم داشت منفجر میشد چون فکر میکردم لخت میاد اما لباس تنش بود. همه معاملاتم بهم ریخت و حالم گرفته شد و رفتم دراز کشیدم روی تختم.
ده دقیقه ای گذشت دیدم تلفن زنگ خورد و مامانم گوشی رو برداشت و حرف میزد. یکم گوش دادم ببینم بدردم میخوره دیدم اروم مامانم داره میگه زیرش تنگ بود و اذیتم میکرد نپوشیدمش ولی شورته خوبه. شنیدم راست کرده بودم.
مامانم گفت: بهت که گفتم شوهر دارم و نمیخوام کسی بفهمه، برای همینه زیاد دنبالش نیستم. بعدش گفت پس فردا دوباره میام چون شوهرم اون روز میره شهرستان و نیست میتونم بیام…

ادامه بزودی در همین صفحه

2 Replies to “مامانم در سکس پارتی”

  1. سلام.مهران هستم ۲۵ ساله از جنوب.دنبال یه خانم مطلقه یا مجرد میگردم که مایل باشه با یه پسر جنوبی قوی و داغ دوست بشه.خانما هر کی مایله پیام بده.منتظرم.ممنون
    09367165255

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*