ماجرای من و زن دایی کون گنده

سلام.

اول از همه نه اسم خودم تو این ماجرا واقعيه نه زن داییم

من 27 سالمه يه زن دایی چشم بادامی و سفید 32 ساله دارم که از قدیم خیلی تو کفش بودم
زن داییم از اونجايي که همه کاره خونه است دایی بیچاره من نميتونه رو حرفش حرف بزنه
منم واقعيتش اعصابم از این موضوع خورد بود، همیشه با خودم میگفتم يه روز باید کون و کس این زنو بيارم پایین تا زبونش کوتاه بشه، اما نمیدونستم چجوری باید شروع کنم،اما چند روزی فک کردم گفتم دو روش بیشتر واسه جور کردن این خانم زبون دراز ندارم، اول اینکه از طریق گوشی وارد شم و پیامای نیمه سکسی تا بعد که کامل سکسی، آقا من اینکار و شروع کردم و اونم مخالفتی نشون نمیداد اتفاقا خوشش اومده بود، خودشم واسم میفرستاد تا اینکه کم کم بحث سکسی ام با هم شروع کردیم (پیامای)بعد راه دوم که حالا چجوری برم پیشش (قليون) بود آخه این کونکش عشق قليون بود…

 

يه روز پیامک زدم گفتم دلم می خواد دو نفری با هم قليون بکشیم، اونم بدش نيومد اما ميگفت ماشین بردار بریم بیرون قليون بکشیم، منم دلم ميخواست خونه باشیم که ترتیبشو بدم ديگه، آقا گفتم اگه بیرون نباشه بهتره و کلی اصرار از من و اونم گفت باشه فردا دایی ميره سرکار تا ظهر نیست پاشو بیا قليون بکشیم منو ميگي کل بدنم سرد شده بود از خرکیفی نمیدونستم چیکار کنم، آقا خلاصه صب شد و من رفتم اونجا آيفون و زدم و در و باز کرد رفتم خونه و وارد شدم دیدم شورت و دامن کرده کره سگ و شروع به گلایه که بی معرفت نمیای خبر ما رو نمیگیری و از این حرفا، منم گفتم الان که اومدم اونم سریع گفت واسه قليون اومدی واسه من که نیومدی!!

 

منم گفتم چرا اتفاقا واسه خود تو اومدم نه قليون، گفتم حالا که اينطوره نمیخواد قليون بزاری بیا بشين، گفت نه قليون ميدم بهت منم گفتم نمیخواد بعد گفت قليون نکشیم باید چیکار کنیم حوصلمون سر ميره منم گفتم هر روز تو پیامک چی ميگيم الانم از اونا حرف ميزنيم، یهویی نگام کرد و گفت ای پرو روت ميشه جلوم از اون حرفا بزنی منم که واقعآ کیرم راست شده بود گفتم چرا که نه، ميشه، بعد گفت بیا این قليون و رو به راه کنیم کنم که کیرم راست شده بود گفتم خودت درست کن من نميتونم پاشم، توله سگ سریع فهمید گفت اون چیزت راست شده؟؟؟

 

منم با خنده گفتم آره خب يه جيگری مث تو رو دیده میخوای پانشه؟ خلاصه قليون درست شد و اومد نشست و شروع به قليون کشیدن کردیم،من که چشام سیخ به بدن نازش بود قليون و ازش گرفتم و کشیدم اول دور از من نشسته بود، گفتم که میدونستم عشق قليونه گفتم دیر بدم بهش بزا بیاد نزدیک ازم بگيره، اينقد رد نکردم تا خودشو خم کرد چهار دست و پا اومد سمتم که قليون و بگيره، اوووووووووووف سینه هاش شل شده بود و اينور و اونور ميرفت اومد شیلنگ و بگيره ندادم بهش به زور ميخواست بگيره منم با شوخی گفتم تو شیلنگ پایینی منو(کیرمو) بردار بکش اونم گفت ندي برشمیدارم منم گفتم بردار، يه دفعه دیدم دستشو گذاشته رو کیرم و ميخواد بگيره واقعآ باور نمیکردم يه دفعه شیلنگ قليون و انداختم کنار و تو بغلم گرفتم گفتم چیکار میکنی تو توله سگ، اصلاً نمیفهمیدیم داریم چیکار میکنیم همینجوری بردمش سمت گوشه خونه دستم همه جاشو داشت لمس میکرد اما هنوز چشام ندیده بود بدنشو، از پشت بغلش گرفتم لباسشو دادم بالا دیدم خودش از خداشه

 

بعد شروع به در آوردن لباسش کردم، سوتینشو باز کردم وای خدا باورم نميشد چی دارم میبینم اصلا يه دو قلوی سفید و بزرگ نتونستم جلو خودمو بگیرم شروع کردم به خوردن بدنش و سینه هاش،صدای آه و نالش بیشتر دیوونم میکرد تو اون حالت دامنش از تنش در آوردم اوووووووف دیدم يه شورت نرم قرمز تنشه شورتو کشیدم پایین و دیدم مثل تموم چشم بادامی ها بی مو و سفید، مال خوردن بود لامصب، شروع کردم به خوردن واسش تا اوج لذت و شهوت بردمش ميگفت کیییییرتو ميخوام کیییییرتو منم دادم بهش اونم شروع کرد به خوردن اما زیاد نخورد گفت ميخوام بکنی توش محکم تلمبه بزنی منم که از خدام بود گذاشتم سر کسشو تکون تکون دادم، آروم کردم توش کم کم تلمبه هام تند شد صداش خیلی قشنگ شده بود تند تند تلمبه ميزدم و لب میگرفتم آه و آخ ووووخ زن دایی عشقولیم در اومده بود دیدم ارضا شده اما ميگفت بکن بکن توام ارضا شی منم که داشت آبم ميومد تند تند تلمبه ميزدم و همینطور که لای پاهاش نشسته بودم کیرمو کشیدم بیرون و رو شیکمش ریختم آبمو، اونم پا شد دوباره کیرمو خورد اما وقتی دید اذیت میشم بیخیال شد و یکم دراز کشیدن و بعدش با هم تا حموم و يه دوش گرفتیم و تموم…

 

از اون روز به بعد هفته ای یبار با هم سکس میکردیم، دوستان ديگه ببخشید چون اولین بار بود خواستم اين تجربه رو بنویسم شما خودتون ديگه ببخشید… موفق باشيد

 

نوشته: آبیته

2 Replies to “ماجرای من و زن دایی کون گنده”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*