عشق و حال در زابل

سلام دوستان عزیز
میخوام یکی از داستانهای خودمو براتون تعریف کنم که مال سال ۸۶ هستش.
من ارمان اون موقع ۲۶ سالم بود قد ۱۷۵ وزن هم ۷۰ کسی که برای بار اول باهاش سکس کردم برمیگرده به تابستون همون سال. اونم طبق گفته خودش ۲۴ سالش بود. من ساکن یکی از شهرهای مرکزی سیستان و بلوچستان هستم سارا(مستعار) اهل زابل بود

بطور اتفاقی ی روز دیدم ی شماره تماس گرفت جواب دادم دیدم صدای ناز خانمیه که گفت ببخشید اشتباه گرفتم. منم گفتم خواهش میکنم قطع کرد. حالا بماند که بعد تماس گرفتمو دو هفته تلفنی باهم حرف زدیم و تو همین تماسا گفت که متاهله شوهرش تحویلش نمیکیره , گفت میخوام ببینمت میایی زابل؟ منم گفتم آره چون با زن متاهل سکس نکرده بودم.
صب راه افتادم با اتوبوس رسیدم زاهدان از اونحام رفتم زابل ادرس داد کوچه فلان, جالبه خونه خودش و خونه پدرشوهرش تو همون کوچه بودن۔ قول داده بود که برام غذا درست کنه که کرده بود قورمه سبزی,
تا رسیدم زنگ زدم دو بعدازظهر بود , بادهای ۱۲۰ روزه هم شروع شده بود بدجور هوا هم گرم. تماس که گرفتم گفت بیا تو کوچه در رنگ فلان سمت چپ رو باز میذارم منم تو کوچه رو نیگا کردم کسی نبود۔ رفتم داخل دیدم ی خانم جیگر با پیرهن تنگ سورمه ای و ی دامن فک کنم گل گلی مشکی و چیندار درو وا کرد روسری هم سرش بود اولش خیلی رسمی رفتیم داخل نهار کشید برام نهار خوردم اون یا نهار خورده بود یا کسش کیر میخواست میل نداست۔ روبروم نشسته بود که گفتم بیا اینجا کنارم بشین تا چایی سرد شه ی ذره که حرف زدیم من رفتم نزدیکش الان روسریشو باز کرده بود موهاشم رنگ کرده بود تا باسنش میرسیر موهاش اخ باسنش با اون دامن دیوونه م میکرد سینه هاش برجسته منتظر منو دستام بودد۔ لباس قلوه ای ی رژ قرمز هم زده بود , یهو دستشو گرفنتم مثلا خجالت میکشید ولی حشری شده بود دیدم دسشو داد به من منم رفتم اروم خوابوندمش رو فرش همون حال افتادم به جون لباس جوووون چه لبایی اونم کم کم راه اومد دکمه های پیرهنشو باز کردم جوووون عجب سینه هایی بدون سوتین اونقد خوفرم ایستاده بودن حالا نخور کی بخور سینه هاشو که داشتم میخوردم دستمو همزمان از زیر دامن بردم جووووون دیدم شورت هم پاش نکرده اماده گاییده شدنه

 

گفتم دامنتو درارم مقاومت کرد که اخرش گفت بریم تو اتاق رفتیم تو اتاق همون تختی که شوهرش میکردش رفتیم اونجا دامنو کشیدم از پاهاش پیرهنو هم دراوردم رفت رو تخت منتظر من موند لباسای خودمو هم کندم با شورت رفتم افتادم بجونش حالا نخور کی بخور واقعا گناه لذتش چندبرابره. اونم شورتمو دراورد با ولع شروع کرد به خوردن کیرم اون پایین من بالا ۶۹ شدیم اوف کس تمیزشو که دیدم خیس جلوم چشام دیگه وحی شدم انگشتش کردم حسابی خوردمش اونم کیرمو داست میخورد گفت کیر میخوام البته خیلی اروم منم بلند شدم کیرمو یکی دو دقیقه شیدم لای چاک کسش اونم دیوونه شد گفت بکن تو منم اروم کردم تو تا ته فرستادم ی اه نازی گفت نذاشتم اهش طولانی شه بدنمو چفت بدنش کردم لباشو همزمان میخوردم اروم داشتم تلمبه میزدم کسش واقعا خیس شده بود جفتمون تو اسمونا بودیم بعد به بغل هم از پشت چند دقیقه تلمبه زدم اوووف نمای کونش موقع تلمبه زدن محشر بود اونم هی اهو ناله میکرد که بکن منو جرم بده واقعا نمیدونین اون زنی که خجالتی بود چجوری ناله میکرد بعد دوباره همون حالت طاق باز خوابید کیرمو کردم تو کس تنتد تند زدم اونم ارضا شده بود گفتم ابمو کجا بریزم گفت میخوام موقع ارضا شدنت نمیخوام کیرتو دراری منم چون حامله نمیشد از شوهرش , منم محکم تلمبه میزدم لباشو میخوردم ابم تا قطره اخرش ریخت تو کسش لبامو اصلا ول نمیکرد دستاش هم کمرمو۔ این بهترین سکسم با ی زن متاهل بود روز بعدش هم موندم کردمش, الانکه یادش افتادم دلم دوباره کسشو خواست.

 

 

نوشته: آرمان

3 Replies to “عشق و حال در زابل”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*