طعم زندگی

سلام.اول بگم که منم مثل خیلی ها اولین بارمه که خاطر سکسی(نه داستان سکسی)مینویسم بنابراین دوست دارم نظرات شمارو بدونم.
من اسمم مینا است 27 سالمه 20ساله بودم که ازدواج کردم و حدود یک ساله پیش شوهرم توی یه تصادف فوت کرد.واقعا مرد خوبی بود و منم عاشقش بودم برا همین بعد از اون نمیخوام ازدواج کنم.اینو هم بگم من از اول ازدواج خیلی خیلی حشری بودم با اینکه شوهرم مثل خودم حشری بود ولی همیشه بهم میگفت تو پدر منو در میاری تو سکس! به خاطر همین تو این یه سال خیلی فشار جنسی روم بود نه به ازدواج فکر میکردم و نه دوست داشتم گناه کنم برا همین تو این یک سال خیلی خودمو نگه داشتم که یه وقت با کسی سکس نکنم چون واقعا معتقدم که گناه داره.
از خودمم اگه بخوام بگم نه اینکه بخوام الکی از خودم تعریف کنم اما واقعا خوشگلم برا همین تو این یه سال کم اذیت نشدم. قدم 170هست وزنم هم 60 اندام پر و سکسی دارم یه کمی هم بلوند هستم.با سینه ها و کونی که همیشه شوهرم قربون صدقشون میرفت!
خاطره ای که براتون تعریف میکنم برا همین چندوقته پیش هست و هنوز خیلی ازش نگذشته.چون نمیخواستم گناه کنم دنبال یه نفر بودم که صیغه بشم از طرفی چون میخواستم واقعا لذت ببرم دوست داشتم طرف هم جوون و قوی باشه که بتونه جواب منو بده هم اینکه قیافه خوبی داشته باشه. خلاصه تو کف یه پسر خوب بودم که پیدا نمیشد.تا اینکه یه روز که پیک موتوری از رستوران برام غذا آورد طبق معمول از پشت آیفون بهش گفتم که غذا رو بیاره بالا برام(چون خونه من آپارتمانی و طبقات بالا هستش) وقته اومد بالا دیدم یه پسر خیلی خوشتیپ و خوش هیکله همونطوری که من دوست داشتم. حدود 185 قدش بود اندام ورزشکاری داشت و بهش میخورد که حدود 23 سالش باشه.

 

از نظر ظاهری واقعا خوب بود من همین که دیدمش ازش خوشم اومد.خلاصه غذا رو داد و رفت. از اون به بعد معمولا اون غذامو میاورد من هرچی بشتر میدیدمش بیشتر حشری میشدم اما اون خیلی پسر پاک و سربه زیری بود و معلوم بود فکرشم نمیکرد که تو نخش باشم.خلاصه اینکه مونده بودم که چطوری قضیه رو بهش بگم تا اینکه یه روز طاقتم تموم شد دلمو زدم به دریا وقتی اون روز غذا آورد طبق معول پشت در واحد من وایساده بود که من از تو بهش گفتم غذا رو بیار تو دستم بنده اونم یالا گفت و اومد تو. لباس مناسب پوشیده بودم که یه وقت فک نکنه من جنده ام چون اصلا بهش نمیومد اهل کوس کردن باشه.بهش گفتم بشین و قضیه رو بهش گفتم (میخوام خلاصه بنویسم که حوصلتون سر نره) اونم اول اصلا باورش نمیشد بهش گفتم شوهرم مرده و منم نه نیاز مالی دارم نه میخوام تیغش بزنم و نه اینکه اهل رابطه نامشروعم.خلاصه بلاخره باور کرد که من میخوام صیغش بشم.
خلاصه گذشت و یه روز رفتیم تو یه محضر آشنا صیغه کردیم هرچی بیشر میگذشت بیشتر میفهمیدم که چه پسر سالمیه و از اون طرف بیشتر حشری میشدم و دوست داشتم هرچه زودتر باهاش سکس کنم.از محضر که اومدیم بیرون انگار دنیا رو بهش دادن اصلا فکرشو نمیکرد که به این راحتی زن صیغه ای پیدا کنه.یهش گفتم بره خونشون و شب بیاد پیشم چون هم میخواستم حسابی به خودم برسم هم اینه دوست داشتم تا شب تو کف بمونه تا حسابی حشرش بزنه بالا.
شب یه تیپ خیلی سکسی زدم و حسابی آرایش کردم یه لباس خواب توری پوشیدم که فقط یه شورت لامبادا داشت و یه تور برا بالا تنه. بلاخره اومد اونم حسابی خوشتیپ کرده بود وقتی منو با اون تیپ دید خیلی جا خورد و صورتش مثل لبو سرخ شده بود.با صدای لرزون سلام کرد و فقط بهو دست داد و اومد تو.من دیدم خیلی داره خجالت میکشه و اگه بخوام به هوای اون باشم شاید اصلا امشب نکنه منو.برا همین زدم به پررویی براش یه شربت آوردمو نشستم کنارش رو مبل خودمو انداخته بودم تو بغلش هنوز هیچی نشده بود کیرش شق شده بود منم که از قبل فکر اینجارو کرده بودم و اسپری خریده بودم.
بردمش تو اتق خواب و شروع کردم باهش ور رفتن اونم اول خیلی سرد بود ولی وقتی حشرش زد بالا مشغول به کار شد.همینکه بهم دست زد تمام بدنم لرزید داغ داغ شدم یک سال بود که سکس نکرده بودم و اصلا طاقت نداشتم.شروع کردیم به لب گرفتن من تو همون حال لباساشو درآوردم فقط یه شورت تنش موند.اندام فوق العاده ای داشت.اونم منو لخت کرد و شروع کرد به خوردن لبام و مالیدن سینه هام وای داشتم دیوانه میشدم از حشر.هنوز کیرشو ندیده بودم داشت سینه هامو میمالید که خودمو ازش کندم و با دستام هلش دادم رو تخت.شورتشو درآوردم عجب کیری داشت هم کلفت بود هم بلند و کشیده منم که یه سال تو کف کیر بودم.شروع کردم به بازی کردن به کیرش که دیدم داره آخ و آخوش در میاد گفتم که النه آبش بیاد رفتم اسپری آوردم و حسابی به کیرش اسپری زدم.بهش گفتم حالا تو بیا ادامه بده.دوباره شروع کرد به مالیدن سینه هام گردنمم میخورد چه حالی میداد مثل مار به خودم میپیچیدم سر و صدام بلند شده بود همش آه اوه میکردم .منو خوابوند رو تخت و اومد روم شروع کرد به خوردن سینه هام داشتم دیووانه میشدم کیرشو گرفتم تو دستم بس که اسپری زده بودم خوابیده بود شروع کردم به مالیدن کیرش تا بلند بشه اما مگه بلند میشد.
اینقد خوب سینه هامو میخورد که جیغ میکشیدم دوست داشتم هومن لحظه کیرشو بگیرم بکنم تو کسم اما صبر کردم که تا جایی که میتونم تحریک شم اینطوری خیلی بیشتر حال میکردم.داشت سینه هامو میخورد که با دوتا دستام سرشو گرقتم و بردم پایین روبروی کوسم.من خیلی بدن سفید و بدون لکه ای دارم کوسم واقعا صورتیه همین باعش شد چندلحضه ای خشکش بزنه و فقط به کوسم خیره بشه دیگه طاقت نداشتم سرشو چسبوندم رو کوسم.وای انگار داشتم میمردم عجب حالی میداد.وقتی کوسمو لیس میزد فقط جیغ میکشیدمو قربون صدقش میرفتم.میگفتم : بخور جووون بخور عزیزم همشو بخور همشو بکن تو دهنت جووون.اونم حسابی حشری شده بود و مثل وحشی ها کوسمومیخورد.دیگه طاقت نداشتم هلش دادمو خودمو انداختم روش حالا اون زیر من بود رفتم سراغ کیرش دیگه بلند شده بود کردم تو دهنم داغ داغ بود اول لیس زدم بعد شروع کردم بردن تو دهنم خیلی حال میکرد صدای اونم دراومده بود.کیرشو تا جایی که میتونستم میکردم تو دهنمو درمیاوردم دیگه واقعا طاقت نداشتم.بهش گفتم زود باش باید بکنی منو همین الان زود باش اونم منو دوباره خوابوند رو تخت.اومد روم کیرشو گرفتم تو دستم گذاشتم رو کوسم کیرشو. واییی هنوز نرفته بود تو داشتم ارضا میشدم.کیرشو اروم کرد تو کوسم وایییی داغ داغ شدم بدنم میلرزید دستامو انداخته بودم دور کمرشو جیغ میکشیدم.میگفتم بکن بکن تورو خدا زودباش مردم وایییی.
شروع کرد به تلمبه زدن واقعا خوب بلد بود بکنه.منم دیگه فقط جیغ میکشیدم شده بودم مثل این زنا تو فیلمای سوپر.واقعا داشتم حال میکردم.خوبیش این بود که به این زودیا ابش نمیومد و من میتونستم بیشتر حال کنم.بهش گفتم حالت رو عوض کن اونم همونطوری که کیرش تو کوسم بود بغلم کرد بلند شد چسبوندم به دیوار وایییی کیرش تا ته رفته بود تو کوسم داشتم جر میخوردم اما بازم حال میکردم.پاهامو درو کمرش حلقه کرده بودم دستامم دور گردنش پشتم چسبیده بود به دیوار وقتی کیرشو جلو عقب میکرد تا ته میرفت تو.از وقتی کرده بود تو کوسم چندبار ارضا شده بودم اما دوست داشتم ابم بیاد(منظورم آبیه که مثل آب مردا فواره میزنه بیرون حتما تو فیلما دیدین من از قدیم میتونستم اینطور بشم و باید بگم که واقعا خیلی حال میده)اما تو این حالت نمیشد بهش گفتم بزارم زمین اونم کیرشو درآورد و منو گذاشت رو تخت.رفتم جلو آینه قدی که تو اتاق خواب داشتم خم شدمو دستامو گذاشتم رو صندلی که جلوش بود

 

.بهش گفتم بیا زود باش اونم اومد از پشت کرد تو کوسم واییی دیگه داشتم منفجر میشدم شروع کرد به تلمبه زدن منم جیغ میکشیدم میگفتم بکن جوون مادرت بکن واییییییییی آخخخخخخخخخ جووووووووون چیزی نمونده بود که ابم بیاد گفتم بکن تندتند بکن ابم داره میاد.اره بکن اونم مثل وحشیا تلمبه میزد ابم داشت میومد گفتم دربیار کیرتو زود باش اما اون درنمیاورد فقط تلمبه میزد گفتم تورو خدا در بیار دوست دارم آبم بریزه بیرون زود باش دیگه اونم چندتا تلمبه محکم زد و کیرشو دراورد ابم ریخت رو زمین داشتم ناله میکردم که داباره کیرشو کرد تو مثل اینکه اب اونم داشت میومد چندتا تلمبه زد بعد گفت ابم داره میاد منم گفتم بریز رو سینه هام منو خوابوند رو زمینو ابشو ریخت رو سینم.
هردوتاییمون خیلی حال کرده بودیم البته اون شب تا صبح چندبار دیگه سکس کردیم و من بعد از یه سال دوباره طعم زندگی رو حس کردم.البته الان هم با هم هستیم و معمولا روزی یه بار بهم سرمیزنه و با هم سکس میکنیم گفتم که خیلی از زمان اولین سکسمون نمیگذره.
این ماجرای اولین سکس من و اون بود. اون خبر نداره که من دارم اینارو توسایت شهوتناک میذارم برا همینم اسمشو نیاوردم.از اون شب به بعد خیلی خاطرات سکسی باهم داریم که اگه فرصت شد و شما خوشتون اومده بود بازم میزارم.نظر یادتون نره.ببخشید اگه بد نوشتم.فعلا

13 Replies to “طعم زندگی”

  1. عزیزم خیلی عالی بود
    من خیلی وقته که دنبال یه دختر مثل تو می گردم که آبش فواره بزنه
    اگه دوست داشتی یه حالی هم به من بده
    خیلی خیلی خیلی حال میکنم با اون حا لتت و تموم آبتم میخورم عزیزم
    هیکلم و قدرت بدنیم بیسته بیسته
    حالت میارم اساسی

    بهر حال خوش باشی عزیزم

  2. سلام اگه بین دوستات کسی رو میشناسی که میخواد صیغه بشه حتما به من خبر بده موقعیت مالی بدی هم ندارم
    موفق باشی با دوست پسرت

  3. سلام من خیلی دوس دارم با زنی با مشخصات تو ازدواج کنم.تو فیس بوک به همین نام جواب بده و اگه خواستی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*