کس خواهر زن یعنی‌ عسل

٢سال بود كه از ازدواجم ميگذشت، اوايلي بود كه رابطه خواهرزنم و شوهرش شكراب شده بود، اين دعواهاشون آخرش كار رو به جاي باريك رسوند جوري كه تصميم به جدايي گرفتن خواهر زنم نسرين كه ٣٤سالشه و از من و ادامه مطلب کس خواهر زن یعنی‌ عسل

خواهرزن حشریم میترا

سلام من اسمم وحید هست ۲۷ سالمه و ۳ ساله که ازدواج کردم از خودم بگم براتون قدم ۱۷۷ سانته و از ۲۰ سالگی دارم میرم باشگاه و نمیخوام بگم هیکل خیلی بزرگ و تیکه ای دارم ولی هیکلم مناسب ادامه مطلب خواهرزن حشریم میترا

کس خواهر زنم پگاه

من با زنم توی فضای مجازی اشنا شدم حدود سه سال از اشنایی ما میگذشت توی این سه سال هم سعی کردم حرکت ناجوری نکنم که موقعیتی رو که ساخته بودم خراب نکنم زنم هم به شدت حساس بود و ادامه مطلب کس خواهر زنم پگاه

خواهرزن چیز دیگری است تجربه كنید

گردن سفید و خوش لیسش از بارزترین ویژگی هایش بود. وقتی من ازدواج كردم خواهرزن خوشگل و سفیدم برام بسیار جذاب بود.اما بخصوص اوایلش چون كمتر نسبت به من شناخت داشت و از طرفی دختر سنتی بحساب می آمد كمتر ادامه مطلب خواهرزن چیز دیگری است تجربه كنید

کون نیکو

سلام اسم من علی یه خواهر زن دارم به اسم نیکو .نیکو خیلی خوشکله اوایل که ازدواج کرده بودم خیلی حواسم بهش نبود واصلا توجه خاصی بهش نداشتم.بعد از چند سال کم کم نگاهای نیکو نسبت به من فرق کرد ادامه مطلب کون نیکو

یک کیر برای دو خواهر

روابط من و خواهر زنم سمیرا هیچوقت قطع نمی شد شاید گاهی تا شش هفت ماه هم می شد که شرایطش بوجود نمی اومد تا با هم سکس داشته باشیم حتی سر پاییt اما حتما” این رابطه برقرار می شد ادامه مطلب یک کیر برای دو خواهر

یه اشتباه ساده یه کس فوق العاده

سلام وقت بخیر داستانی که میخوام تعریف کنم مال یه سال و نیم پیشه اسم زن من نیکا است و اسم خواهر زنم سارا سارا از زنم ۴ سال کوچکتره بعد از ازدواج سارا ی روز خونه پدر زنم جمع بودیم ادامه مطلب یه اشتباه ساده یه کس فوق العاده

آمنه شورت تو چتر نجات منه

سلام اسم من سعید ه شغل من آزاده من سه تا باجناق دارم که دوستامون تو تهران زندگی میکنن و منو یکیشان شهرستان .اسم خواهر بنام از بزرگ به کوچیک اینکه اولی پروین دومی مرجان و سومی آمنه و چهارمی ادامه مطلب آمنه شورت تو چتر نجات منه

کون دادن به خواهرزنم

سلام من علی هستم بیست سالمه و دو ساله ازدواج کردم خانومم از خودم سه سال بزرگتره و همه میگن که ما اصلا به هم نمیخوریم چون من خیلی ظریف و لاغرم و اون چاق و هیکلیه من یه خواهر ادامه مطلب کون دادن به خواهرزنم

داستان سکس من با فرزانه

این ماجرا برمیگرده به پارسال همین موقع که همسرم باردار بود و با وجود اینکه همیشه سعی میکردم توی کارای خونه بهش کمک کنم ولی خب بازم یه سری کاستی ها بود. بنابراین به ناچار مادر خانومم به همراه فرزانه ادامه مطلب داستان سکس من با فرزانه