زن شوهرداری که به من داد

سلام من بار اولمه که داسنان مینویسم پس به بزرگی خودتون ببخشید اگه اشتباه داره

من الان ۳۳سالمه ۱۸۵قدمه و۱۰۰کیلو وزنمه داستان از اونجا شروع میشه من عاشق سمیرا بودم البته اسما مستعاره خیلی دوسش داشتم ولی مشکل اینجا بود که اون شوهر داشت منم خیلی خودمو بهش نزدیک کرده بودم اونم فهمیده بود و ترتیب ازدواج منو خواهرش رو داد منم با خواهرش ادواج کردم ولی بازم دلم پیش خودش بود دیوانه وار دوسش داستم تا اینکه دلو زدم به دریا و این مسعله رو بهش گفتم اول خیلی ناز میکرد ولی بعد با اس شروع شد روز به روز علاقه من به سمیرا بیشتر میشد تا یه روز بهش گفتم میخوام تنها ببینمت اونم قبول کرد قرار شد دو روز بعد بچش که رفت مدرسه من برم خونش دو روز بعد شوهر و بچش که رفتن بیرون من رفتم خونشون در زدم رفتم داخل وای وای وای داشتم دیونه میشدم یه شلوارک لی کوتاه کوتاه با یه تاپ نارنجی از سمیرا بگم قدش ۱۷۰و وزنش ۷۵سینشم که نگو هلو باور کنید داشت قلبم از جاش کنده میشد سریع رفتم بغلش کردم نشستیم رو مبل باهم لاس میزدیم لبشو میخوردم نازش میکردم اونم نشسته بود رو پاهای من

با اجازه خودش تاپ و سوتینشو در اوردم اصلا فکرشو نمیکردم به این زودی کار به اینجا برسه واسه همین خیییلی داشتم ذوغ میکردم رو ابرا بودم نمیدونم تا حالا براتون پیش اومده که با کسی که عاشقش هستین اولین بار میخواین سکس کنید چه حالی بهتون دست میده یا نه نمن فقط داشتم لباشو و اون سینه های نازشو میخوردم یه نیم ساعتی طول کشید جفتمون دیوانه وار حشری بودیم شلوارک و شورت سفیدشو با هم در اوردم نشستم به خوردن کسش دوس نداشتم سریع بکنمش چون خیییلی عاشقش بودم واسه همین اینقدر کسشو خوردم که دیگه نایی نداشتم فکم درد گرفته بود که نشست رو مبل منم پاهاشو باز کردم و به ارومی کیرمو کردم توش و اروم تلمبه میزدم یه ده دقیقه که کردم ابم داشت میومد بهش گفتم گفت بریز توش اخه دستگاه گذاشته بود منم ابمو ریختم توش و چند دقیقه به همون حالت تو بغل هم خوابیدیم بعد بلند شدمو یه لب ازش گرفتم و زدم بیرون یه بار دیگه هم با هم سکس داشتم الانم من خواهر زنمو بیشتر از قبل دوسش دارم من تا حالا داستان ننوشتم اینم خواستم بگم که تو دلم نمونه

ممنون از همتون سهیل

One Reply to “زن شوهرداری که به من داد”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*