برنامه کنسله

سلام اسم من ایلیا هست ۲۰ سالمه قدم ۱۸۰ در همدان زندگی میکنم داستانی میخوام براتون تعریف کنم مربوط به ۱۲ روز پیشه

روزه دوم عید سال ۹۸ رفته بودیم دید و بازدید خونه ی خاله ام اینا مامانم و بابام،خاله و شوهر خالم خواستن برن دید و بازدید خونه یکی از دوستای مشرکشون من و دختر خالم گفتیم نمیایم (اسم دختر خالم هانیه است)(اینو بگم که همسن خودمه و هم قده خودمه چهره زیبایی داره بدنش سفید پستوناش ۸۵ کونش این کیم کارداشیانه)(اینو بگم که هانیه سه تا دیگه خواهرم داره که اسماشون احلام ، سحر و پارمیدا هست)من گفتم میخوام بخوابم و هانیه هم گفت که میخواد بادوستاش بره بیرون. خلاصه مامان باباهامون رفتن.
منم تا خواستم بخوابم گوشیه هانیه زنگ زد دوستاش گفتن برنامه کنسله منم گشنم شد پاشدم یه چیزی بخورم دیدم هانیه نرفته ازش پرسیدم برا چی نرفتی گفت دوستام زنگ زدن گفتن برنامه کنسله ازم برا چی نخوابیدی گفتم گشنم شد گفت چی بیارم بخوری یه هو گوشیم زنگ زد بابام بود گفت ما تا شب نمی آیم خونه گفتم باشه منم از خواب بلند شدم با رفیقام میرم بیرون خداحافظی کرد و قطع کرد هانیه دوباره ازم پرسید چی میخوری گفتم بی ضحمت دو تا تخم مرغ واسم بشکن گفت الان آماده میکنم. تخم مرغ ها آماده شد آورد گذشت سر اپن گفت بیا اینور با هم بخوریم داشتم میرفتم که اونورش بشینم دیدم کونشه داده عقب کیرمو مالوندم به کونش چیزی نگفت بعد از اینکه خوردیم تموم شد هانیه گفت من جمع میکنم تو برو بخواب گفتم دستت درد نکنه خیلی خوشمزه بود .

رفتم تو اتاق یه فیلم سوپر گذاشتم شروع کردم به جق زدن هانیه یه هو درو واز کرد اومد من سریع کیرمو کردم تو شرتم هانیه با یه نیشخند گفت چیکار داشتی میکردی گفتم هیچی گفت دیدمت داشتی چیکار میکردی منو انداخت رو تخت(اتاق هانیه که من مثلا میخواستم بخوابم)یه شروع کرد منو بوسیدن حدود یه ربع ازش لب گرفتم بعد شروع کرد خودشو لخت من گفتم وایسا گفت برا چی گفتم من میخوام لباس تو در بیارم گفت باشه بیا دربیار تیشرت و شلوارشو در آورد دیدم یه لباس مخصوص سکس که توری و زرد رنگه تنشه اونو درنیاوردم تیشرتمو درآوردم خودش نشست رو زانو شروع کرد در آوردن شلوار و شورتم
کیر شقم (اینو بگم که کیرم شقش ۲۰ سانته و از روی شلوار معلومه)کیرم خورد تو صورتش گفت کیرت چقدر درازه گفتم شروع کن ساک بزن تا کسی واسم انقدر خوب ساک نزده بود گفتم حالا نوبت منه لباس مخصوص سکس شو جر دادم شروع کردم به خوردن پستونای ۸۵اش بعد کس و کونش سفید بودن مو و دست نخورده بود شروع کردم لیس زدن وای که چقدر کس و کونش خوش مزه بود بلند شدم به حالت فروغونیش کردم خواستم کیرمو بکنم تو کسش گفت وایسا بلند شد رفت یه جعبه بزرگ آورد وازش کرد پر بود از انواع دیلدو گفت کیرت چندسانته؟ گفتم بیست سانت یه دیلدوی ۲۰ سانتی آور گفت اینم همزمان بکن تو کنم گفتم باشه یه هو بلندشه کردم گذاشتمش رو میز آرایشش

دیلدورد گذاشتم دم کونش کیرمم گذاشتم دم کسش گفت هرجفتشو با هم محکم بکن گفتم باشه و شروع کردم یه هو و سریع دیلدو و کیرم کردم تو کس و کونش ازش خون اومد دیلدو و کیرمو درآوردم باهم کردم تو کسش داداش داشت گوشم کر میکرد شانس آوردم همسایه ها خونه نبودن وگرنه میفمیدن این دفعه فقط دیلدو رو در آوردن و شروع کردم به تلبه زدن انقدر زدم که جفتمون باهم ارضا شدیم کیرمو در آوردم دهنم گذاشتم جلو کسش آب کس و آب کیرم که تو کسش بودو خوردن بعد یه روغن ماساژ میز آریشش بود یکم ریختم رو پستوناش بعد شروع کردم کیرمو تو پستوناش عقب جلو کردن بعد دوباره حس کردم آبم داره میاد گفتم هانیه دهنتو واز کن واز کرد آب کیرمو ریختم تو دهنش بعد افتادم بغل دستش یه ساعت همون جوری خوابیدیم بعد بلند شدیم گفت من میرم حموم تو اینجارو جمع کن گفتم باشه برو من جمع میکنم. اتاقشو جمع کردم رفتم در حموم واز کردم رفتم داخل دوباره با هم سکس کنیم یه دو تا خواهراش نمیدونم چه جوری لخت اومدن داخل بع حدود دو ساعت سکس پنج نفره داشتیم. بعد هم دیگرو شستیم و رفیم بیرون ۲ ساعت خوابیدیم بعد بلند شدیم زنگ زدیم برای شام برامون پیتزا آوردن. مامان هانیه بهش زنگ زد گفت با خالت و شوهر خالت و دوستامون میریم شمال تا ۱۲ فروردین نمیایم با ایلیا و خواهرت پیش هم باشید خداحافظی کرد ما تا ظهر فردا ۱۰ بار باهم سکس پنج نفره داشتیم.

3 Replies to “برنامه کنسله”

  1. ادمین جان این دوستمون خواسته یک داستان خیلی قدیمی رو دوباره بازگو کنه و یک سری چیزها به اون داستان اضافه کرده(داستان اصلی فقط دختر خاله با فیشنت زرد رو داشت و ایشون باقی رو به این داستان اضافه کردند) ولی چون یک دستی تایپ میکرده تبدیل به کوستان شده.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*