بهترین تابستون عمرم

وقتی بچه بودم،دو تا همسایه داشتیم که اتفاقا پسرهایی با سن و سال 2-3 سال کمتر از من داشتن. کلا توی محله ما پسرا با هم توی خیابون فوتبال بازی میکردن، و یکی که ضعیف بود و خوشگل بود رو زیادی دستمالی میکردن، من با اینکه خودم خوشگل بودم، ولی خیلی قلدر و دعوایی بودم […]

بهترین تابستون عمرم بیشتر بخوانید »

چطور منو کونی کردن

سلام دوستان … این داستان و مینویسم که پسرا گی شدن را یاد بگیرن کاریکه الان در کل جهان طرفدار داره پرچم مخصوص خودش و داره ودر غرب هیچکس گی بودنش را پنهان نمیکنه و با افتخار از ان صحبت میکنه ‌در کشور ما هم گرچه حکومت برای لواط مجازاتهای سنگینه مثلا اسلامی در نظر

چطور منو کونی کردن بیشتر بخوانید »

اعترافات همسرم

من بازنم که ازدواج کردم رابطه قبلی نداشتم. مادرم کلی گشته بود تا ی دختر دست نخورده سن پایین برام پیدا کرد .گفتم مامان من ۲۶ سالمه این دختر ۱۴ سالشه اختلاف زیاده که مامانم گفت محمد ۵۰ سالش بود با عایشه ۶ ساله ازدواج کرد تازه پیمبرم بود .ی چیزایی هست که تو نمیدونی

اعترافات همسرم بیشتر بخوانید »

کونی نبودی حالا کونی شدی

سلام دوستان من ناصر هستم الان ۳۵ سالمه ولی این داستان مال ۱۴ سالگیم هست و در باره اینکه ی غفلت مادرم باعث شد من کونی بشم. بین ۱۴ و ۱۵ بودم و رفته بودم دبیرستان پسر سفید وقد بلند و صاحب جمال بودم تعریف نباشه کون خوبی هم داشتم که هم کلاسها اغلب انگشتم

کونی نبودی حالا کونی شدی بیشتر بخوانید »

علی و ملیکا

امروز می خوام داستان خودم (اسم من علی) و ملیکا رو تعریف کنم ،من 25 سالم هست و ملیکا دختری که عاشقانه دوستش دارم 19 ساله هست،ما با هم داریم میریم حموم من فقط یک شورت آبی تنم بود و ملیکا یک رکابی مانند سورمه ای با یک شورت سورمه ای گل گلی به رنگ

علی و ملیکا بیشتر بخوانید »

کوص دادن نهال حشری

سلام من‌نهال هستم و ۱۹ سالمه. مجردم ولی اپن هستم چون خیلی دختر حشری ای هستم و به شدت عاشق کیر کلفتم؛)) من فتیش پیرمرد دارم و دوست دارم به پیرمردا بدم اونا خیلی هولن و عاشق کوص هستن و این منو به شدت حشری میکنه.. داستان من کاملا واقعیه البته من داستان سکسی زیاد

کوص دادن نهال حشری بیشتر بخوانید »

فهیمه ی من کجایی

سلام، اسمم حبیب هست و اسم زنم فهیمه. من یه مغازه لوازم التحریر فروشی توی یه شهرستانی دارم که اسمشو نمیگم حالا چون کوچیکه بعدا شر نشه و شناسایی نشم. اونایی که تو این صنف هستن میدونن که بیشتر فروش ما فصلی هست، تابستونها خصوصا اواخرش و چون مستقیم با تولید کننده ها کار میکنم

فهیمه ی من کجایی بیشتر بخوانید »

تا بابات نیست تو باید شوهرم باشی

پدرم توی اربعین به عنوان خدمه موکب رفته بود کربلا و حدود دو سه هفته ای خونه نبود و من و مامان افسانه خونه تنها بودیم. منم از اونجایی که از بچگی و دوران بلوغ بخاطر تاثیراتی که یکی از دوستام روی مغزم گذاشته بود بی غیرت شده بودم و روی مادرم حس داشتم؛ با

تا بابات نیست تو باید شوهرم باشی بیشتر بخوانید »

من مهران نبودم

صبح ساعت 7 زده بودم بیرون و الان ساعت 11/30 شب بود خیلی خسته بودم شب نسبتا سردتری بود نسبت به شب های دیگه. نگاه ساعت کردم دیگه نزدیک بود قطارم برسه صداشو میشد شنید، کتم رو جمع کردم و شالم رو پیچیدم دور گردنم، وقتی وارد ایستگاه می شد باد شدیدی با خودش میاورد

من مهران نبودم بیشتر بخوانید »

کیر کیمیا و پیر بی‌ ریا

سام علیکو این حرفا ؛بعد از سال ها بلاخره منم تصمیم گرفتم خاطره اولین سکسی که داشتم و بنویسم تا چهارتا کف دستی باز مثل خودم که اینجا ول میچرخن یه حالی بکنن اول کوتاه از خودم بگم من رهام هستم الان ۲۲ سالمه که دارم مینویسم، یه پسر با قد ۱۷۰ وزن ۹۵ اضافه

کیر کیمیا و پیر بی‌ ریا بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا