هوو شدن من وخالم

اسمم ساراست 25سالمه با بدنی توپ و کونی درشت که اینها ظاهر قضیه ست که معلومه از توهم کسم گنده و بدون یه تار مو و پشم تا حالا تیغ یا چیز دیگری استفاده نکردم و اینم به خاطر اینکه بچگیم مامانم رو کسم روغن مورچه زده دیگه موهاش در نمی اد.اخلاقا خیلی خوش برخورد […]

هوو شدن من وخالم بیشتر بخوانید »

نازنین و دایی جونش

اسم من نازنین خانواده ام توی قم زندگی میکنن و من دانشگاه تهران قبول شدم به خاطر اینکه مجبور نباشم هر روز این مسافت طولانی رو برم و برگردم شبا رو خونه مادر بزرگم میموندم و فقط شب جمعه ها اونم بعضی از هفته ها میرفتم خونه خودمون! من یه دایی مجرد تو خونه دارم!که

نازنین و دایی جونش بیشتر بخوانید »

ريحانه و كير بابايی

من هميشه خودمو واسه بابام لوس مي كردم و اونم بدش نمي يومد . ي روز كه دوباره خودمو لوس كرده بودم و تو بغل بابام نشسته بودم . داشتيم ماهواره مي ديديمو حرف مي زديم . بابام رو مبل نشسته بودو منم رو پاهاش . طوري كه قشنگ كير بابايي زير كون من بود

ريحانه و كير بابايی بیشتر بخوانید »

مادرزن

یادش بخیر تازه به زور پدر و مادر با سیما ازدواج کرده بودم اون هنوز دبیرستانی بود و من هم تازه دانشگاهم رو توموم کرده بودم پدر زن تو شرکت هسته ای کار می کرد و از اول استخدامش یعنی 25 سال پیش همش تو این شهر و تو اون شهر بود و معمولا ماهی

مادرزن بیشتر بخوانید »

تاکسی

من نازی هستم. اسم من یادتون بمونه چون می خوام از این به بعد داستانهای سکسی خودم رو براتون بنویسم تا حالشو ببرین.اولین داستان : تاکسیاین خاطره ای که می خوام براتون تعریف کنم مربوط به یک روزیه که حالم خیلی بد بود. مثل چارلی چاپلین که گرسنه بود و همه چیز رو شکل مرغ

تاکسی بیشتر بخوانید »

بفرمایید ریسک

يه خاطره سكسي خيلي خوبي دارم كه خواستم واستون تعريف كنمالبته بگم كه تو همون حال وهوايي كه اين سكس واسم پيش اومد با يه زن بيوه كه همسايمون بود رابطه داشتم و همه مدل سكس ميكردم ولي اين سكس واقعاً بياد موندني بود واسم.يه روز تو يه سايت دوست يابي با يه نفري كه

بفرمایید ریسک بیشتر بخوانید »

…تو نیکی می کن و

سلام به همه دوستاناین یه داستان نیست بلکه خاطره ای واقعی استمن کیوان هستم 30 ساله اهل تهران معمولا میرم به بانه جنس میارم اکثرا هم تنها کار میکنم مگر فامیلی دوستی بخاد با من بیادیکی از همین سفرها در راه برگشت به تهران بودم که نزدیک زنجان تقریبا 40 کیلومتر مونده به زنجان یه

…تو نیکی می کن و بیشتر بخوانید »

سکس با شاگرد خصوصی

سلاممن آرین هستم (البته اسم واقعیم ضایع‌تر از اینه!) و دانشجوی ارشد مهندسی هستم. کارم تدریس خصوصی ریاضیات دانشگاهیه. اکثر شاگردم پسر هستن و اون اقلیت دخترها هم معمولاً تو خونه روسری یا حتی یکی دو مورد چادر سر میکنن. خودم دوست دارم با شاگردهای دخترم سکس کنم ولی خوب شرایط اینجوریا هم مهیا نیست

سکس با شاگرد خصوصی بیشتر بخوانید »

مامان سارا

من علي ساکن کرج هستم و 19 سال سن دارم مامانم اسمش سارا هست. اصليتن ارمنی هست حدود 37 سال سن داره و بابام حدود 45 سال سن داره وکارمند يکي از شرکتهاي اينجا هست که يک ماه شيف شب ويک ماه شيفت روز کار ميکنه . الان ساعت 3بعد از ظهر هست و بابام

مامان سارا بیشتر بخوانید »

خاروندن آبجی

از صبح اول وقت كه پا ميشدم و به كلاس درسم ميرفتم اونايي كه يكي دوسالي رو درجا زده بودن و به اصطلاح قديميهاي كلاس بودن اون آخر آخرهاي كلاس مينشتن و عكسهاي سكسي نگاه ميكردند يا زنگهاي تفريح از كوس و كون دختر و زنهاي محله واسه هم تعريف ميكردند و ما رو هم

خاروندن آبجی بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا