ارتباط جدید فکری من و همسرم

سلام دوستان. من اسمم اشکانه. الان نزدیکه دو ساله که با نگار همسرم اومدیم آلمان برای کار. البته قرار نیست برای همیشه بمونیم و ایشالا به زودی برمیگردیم. من به لحاظ خونوادگی خیلی مقید بودیم. به همین خاطر هم تا سن بیست و هفت سالگی که ازدواج کردم، پسر باقی مونده بودم و حتی دوست […]

ارتباط جدید فکری من و همسرم Read More »

شوهر حشری من

سلام من شیوا28 ساله از تهران 4 ساله که ازدواج کردم و تو زندگی خیلی خوشبختم من ورضا شوهرم قبل از ازدواج با هم دوست بودیم وعاشق هم بودیم بعد از1 سال دوستی دوام نیاوردیم و ازدواج کردیم. شوهر من از لحاظ سکس خیلی حشری هستش اوایل ازدواج انقدر منو میکرد که بعضی مواقع نمیزاشتمش

شوهر حشری من Read More »

خونه تکونی

ه بار وسط هفته یه کاری برام پیش اومد مجبور شدم برم خونه خواهرم سر زده رفتم و وقتی رسیدم اونجا دیدم دارن خونه تکونی میکنن آخه نزدیکای عید بود وارد که شدم چشمم به یه زن و مرد افتاد کا داشتن کار میکردن مرده حدود 36 – 37 سالش بود ولی زنه چند سال

خونه تکونی Read More »

سكس با فریبا وقتی زنم حامله بود

سلام دوستان امین هستم 35 سالمه. دوست داشتم این خاطره رو واستون تعریف کنم چون خیلی واسه من شیرین بود. البته این خاطره مال 3 سال پیشه. زنم نگار 34 سالشه و با هم تو دانشگاهی که تدریس میکردیم آشنا شدیم روزهای خوشی را باهم قبل از ازدواج میگذروندیم. قبل از ازدواج به هر بهانه

سكس با فریبا وقتی زنم حامله بود Read More »

سکس با شبنم و مهشید

سلام به همه دوستان گلم نمیدونم چی شد که تصمیم گرفتم این ماجرا رو براتون باز گو کنم چون کلا آدم تو داری هستم. اسمم رضاس …یه پسر خوشتیپ … قد بلند(178)..تیپ معمولا اسپورت…و خوشکل 27 سالمه ازدواج کردم و یه پسر خوشکل دارم…. ای ماجرا مربوط میشه به قبل از ازدواجم با(ن-همسرم) …اون موقعا

سکس با شبنم و مهشید Read More »

چجوری کون دادم

یه مدتی بود که خیلی هوس کرده بودم زیر یه مرد بخوابم و برای اینکه کسی نفهمه که م دوست دارم کون بدهم فقط سکس چت می کردم و وب بازی بود. ولی بعد از یه مدتی یکی بهم گفت که دوست داره من رو فرش دراز بکشم و اوون باسن کخت من رو از

چجوری کون دادم Read More »

باغ دماوند

هروقت توی راه‌پله می‌دیدمش، صاف به چشم‌هام خیره می‌شد و بی‌آن‌که کلمه‌ای بر لب بیاره، لبخند می‌زد. برخلاف خودش، شوهرش عبوس و بداخم بود، اما دست‌کم جواب سلام آدم رو می‌داد و یه مختصر احوال‌پرسی هم می‌کرد. همیشه با خودم فکر می‌کردم که این زن و شوهر جوون کارهاشون رو با هم قسمت کرده‌اند؛ بخش

باغ دماوند Read More »

کُس همکلاسی

مهردادم 24 ساه و این خاطره مال پارساله که سال آخر دانشگاه من بود. دو سال پایین تر از ما یک دختری به اسم ستاره بود که من ازش خیلی خوشم می اومد و دختر خوشگلی بود اما این قدر که شنیده بودم به کسی پا نمی ده نزدیکش نشده بودم و فقط به عنوان

کُس همکلاسی Read More »

منم عاشقتم داداشی

اولين باري كه متوجه شدم داداشم واقعاتو نخمه روزي بودكه اتفاقي دفترچه ياداشتشو ديدم توصفحه اول نوشته كاش يه شب تينا زنم بودفرداش تيرباران ميشدم. پشت بندش يه مشت اراجيف عاشقانه ليلي ومجنوني بودالبته قبلش متوجه ديدزدنهاو جابجايي لباس زيرهام شده بودم ولي زيادحساس نبودم راستش ديگه عادت كرده بودم. هرجاميرفتم همه نگاههادنبال اين كون

منم عاشقتم داداشی Read More »

خیانت در خیانت

چند ماهی بود گذشته بود از آخرین دیدارمون. طبق معمول آدم منطقی ای هستم و زیاد حال نمیکنم غرورمو بذارم زمین و گیر بدم. ولی خب انگار دادن راحتتره تا کردن. دادن منت کشی و خالی بندی نمیخواد. ولی کردن خیلی سخته. البته اگه نخوای خانوم بیاری. روز آخر بعد از دو ماه غیب شدنش

خیانت در خیانت Read More »

Scroll to Top