پارک گلها

هنوز یه هفته نمی شد که به خونه بخت رفته بودم . تازه داشتم طعم شیرین زندگی و هوسو می چشیدم . دیگه خسته شده بودم از بس به حرف این و اون گوش کرده بودم ومراقب بودم که خودمو حفظ کنم . ولی همه اینا شروع یه حادثه دیگه بود . اسمم پرنیاست 20سالمه […]

پارک گلها بیشتر بخوانید »

سکس با زن داداش نگین

این داستان قدیمیه…….من چند تا برادر دارم و چون فاصله سني كمي داريم با هم ديگه ندار و قاطي هستيم و بيشتر وقتها راجع به سكس زنهامون با هم صحبت ميكنيم.ضمنا برادرم بازار توليدي لباس داره.به هرحال اين داداشم زن خوشگلي داره كه اسمش نگينه.نگين خيلي خوشگل و لوند و يك كمي هم توپوله.اينو از

سکس با زن داداش نگین بیشتر بخوانید »

من فقط برای کار رفته بودم

من نصاب ماهواره هستم 32 سالمه و تقریبآ هر روز 3 تا 5 جا خونه مشتریها در تمام نقاط تهران میرم و اتفاقاط زیادی برام میفته این خاطره جمعه پیش افتاده. پنجشنبه پیش یه اقایی تماس گرفت گفت میخاد بشقاباشو بیاره تو بالکن منم گفتم باید ببینم راه میده یا نه جا داره جلوش بازه

من فقط برای کار رفته بودم بیشتر بخوانید »

بهاره و کیر بابایی

خیلی خوابم میومد هر کاری می کردم نمی تونستم از جام بلند شم چند دفعه تو خواب و بیداری می شنیدم که مامانم داد می زنه : بهااااااااره … پاشو دختر خواب می مونی مگه مدرسه نداری ؟ از یه طرف نگران مدرسه ام بودم که ممکن بود دیر بشه و رام ندن تو از

بهاره و کیر بابایی بیشتر بخوانید »

تجاوز به خانم دكتر

من مهناز شيدايي هستم 29 ساله از يكي از شهرهاي جنوبي ايرانسال 83 بود كه دانشگاهم رو تمام كردم – و همون سال هم ازدواج البته بگم من در رشته ي پرستاري فارغ التحصيل شدم – شوهرم كارمند ساده ي بانك بود و زندگي ما درست نميچرخيد پس منم مجبور بودم كار كنم – اينم

تجاوز به خانم دكتر بیشتر بخوانید »

كس شبنم جوووونم

از دو سه روز مونده به همه دخترایی که میشناختم آمار دادم که یکشنبه خونه تنهام تا دوشنبه اخه زنمو فرستادم مسافرت 2 روزه؛خلاصه من فکرامو کرده بودم که یکی از صبح بیاد تا ظهر یکیم شب بیاد پیشم حالا اگرم شد یکیو عصر ببینم اما همش خواب و خیال بود؛هرکدوم به یه دلیلی پیچوندن؛یکی

كس شبنم جوووونم بیشتر بخوانید »

امیر و مهرناز جون

يه روز پاییزی ساعته 10صبح بود كه با صداي مادرم كه ميگفت امیررررررر پاشو برو دنباله خواهرت از دانشگاه بيارش بيدار شدم بدونه اينكه صبحونه بخورم ماشينو روشن كردم و رفتم وقتي دم دانشگاه خواهرم رسيدم از ديدن اونهمه دختر سرم داشت گيج ميرفت محو تماشاي دخترها بودم كه يكدفعه در ماشين بازشد؟؟خواهرم بود ديدم

امیر و مهرناز جون بیشتر بخوانید »

مخمصه

نميدونم تا حالا تو مخمصه ايي گير كرديد كه نه راه پس نداريد نه راه پيش. تو اين ماجرا ميخواهم ماجراي خودمو كه تو همين حالت گير كرده بودم رو تعريف كنم كه اصطلاح عاميانه اش اينه كه مثل خر گير كردم تو گل. مدتي قبل وقتي وقتي داشتم از سر كار بر ميگشتم خونه

مخمصه بیشتر بخوانید »

من و نورا حشری

سلام دوستان، آرتین هستم 19 ساله ساکن میدون رسالت تهران، این اولین باریه که دارم خاطراتم رو تو این سایت ثبت میکنم پس اگه اشکالی توش دیدید ب بزرگواری خودتون ببخشیدخب بریم اصل مطلب ما یه همسایه دیوار به دیوار داریم به اسم نورا 26 ساله با اندامی کاملا معمولی اما طوریه که منو از

من و نورا حشری بیشتر بخوانید »

داداشم یه کون سیر ازم کرد

سلام این یک خاطره شیرین است که می نویسم و داستان نیست استخاطره ای که می خواهم براتون تعریف کنم بر می گرده به عید پارسال یعنی موقعی که من هفده سالم بود بگذارید از خودم بگم قدم 176 وزنم 69کیلو سینه هام هم 70 است و یه داداش دارم که اسمش میلاد است که

داداشم یه کون سیر ازم کرد بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا