پارک گلها
هنوز یه هفته نمی شد که به خونه بخت رفته بودم . تازه داشتم طعم شیرین زندگی و هوسو می چشیدم . دیگه خسته شده بودم از بس به حرف این و اون گوش کرده بودم ومراقب بودم که خودمو حفظ کنم . ولی همه اینا شروع یه حادثه دیگه بود . اسمم پرنیاست 20سالمه […]
