مامان حشری

سلام خدمت دوستان سکسی خودم من امروز میخوام داستان سکسی خودم با مامانم رو براتون بنویسم که 2 سال پیش اتفاق افتاد اسم من اشکانه 18 سالمه مامانم مریم که 37 سالشه بسیار سکسی ولی تیپ معمولی از وقتی پدرم به رحمت خدا رفت مادرم ومن تنها شدیم مادر که رشتش حساب داری بود با […]

مامان حشری بیشتر بخوانید »

از حجاب تا بی حجاب

من چند سالي هست که با همسرم ازدواج کردم و مشغول زندگي هستيم، فرزندي هم نداريم، من يک متخصص هستم و در کارم هم بسيار جدي و اون هم داراي تحصيلات، گرچه خيلي از اوقات با ناملايمات زيادي از جانب او مواجه هستم اما خب گاهي اوقات نيز اتفاقاتي پيش مي آيد که مثل يک

از حجاب تا بی حجاب بیشتر بخوانید »

حضور ذهن

حدود دو سال پیش بود.دو سه ماهی بود که با زنم متارکه کرده بودم. از یک طرف فکر اینکه یک زن دیگه بگیرم را اصلا نمی کردم. از طرفی بالاخره مرد بودم و به جنس مخالف نیاز داشتم. یک روز تو بقالی زن جوان چادری را دیدم که برای خرید آمده بود. بدون توجه به

حضور ذهن بیشتر بخوانید »

سکسم با خواهرم مهری

د از سکس اون شبم با سپیده (دختر خوندم) کلا دیگه نگاهم به دیگران تغییر کرد و احساس می‌کردم خوب مگه چه عیبی داره ۲تا آدم همدیگرو بخوان با هم باشن فارغ از ارتباطات خونی که با هم دارن یا باید و نباید‌های دینی. برای همین به خواهرم که بسیار زیبا بود و تازه هم

سکسم با خواهرم مهری بیشتر بخوانید »

بالباستینگ

من علی هستم و 27 سالمه. می خام براتون یکی از خاطراتی که برام اتفاق افتاده تعریف کنم که می دونم ازش خیلی تعجب می کنید. من عاشق بالباستینگم و اکثر گذشت و گذارم تو اینترنت در مورد همین موضوعه ولی متاسفانه هیچوقت نتونسته بودم یک پارتنر خوب برای خودم پیدا کنم و صحبت در

بالباستینگ بیشتر بخوانید »

سپیده، من و مامانش

چند وقت بود سپیده اصرار داشت سکس من با مادرشو ببینه و در آخر راضی‌ شدم که این کار رو برای اون بکنم ولی‌ سپید قبول نکرد که مثلا ما رو دید بزنه می‌خواست از سکسم با الهام برایش فیلم بگیرم قبول کردم و در اتاق خوابمان یک دوربین نصب کردم که به چوب پرده

سپیده، من و مامانش بیشتر بخوانید »

اولین سکس نیما

نیما هستم 24 ساله از گرگان …میخوام خاطرات اولین سکسی که داشتم رو براتون بگم شاید بپسندین !!!همیشه به این موضوع اعتقاد داشتم که باید تا ازدواجم صبر کنم و با همسرم طعم زیبای سکس رو بچشم اما بیخبر از این بودم که وقتی شهوت میزنه بالا دیگه دست خوده آدم نیست و دین و

اولین سکس نیما بیشتر بخوانید »

سفر تهران

هدیه هستم 21 ساله عاشق مطالعه و کتاب خوندنم و واسه همین هر سال نمایشگاه کتاب تهران رو حتما میرم! البته تا امسال با خواهرم یا با دانشگاهی چیزی میرفتم چون خواهرم ازدواج کرد امسال ازادی های من بیشتر شده بود با دوستم تصمیم داشتیم دوتایی بریم و حسابی خوش بگذرونیم از یک ماه قبل

سفر تهران بیشتر بخوانید »

جنده بازی های ناموفق

سال 77 بود نزدیکای عصر! حوصله نداشتم داشتم بره خودم سیگار میکشیدم مثله همیشه تو حال خودم بودم….رفیقم علی زنگ زد!- سلام چطوری رضا پاشو بریم بیرون 2تا کس بلند کنیم بزنیم زمین!-باش یک ربع دیگه دمه در خونه باش اونم گفت دارم راه میفتم.تلفن قطع کردم.گفتم کیرم دهنت علی یه امروز خواستیم تنها باشیم.(ولی

جنده بازی های ناموفق بیشتر بخوانید »

اتفاق معمولی

صبح زود با صدای مزخرف ساعت آنالگ به سختی چشاش رو وا كرد صدای آلارم ساعتش با ریتم دید دید دید دید دید دید میرفت توی مخش.دوباره چشاش رو بست بالش رو گذاشت روی سرش ولی ساعت همچنان صدا میكرد یه آهی كشید با پشت دستش زد به ساعت از جاش پاشد ساعت رو خاموش

اتفاق معمولی بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا