سکس مامانم با دوستام

سلام داستانی رو که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به 2 سال پیش ، قبل از اینکه داستان رو براتون تعریف کنم خلاصه ای از وضعیت خانواده ام و براتون تعریف کنم من عرفان در حال حاضر 23 سالمه ، پدرم رو از 15 سالگی از دست دادم و من موندم و یه مادر […]

سکس مامانم با دوستام بیشتر بخوانید »

عشق یا هوس

سلاماسمه من رهاست…یه دوسته صمیمی به نام صدف دارم که خیلی با هم راحتیم و تقریباً همه جیک و پوک همدیگرو میدونیم …یه دوره ای هم بود که باهم خیلی شیطونی میکردیم …هر شیطونی که باعث میشد بهمون خوش بگذره ..کلی هم هوای همدیگرو داریم…بگذریم… یه روز حدود ساعت 11 ظهر بود که داشتیم باهم

عشق یا هوس بیشتر بخوانید »

من و سیما

یه روز یکی از دوستام به اسم ایمان زنگ زد بهم و گفت که هادی دوستش دو تا دختر دانشجو داره میخواد بیاره. اگه خونتون خالیه بیایم اونجا. منم چون تا چند روز بچه ها رفته بودن شهر خودمون گفتم بیان. بهش گفتم که به ما هم چیزی میرسه؟ایمان گفت یکی از دخترا که بعداً

من و سیما بیشتر بخوانید »

یک جق پر برکت

خانمم زنگ زد گفت ساعت 5 ترمینال باش پدر و مادرم دارند از شهرستان می رسند بابا وقت دکتر داره آنی(خواهر خانمم) هم باهاشونه با بچه سختشونه، با تعجب پرسیدم چرابا اتوبوس اومدن پس شاهین (باجناقم )؟ گفت مرخصی نداشته نتونسته بیاد من از رفتار آنی متنفر بودم چون هم فضول بود هم حسود بود

یک جق پر برکت بیشتر بخوانید »

خاله و خواهر

من بهمن هستم. 22 ساله. ساکن تهران. ماجرایی که می خوام براتون تعریف کنم همین چند ماه پیش اتفاق افتاده (تابستان پارسال). بعد از این ماجرا زندگی من به کلی دگرگون شده. من یه خواهر دارم به اسم نسیم که 18 سالشه. ولی چون یه کمی درشت اندام و خوش هیکله هم سن من به

خاله و خواهر بیشتر بخوانید »

سروناز

خواهر زاده من كه الهي داييش فداش بشه(خدا نكنه)يه دختر 21 ساله هستش كه من اسمشو ميزارم سروناز با يه هيكل توپ كه اغلب شما با اين نوع دخترا سر وكار داشتين وميدونيد من چي ميگم والبته اين رو هم بگم كه اون چيزايي كه من رو نسبت به اون علاقه مند ساخته بيشتر رابطه

سروناز بیشتر بخوانید »

اکیپ 4 نفره ی ما

مهرماه ٩٠ بود كه دوستم مهدي بهم زنگيد و گفت با يكي قرار دارم، تنها نيست تو هم بيا، به گفته خودش قرار اولش بود، رفتيم يكي از كافي شاپ هاي معروف شهرمون. وقتي رسيديم اونا اونجا بودن، يكيشون ندا بود كه با مهدي دوست بود، اون يكي مريم بود. يه جورايي براي ما سانتي

اکیپ 4 نفره ی ما بیشتر بخوانید »

سریال من و مامانم

من اسمم کیان هست 26 سالمه و عاشق سکس مخصوصا از نوع خوانوادگی بارها فکر کردم شاید مریض هستم ولی هر وقت به این موضوع فکر کردم هیچی عایدم نشد و دوباره به همون افکار قبلیم برگشتم. البته علت اینکه من به این نوع سکس علاقه مند شدم شاید بر میگرده به رفتارهای خوانواده من

سریال من و مامانم بیشتر بخوانید »

سکس با ترس

من شیوا هستم 24 سالمه این خاطره واسه 3سال پیشه.من یه دوست پسر دارم اسمش سهیل هست ما همدیگرو خیلی دوست داریم 6 ساله باهم دوستیم و قراره بزودی نامزد کنیم سهیل منو به حد پرستش دوست داره اوایل دوستیمون اصلا حرفی از سکس نمیزدیم اما بار اولی که سکس کردیمو میخوام براتون تعریف کنم

سکس با ترس بیشتر بخوانید »

من و آبجی میترا

سلام من داریوشم و 19 سالمهمی خوام داستان سکسم رو با خواهرم میترا رو براتون بگممن و ابجیم میترا بچه های دوقلوییم که با هم به دنیا اومدیم و اولین و اخرین فرزندان خونواده ایم. از موقعی که می تونم به یاد بیارم من ابجیم با هم رابطه خیلی خوبی داشتیم و داربم هم برادر

من و آبجی میترا بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا