کیس یاسمن

اسم من شایان هستش 23 سالمه و قدم 1مترو 78 و وزنمم 73 هستش قیافه خوبی دارم نمی گم خوشگلم ولی قابل تحمل هستم. من یه مغازه خدمات و تعمیرات کامپیوتری تو شرق گیلان دارم خودمم گیلانی هستم. یه رفیقم دارم که از داداشم به هم نزدیکتریم اسمش مهدی هستش. من زیاد اهل دخترو دوست […]

کیس یاسمن بیشتر بخوانید »

من و نیکا جونم

سلام اسم من پیمانه و 22 سالمه من اولین بارمه که دارم یه خاطره واستون مینویسم امیدوارم خوشتون بیاداز روز اولی که وارد دانشگاه شدم دوست داشتم که یه دوس دختر آث واسه خودم پیدا کنم.فک میکردم که تو دانشگاه خیلی راحت میشه… چند ماهی گذشت و یه دخترو دیدم لنگه نداشت.توپر با رونایی که

من و نیکا جونم بیشتر بخوانید »

باشگاه

در باشگاه رو باز کردم و رفتم داخل. مثل همیشه بچه ها سخت مشغول تمرین بودن همه سرشون گرم بود. اونایی که داشتن استراحت میکردن برام دستی تکون دادن و منم مثل همیشه با خسته نباشید گفتن میرفتم سمت رختکن که لباسام رو عوض کنم. چند دقیقه ای طول کشید تا لباسام رو عوض کردم

باشگاه بیشتر بخوانید »

انتقام از شوهر به سبک زینب خانم

سلام به همه دوستان عزیز من اسمم ارمینه بیست و دو سالمه قیافه و هیکله معمولی دارم نه خیلی خوشگلم نه خیلی زشت اهل شهرستانم حالا کدوم شهرستان دیگه بماند خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم از خیلی وقت پیش شروع شد درست از زمانی که من معنی کس و کون و سکس و

انتقام از شوهر به سبک زینب خانم بیشتر بخوانید »

خاله پری

من سیاوش هستمو 25 سالمه و خاله پری الان 45 سالشه.داستان بر میگرده به 3 ساله پیش.از بچگی با پسرخالم همیشه باهم بودیم واسه همین از همون موقع تو نخ خالم بودم.یادمه اون موقع ها با دیدن خالم همیشه دودولم سیخ بودوزیاد دلیلشو درک نمیکردم.یکم که بزرگتر شدم با تصور کردن خالم جلق میزدمو عیداو

خاله پری بیشتر بخوانید »

سکس با زن پسر دائی

من یه پسر 20 ساله هستم که یه پسر دایی دارم که یه زنی داره ماه که سنش25 ساله و یه دختر 1.5 ساله داره. از اولی که این دوتا با هم ازدواج کردن من تو کف نرگس بودم (زن پسر داییم)احساس میکردم که نرگس هم یه نظرهایی رو من داره.تا اینکهیه روز ساعت 9.5

سکس با زن پسر دائی بیشتر بخوانید »

عاقبت سکس با مامان جون

همیشه به مامانم به چشم یه جنده نگاه میکردم هروقت از بغلش رد میشدم با کف دست میزدم در کونش و همیشه اونم با یه لبخند باحال بهم چپ چپ نگاه میکرد منم که همیشه کیرم شق میشد برای این که ضایع نباشه همیشه شورت با شلوارک میپوشیدمیه روز خیلی باهاش شوخی کردم صورتشو لیس

عاقبت سکس با مامان جون بیشتر بخوانید »

هستی

روز 8 فروردين كه رفتيم شمال جناب پدر خانواده تصميم گرفت بريم جتمع مسكونی صدف و يه سوئيت بگيريم بگذريم كه با چه بدبختی سوئيت گرفتيم.اما خيلی جای قشنگی بود من هم چون تنها فرزند خانواده هستم در حال حاضر عصرها تنهايی می رفتم كنار دريا يه كم شاعر می شدم و خلاصه يه هوا

هستی بیشتر بخوانید »

دخترعمه مرضیه

تازه از دبيرستان رسيده بودم خونه . بقول معروف روده بزرگم داشت دهن روده كوچكه رو سرويس مي كرد . اول يه سرك كشيدم تو آشپزخونه و نگاهي به قابلمه غذام كردم . مامانم واسه من جدا گونه غذا مي پخت . بچه آخر بوديم و نازم خريدار داشت ديگه . البته علت اصليش بد

دخترعمه مرضیه بیشتر بخوانید »

دختری که کیر داشت

هوا تقریبا تاریک شده بود و همسایه ها چراغ ها شونو روشن کرده بودن . من هم تو اتاق بالا مشغول درس خوندن بودم (البته خیر سرم).سرم از کتاب داشت سوت می کشید اخه همش حواسم پیش کس هایی بود که تو خیابون دیده بودم.پیش خودم گفتم برم کنار پنجره یه سیگاری دود کنم .

دختری که کیر داشت بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا