اتفاق و اشتباه

سلام به دوستان عزيزقبل از هر چيز دوست دارم آدماي با جنبه اين سايت اين داستان واقعيه منو بخونن .زندگي ما آدما مملو از اتفاقات خوب و بد يعني اتفاقاتي كه ناخواسته پيش مياد و اتفاقاتي كه ما ميسازيم . منم يه اتفاقي تو زندگيم داشتم كه ناخواسته پيش نيومد بلكه ما خودمون ساختيم و […]

اتفاق و اشتباه بیشتر بخوانید »

معتاد کون دادن شدم

سلام پسری هستم ۱۸ ساله میخوام داستانی رو براتون تعریف کنم که واقعیت داره و بدجوری به من تجاوز کردند.متن خاطره: این داستان مال دو سال پیشه دومین بارم بود که قلیان کشیدم یک روز یکی از دوستام بهم زنگ زد و گفت خونمون خالیه بیا قیلیان بکشیم منم اول دفعه هام بودم که قلیان

معتاد کون دادن شدم بیشتر بخوانید »

آیا این داستان واقعی است؟

من فرزاد (مستعار) 25 ساله لیسانس کامپیوتر.همین مشخصات کافیه.داستانی که میخوام بگم مربوط به 3 سال پیشه قبل آشنایی با کسی که ریده توو دنیام الانم با یه مرد 32 ساله به معنای واقعی از همه نظر تخمی(به گفته خودش) داره زندگی میکنه.بگذریم بریم سراغ ماجرا.داستان اینجوری شروع شد که یه روز ظهر من جلو

آیا این داستان واقعی است؟ بیشتر بخوانید »

علی عربی

اسم من حمیده این خاطره مربوط میشه به زمانی که کلاس دوم راهنمایی بودم. من یه پسر سفید پوستم با قد متوسط نه چاق و نه خیلی لاغر ولی کونم نسبت به بقیه اندامم بزرگه و تو محلو حتی شهرمون (که شهر کوچیکی هم هست معروفم ولی تک پرونم و به 4،3نفر بیشتر پا ندادم)

علی عربی بیشتر بخوانید »

گی من و سعید

با سلام من آرش هستم 22سالمه.رشته ی تربیت بدنیم پس به خاطره رشتم هیکل خوبی دارم.بگذریم.یه روز سرد زمستونی که از مدرسه میومدم و حوصله ی هیچ کاریو نداشتم اون موقع سوم دیبرستان بودم.با هزار بدبختی رسیدم خونه و یه سیگار روشن کردم و 2تا پوک زدم که دیدم صدای زنگ مزخرف موبایلم میاد با

گی من و سعید بیشتر بخوانید »

اولین عشق و هوس توام

گوشی رو که گذاشتم دیدم همکارام که اکثرشون زن ودختر بودن دارن بدجور نگام میکنن…فهمیدم که یا بلند بلند حرف زدم یا قیافم تابلو ئه.نمیدونم شماره مو از کی گرفته بود.البته حدس میزدم از دختر عموش فریبا گرفته باشه اما بعید میدونستم فریبا شماره ی تنها دوست پسرشو به کسی بده.هنوزم شک داشتم که خودش

اولین عشق و هوس توام بیشتر بخوانید »

سکس با دختر رپر

سلام من 27 سالمه و عاشق مخ زدنم شاید باورتون نشه ولی مخ زدن بیشتر از سکس بهم حال میده . برای کار به یه شهر جنوب کشور رفته بودم خیلی کارم خسته کننده بود و یه روز عصر ماشین و برداشتم و همینطوری کس چرخ میزدم از طرفی هم چون توی اون شهر غریب

سکس با دختر رپر بیشتر بخوانید »

سفر با زن داداش

سلام.من طاها هستم و 18 سالمه.داستانی که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به عید امسال(91).من و پدرم و مادرم و تنها برادرم(فقط یه دونه داداش دارم و آبجی در کار نیست) و زن داداشم. سوم فروردین مثل عادت هر ساله راهی سفر شدیم.رفتیم به شهرستان پدرمون که عادت هر سال ما بود. اول از همه

سفر با زن داداش بیشتر بخوانید »

جهنمی و خاله شیرین

سلام به همگی من جهنمی الان 24 سالمه وخاله خوشکلم که اسمش شیرین الان 24 سالشه وازدواج کرده 2تابچه هم داره …این خاطره مال 4 سال پیشه که من 20 سالم بود ویه مغازه کوچلو بوتیک داشتم که باهاش زندگیمو میچرخوندم .راستی من سردشت زندگی میکنم واصلیتم کرد.. داستان ازاینجا شروع شد که شوهر خالم

جهنمی و خاله شیرین بیشتر بخوانید »

سرگذشت خواستن های دل من- 2

قسمت قبلبعد از رسیدن به آرزوم یعنی ارتیاط سکسی و عاطفی با یه مرد ، یکسالی با کیهان رابطه گرم و پرهیجانی داشتم ( باید جریان من و کیهان را در سرگذشت خواستن های دل من بخونید ) تا اینکه باز کیهان و خانوادش برای مدت زیادی از ایران رفتن ! نمی خوام از غم

سرگذشت خواستن های دل من- 2 بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا