ایمان و ماجرای الهام
از اون روز تصمیم گرفتم زندگیمو عوض کنم، تا اون موقع یه جوون خیلی معمولی بیشتر نبودم . میدیدم که همه شبیه من هستن و مثل خودم دارن توی بدبختی دست و پا میزنن… دیگه خودمم از این نوع زندگی خسته شده بودم .***دیریریرینگ دیریریرینگبا صدای زنگ ساعت رو میزی اتاقم از خواب پریدم و […]
ایمان و ماجرای الهام بیشتر بخوانید »
