ایمان و ماجرای الهام

از اون روز تصمیم گرفتم زندگیمو عوض کنم، تا اون موقع یه جوون خیلی معمولی بیشتر نبودم . میدیدم که همه شبیه من هستن و مثل خودم دارن توی بدبختی دست و پا میزنن… دیگه خودمم از این نوع زندگی خسته شده بودم .***دیریریرینگ دیریریرینگبا صدای زنگ ساعت رو میزی اتاقم از خواب پریدم و […]

ایمان و ماجرای الهام بیشتر بخوانید »

اولین سکس ام با خوشگل افغان در قم

سلام به همه. این داستان کاملا واقعیه و به خاطر اینکه تایپ کردنم سریع و روان هست سعی کردم که از ادبیات محاوره ای استفاده کنم که خسته نشید.من اسمم وحید هستش. 29 ساله قد 187 اندامم هم عالیه (8 ساله شنا کار می کنم) . دوستام میگن که تو هم خوشکلی که آدم دلش

اولین سکس ام با خوشگل افغان در قم بیشتر بخوانید »

ساک زدن هول هولی

سلام من اعظم هستم.خاطره ای که می خوام براتون بگم مربوط به چندسال پیش می شه که بیست و سه سالم بود.تازه از کاردانی به کارشناسی کرمان قبول شده بودم.بگذریم یه روز توی ایستگاه سرویس دانشگاه تو چهار راه احمدی کرمان منتظر اتوبوس وایساده بودم که یه پسری ازم ساعت پرسید یه نگاهی بهش کردم

ساک زدن هول هولی بیشتر بخوانید »

سكس مهران با مامان

من مهران هستم و 19 سالمه يه مامان دارم كه اسمش رويا و 39 سالشه من تنها بچه خانواده هستم. پدرم هم مامور بازرسي يه شركته و هميشه تو مسافرت.حالا بريم سر اصل ماجرا. مامان من با من خيلي راحت بود و خيلي هم به من محبت داشت. منظور از اينكه راحت بود اینه که

سكس مهران با مامان بیشتر بخوانید »

سکس ضربدری شهرام و شعله

شهرام و شعله یه زوج خوشبخت و جوونی بودن که شهرام با من تو یه شرکت همکار بود.ما تو یه شرکت خصوصی کار میکردیم و روابط صمیمی با هم داشتیم .معمولأ عصرها به اتفاق هم بیرون میرفتیم.من و خانومم و شهرام و همسرش.شعله 8ماهه باردار بود و شهرام خیلی لز این موضوع راضی بود.اونها چند

سکس ضربدری شهرام و شعله بیشتر بخوانید »

عشق توخالی

سلام من 27 سالمه داستانم مربوط به دو سال پیشه. چند ماهی بود که طلاق گرفته بودم. میرفتم کلاس زبان. خوش بودم. با یکی دوس بودم که همدیگرو دوس داشتیم. اونم مثل من بود. فرهاد کرد بود. بامرام و خوشگل.یه بار سکس داشتیم با هم. خوش بودیم تا اینکه یکی از بچه های زبان بهم

عشق توخالی بیشتر بخوانید »

برکات کلاس زبان

سلام به دوستان داستان از آبان 89 شروع میشه که من 23 سالم بود …یه شب که نشسته بودیم با دوستان و در حال خوردن چند پیک مشروب بودیم تصمیم گرفتیم بریم کلاس زبان و ساز تا چند تا کار مفید تو زندگیمون انجام داده باشیم . از فرداش افتادیم دنبال کلاس زبان و چون

برکات کلاس زبان بیشتر بخوانید »

سکس منو و مامان

ده روزی میشد مریض شده بودم .تمام این مدت مامانم شبها باهام بود و کنارم روی تخت میخوابید . روزها پرستارخصوصی داشتم پدرم پزشک عمومی بیمارستان بود وشیفت های کاریش شب تا صبح بود .اون موقع من کمی بیش از 13 سال سن داشتم و تنها اولاد محسوب میشدم .مامانم زن زیبارو و خوش قد

سکس منو و مامان بیشتر بخوانید »

شب سراب روژان

روی تخت بند عمومی زندان دراز کشیدم و به سقف نگاه میکنم. سه ماه از دستگیر شدنم و اومدنم به اینجا میگذره. تقصیر خودم بود و باید توی انتخاب مشتریم بیشتر دقت میکردم. مطمئن بودم که همون اخرین کسی که براش مشروب برده بودم منو لو داده که باعث شد 6ماه حبس بخورم و بیفتم

شب سراب روژان بیشتر بخوانید »

کون گنده زن مهندس

سلام به همه دوستای حشری..من 21 سالم بود که تازه از هنرستان رشته نقشه کشی فارغ التحصیل شدم و پیش یکی از همشهریامون تو همون شمال که دفتر مهندسی داشت مشغول بکار شدم،چون کار با کامپیوترم و اتوکد خوب بود خیلی ارزش قائل بودن برام و مشتری زیاد داشتیم..بگذریم…حدود یه سالی از ورود من به

کون گنده زن مهندس بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا