گاییدن غیر منتظره

سلام مرتضی هستم 25 ساله از نازی آباد تهران و به خاطر کیر کلفتی که دارم که همیشه از زیر شلوار معلومه بهم میگن مرتضی برجسته. تابستانی که گذشت داداشم که 30 سالشه با دختری 23 ساله بسیار زیبا کاملا غریبه با تناسب اندامی خیلی عالی ازدواج کرد از خواستگاری تا ازدواج دو ماه نیم […]

گاییدن غیر منتظره بیشتر بخوانید »

هیچکی نمیتونه از کوس مامانم بگذره

سلام اسمم بردیا است مامانم سپیده تو 9 سالگی چون بابا و مامانش تو تصادف می میرند پیش عمویش بزرگ میشه زن عموی بد جنسش 13 سالگی مجبوری میده شوهر تا برای دختراش راه باز بشه اخه مامانم زیباییش بی نظیر بوده و هست الان که 35 سالشه با یک دختر 20 ساله مو نمی

هیچکی نمیتونه از کوس مامانم بگذره بیشتر بخوانید »

کتی لزبین تازه کار

سلام. من کتی هستم. 28 ساله. می خوام خاطره یکی از همجنسبازیهامو براتون تعریف کنم. توی یکی از سایت های دوستیابی به عنوان بادو عضو بودم. به ی دختری به نام سحر پیام دادم و با هم حرف زدیم و عکس کوس و سینمو بهش نشون دادم. راجع به سکس لزبین هم صحبت کردیم ولی

کتی لزبین تازه کار بیشتر بخوانید »

من و مینا و شوهرم

من مهشید ۳۳ ساله و همسرم آرش ۳۹ ساله ۱۲ ساله که ازدواج کردیم و با وجود تمام مشکلاتی که داشتیم ولی هیچکدوم تو سکس برای هم کم نزاشتیم و همه جوره و همه وقت پایه همدیگه بودیم و دوتامون تو سکس داغ داغ هستیم تو این دوازده سال یه وقتایی آرش به شوخی بهم

من و مینا و شوهرم بیشتر بخوانید »

کردم تو کص الناز

درود وقت بخیر، اسمم آرمان ِ ۳۷ سالمه اهل و ساکن اصفهان هستم، مهندسم و توی یه شرکت دولتی شاغل هستم، قدم ۱۸۱ سانت هست و چون ورزش میکنم هیکل متوسطی دارم ،شکل و شمایل و صورتم هم ای نسبتا خوبه زمان دانشگاه ( توی یکی از دانشگاه های اصفهان مدرک گرفتم ) یه همکلاسی

کردم تو کص الناز بیشتر بخوانید »

گاییدن زیباترین زنداداش

سلام امیر علی هستم 23 ساله از یکی از بخشهای اردبیل دانشجوی رشته علوم انسانی پیام نور قدبلند و کشیده با تیپ معمولی ولی جاذبه خوبی برای زن ها دارم زبانم خوب می چرخد و میگن مار را از لونه می کشه بیرون پدر مادرم پیرهستند مامانم خونه داره پدرم مغازه خواربار فروشی داره از

گاییدن زیباترین زنداداش بیشتر بخوانید »

زیر کیر بابام

سلام اسم من هلیاست و ۲۶ سالمه.این داستانی که میخوام براتون بگم برمیگرده به سه سال پیش که حدودا ۲۳ ساله شده بودم… مامان و بابای من از هم طلاق گرفته بودن و بخاطر اینکه مامانم از لحاظ روحی لیاقت داشتن فرزند نداشت و فقط داد و جیغ سرم میزد، منم که بالغ شده بودم

زیر کیر بابام بیشتر بخوانید »

منم مدتهاست مامانمو میکنم

منم مدتهاست مامانمو میکنم شروعش از یک شبی بود که تو خواب میدیدم مامانو می کنم با هم رو یک تخت میخوابیدیم من 24 سالم بود مامان 42 ساله مدتها بود بابام بخاطر لو رفتن سکسش با یک دختر 16 ساله که در لباس فروشیش شاگردش بود از خانه متواری بود خونه هم بنام مامانه

منم مدتهاست مامانمو میکنم بیشتر بخوانید »

ایستگاه شهوت

سلام رضا هستم امیدوارم خوشتان بیاد و این اتفاقق قشنگ برای هر کدومتون بیافته بدیم سر اصل اتفاق قشنگی که مدتها منتظرش بودم و برای من افتاد تا براتون تعریف کنم: هر روز صبح پیاده میرم مترو همیشه از ایستگاه ترمینال جنوب سوار خط تجریش میشم و ایستگاه حقانی پیاده میشم میرم شرکت و آغاز

ایستگاه شهوت بیشتر بخوانید »

سفر با کتی

کتی دختر داداشمه من عموی کوچک او هستم کتی از زمانیکه به سن بلوغ رسید تا میرفتم خونشون خیلی عاشقانه با من رفتار میکرد از نظر سنی 8 سال از من کوچکتره کتی مثل مامانش زیبا و لونده مامانشم با وجودی که از من خیلی بزرگه شدیدن علاقه داشت با من سکس کنه ارزو داشت

سفر با کتی بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا