ماتادور
برای کاری اومده بود سر کار من. بايد باهاش صحبت می کردم ولی نمی تونستم. کی می تونه با يک پسر خوش تیپ موهای مشکی و چشمای خاکستری راحت صحبت کنه. حتی من که هيچوقت کم نميارم خيلی جدی باهاش حرف می زدم. من اصولا شوکه که می شم جدی می شم. شايد برای اينکه […]
