ماتادور

برای کاری اومده بود سر کار من. بايد باهاش صحبت می کردم ولی نمی تونستم. کی می تونه با يک پسر خوش تیپ موهای مشکی و چشمای خاکستری راحت صحبت کنه. حتی من که هيچوقت کم نميارم خيلی جدی باهاش حرف می زدم. من اصولا شوکه که می شم جدی می شم. شايد برای اينکه […]

ماتادور بیشتر بخوانید »

سکس با دختر عمه

با سلام من فریدون هستم و 19 سالمه و یه دختر عمه به نامه مهین دارم که دانشجو است مهین 21 ساله با اندامی درشت و موهای خرمایی بلند تا باسنش میرسه وسینه های درشت به قوله خودش هفتادو پنجته چشمهای قهوه ای سوخته و از پایین هم که نگو وقتی موهای پاشو میزد دوست

سکس با دختر عمه بیشتر بخوانید »

داستان کردن داود

داستانی که تعریف میکنم واقعی هست و مربوط میشه به سال قبل زمانیکه من داشتم واسه کنکور میخوندم و متاسفانه امسال هم دارم میخونم و پشت کنکوریم.خیلی وسواسی بودم و هستم توی درس خوندن.مثلا من وقتی درس میخوندم باید سکوت مطلق تو ی خونه بود وکسی تکون نمیخورد.معمولا پدر و مادرو برادرم از کارای من

داستان کردن داود بیشتر بخوانید »

سکس با زن عمو سمیه

با سلام اين قضيه كه ميگم بر ميگرده به دو هفته پيش.. اول بگم كه يه زن عمو دارم اسمش سميس سنش32 سفيد با سينه هاي بزرگ و كون مشدي و هر چي بگم كم كفتم منم كه بدجور تو كفش بودم هر وقت ميديدمش حالي به حولي ميشدم.جريان از جايي شروع شد كه طبق

سکس با زن عمو سمیه بیشتر بخوانید »

وقتی زن شدم

25سالمه کونم خیلی سکسیو گندست و کمرمم باریکه تا زمان آشنایی با رامین دختر بودم ولی از کوون زیاد داده بودم تو سکسم خیلی وحشیم طوری ک طرفم بعد سکس بیهوش میشه از خستگی ولی من هنوز میخام اون چیزیم ک واسم مهم بوده وهست لذت بردنه واسه همین از ساک زدن و آب خوردن

وقتی زن شدم بیشتر بخوانید »

و اما عشق

نمیدونم داستانمو از کجا شروع کنم..از خوشی هاش بگم یا ناراحتیاش..از عشق بگم یا تنفر..از وفاداریش یا خیانت… 19 سالم بود که عاشق شدم.عاشق محمد شب و روز باهم بودیم.هر وقت که میتونستم خونه یا کلاسو می پیچوندم که باهم باشیم.رابطمون از روی عشق بود نه هوس.همیشه سعی می کردیم حریم بینمون شکسته نشه و

و اما عشق بیشتر بخوانید »

یه روز خوب سکسی

سلام. من عسلم 19 سالمه و تو تهران بزرگ زندگی میکنیم.تک فرزندم.مامی و ددی هم چون زود ازدواج کردن خیلی جوونن.رابطه خوبی باهاشون دارم و خیلی آزادم و مغرور.هروقت کسی میگه چرا عسل انقد آزاده مامیم میگه چون مغروره و غرورش اجازه خطا بهش نمیده.(البته بعضی جاها میده)همه هم اینو میگن .و این به خاطر

یه روز خوب سکسی بیشتر بخوانید »

سحر سکسی من

با سلام.امیر هستم ۱۸ ساله از ارومیه.داستانی رو که میخوام برانون تعریف کنم مربوط میشه به ۱ سال ‍پیش. اما بدون مقدمه برم سر اصل مطلب.ما یه همسایه داشتیم که خیلی هیکل سکسی داشت.اسمشم سحر بود.این سحر خانوم ما ۲ سالی میشد که از شوهرش به دلیل این که حامله نمیشد طلاق گرفته بود.اون ۲۸

سحر سکسی من بیشتر بخوانید »

سکس من با زن دایی جونم

داستانی که براتون می نویسم مال 8 سال پیش هستش. اونوقت ما و دایی سعیدم تو یه ساختمون دو طبقه زندگی می کردیم که طبقه اول ما بودیم ، طبقه دوم دایی سعید. دایی سعید دو تا پسر داره به اسمهای امید و میلاد زن دایی هم که اسمش منیره. ما از بچگی با هم

سکس من با زن دایی جونم بیشتر بخوانید »

سکس فوری با همکارم

من شهروز هستم توی یه شرکت کار میکنم چند وقتی بود چون خیلی کارم بیشتر شده بود درخواست یه همکار کرده بودم از اونجایی که یه فرد اشنا به کارم بیشتر بدردم میخورد پیشنهاد همکار قبلیمو داده بودم که بعد از چند روز موافقت شد و همکاره جدیدم دوباره اومد چون که آخرین بار 5

سکس فوری با همکارم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا