بچه مثبت بودم

دو تا خواهر بودیم، تو یه خانواده تحصیل کرده بزرگ شدیم. پدرم استاد دانشگاهو مادرم وکیل. خانواده ای که با خودش کنار نیومده بود، فکر می کرد خیلی روشن فکره اما مادرش حتی به بچه ش ذره ای از مسایل مربوط به جنسیت یاد نداده بود و فکر میکرد با ممانعت از ورود ماهواره به […]

بچه مثبت بودم بیشتر بخوانید »

خدا هیچوقت نبخشدشون

سلام.اتفاقی این سایت و پیدا کردم.من از سکس بیزارم و هیچوقت دنبال سایتای سکسی نمیرم.اما ازداستانای این سایت خوشم اومد وقتی داستان رها رو خودنم (اتفاق بد برای من و مامانم) خواستم تجربه ی تلخ خودمو بنویسم.12سالم بود.اونروز مامانم تلفن کرد به مدرسه و از مدیرمون خواست به من بگه بعد مدرسه برم خونه بابابزرگم

خدا هیچوقت نبخشدشون بیشتر بخوانید »

در حسرت یک اشتباه

نمیدونستم چرا اومده بودم اون خونه شاید میخواستم بهش بفهمونم منم میتونم بد باشم اما دیگه زیادی تند رفته بودم . من آدمی نبودم که به سحر پا بدم. اصلا سحر رو آدم نمیدونستم. سرم درد میکرد.سیگارمو روشن کردم صدای پای سحر میومد. -به به آقا سامان. قدم رنجه فرمودین. منور کردین هیچی نگفتم.۱کام دیگه

در حسرت یک اشتباه بیشتر بخوانید »

شماره ناشناس و اولین سکس من

  ساعت 2 شب بود که گوشیم زنگ خورد . از خواب پاشدم . یه شماره ناشناسبود منم یه اس دادم ،شما؟؟؟؟؟؟؟ جواب اسش این بود اسمم آژین 18 سالمه از شهر… از اونجا شروع شد ،هر روز بهم زنگ میزد . به قول خودش شمارمو شانسی گرفته بود یکی دو ماه گذشت که رابطه

شماره ناشناس و اولین سکس من بیشتر بخوانید »

آرامش

  بعده اعلام نمرم از طرف استاد ها و تشویق همه بعد از قیام کردن از پله ها داشتم پایین میومدم و رو به نازنین میرفتم همه داشتم بهم تبریک می گفت نازنین رو به من دوید و خودش رو انداخت تو بغلم از خوشحالی نگین های اشک رو چهرش جاری شده بودم خودم هم

آرامش بیشتر بخوانید »

داستان بردگی من

داستاني که ميخوام براتون تعريف کنم مربوط به سه سال پيش ميشه اون موقع من اصلا با ميسترس و از اين چيزها آشنا نبودم خيلي نياز جنسي داشتم ، تو اينترنت دنبال يه مورد تک پر واسه سکس بودم ايميل هر خانمي رو که ميديدم بهش اسميل ميزدم اهل سکس هستي؟ اونم يا فوش و

داستان بردگی من بیشتر بخوانید »

سفر به ترکیه با زنم

  تابستون سال 90 بود . این اولین سفرمون به یک کشور خارجی بود . بعد از تحقیق در مورد کشور ترکیه و پرسو جو از دوستان و آشنایان قرار شد که با هواپیما بریم استانبول . خیلی دلشوره داشتم . سارا هم از اینکه میخواست تجربه ای تازه داشته باشه خوشحال بود . بالاخره

سفر به ترکیه با زنم بیشتر بخوانید »

کلاس موسیقی

  حدود یه ماه پیش قرار بود با دو تا از دوستام واسه تمرین یه ترانه واسه خوندن،بریم یه کلاس موسیقی…آخه اونجا اتاق کرایه می داد…هنوزم میده.خلاصه،من و علی و آرتین یه روز با دو تا گیتار و یه کیبورد رفتیم اونجا.ساعت کرایمون ده صبح بود و هنوز کسی جز منشی نمیومد؛چه مدیر اونجا،چه شاگرداش…پس

کلاس موسیقی بیشتر بخوانید »

سكس فقط به خاطر از دست ندادن عشقم

اسم من مريمه مشهدي هستم و اسم دوست پسرم سجاد من اونو خيلي دوست دارم راستش من با اون همكلاسي بوديم و حتي از موقعي كه ديدمش درست تا يه ماه منتظرش بودم تا اينكه خودش اومد جلو و پيشنهاد دوستي داد و من چون خيلي دوسش داشتم قبول كردم سرتونو درد نيارم اولاي دوستيمون

سكس فقط به خاطر از دست ندادن عشقم بیشتر بخوانید »

تصادف شیرین

من ماهانم دانشجوی ترم چهار ای تی من همیشه با تاکسی و مترو میرم دانشگاه و ماشین ندارم و بخاطر اینکه یبار یواشکی ماشین بابامو برداشتم و زدم به گارد دیگه ماشینو بهم نمیده تابستون سال پیش بابا قرار شد بره مسافرت و از قبل سوییچاشو قایم کرد که من نتونم برش دارم کلا وقتی

تصادف شیرین بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا