سکس با پیرزن

  با سلام به تمام دوستان این سایت من حقیقتا از بچگی ادبیاتم همیشه ضعیف بود واسه همینم یکم دست به قلمم ضعیفه.داستانی که میخوام واستون بنویسم یک داستان کاملا واقعیه و میخوام درس عبرتی بشه واسه تمامی کسانی که سکس رو به خاطر امکانات طرف میکنن…. اول من اسمم کامرانه یک پسر 27 ساله […]

سکس با پیرزن بیشتر بخوانید »

رمانتیک ترین سکس من

  سلامی به زیبایی نغمه پرستوهای عاشق… به همه چه با ادباش چه بی ادباش چه باحالاش… من طلاهستم مجرد 27 سالمه زیبا خوشتیپ ورزشکارمتولد مردادم خیلی رمانتیک وبااحساس وعاشق پیشه.. قد 168 وزن 60 رنگ چشم آبی رنگ مو بور رنگ پوست گندمی روشن اینارو گفتم که تاحدودی شخصیت نویسنده داستان رو تصور کنین

رمانتیک ترین سکس من بیشتر بخوانید »

تقاص دردناک

گاهی اشتباهی به ظاهر کوچک باعث میشه که آدم تو زندگیش تقاص وحشتناکی پس بده…. صدای باز و بسته شدن در عمارت رو شنیدم. صدای چرخیدن کلید تو قفل ساختمون که اومد لحاف رو روی خودم کشیدم. از خودم متنفر شده بودم تو اون لباس افتضاح. یه لباس خواب یکسره که پایین تنه اش توری

تقاص دردناک بیشتر بخوانید »

کشتی گرفتن با یه خانم شاسی بلند توپر

 سلام خدمت دوستان داستانی که می خوام براتون تعریف کنم در رابطه با کشتی گرفتن رویایی من با یه دختر خوش استیل با قد 80/1 و وزن حدود 80 کیلو با پوست سفید، البته خیلی زیبا نیست اما بدن سفت، گوشتی و باسن بزرگ و خوش فرمی داره. قضیه بر میگرده به 3 ماه پیش

کشتی گرفتن با یه خانم شاسی بلند توپر بیشتر بخوانید »

ماجرای طولانی من و فاطی عشقم

کلاًاز بچگی خجالتی بودم،خجالت کوفتی هم یه چیزیه که آدم رو ول نمیکنه و عین کنه میچسبه تا وقتی خبر مرگت بیاد!رشته دبیرستانم تجربی بود،دختر پسند!ولی اگه شما دختر دیدین،ما هم دیدیم!رسیدم به پیش دانشگاهی،اونقدر کس کلک بازی در آوردم که آخرش غیر انتفاعی قبول شدم،اون هم با یک سال پشت کنکور موندن،چه رشته ای؟”مدیریت

ماجرای طولانی من و فاطی عشقم بیشتر بخوانید »

پابوسی خاله

مدتي بود كه از طريق اينترنت با حس فوت فتيشي و بردگي براي خانمها و بوسيدن پا هاي اونها آشنا شده بودم و كم كم خودم هم به اين احساس علاقمند شدم.ولي چون دخنر یا خانمی هم حس با خودم پیدا نکرده بودم به کسی در این مورد حرفی نمی زدم.گاهی اوقات که با دوستام

پابوسی خاله بیشتر بخوانید »

کون تنگ بهناز

سلام… چندسالی هست که میام و داستانهارو میخونم ولی امشب تصمیم گرفتم یکی از خاطرات جالبمو براتون تعریف کنم . تو همسایگی ما دختری بود به اسم بهناز ، از نظر چهره بانمک بود اما بدن پری داشت و به قول بروبکس پروپاچش گوشتی.رو لباس اینقدر کونش خوشگل و خوش استیل جلوه میکرد ک پیش

کون تنگ بهناز بیشتر بخوانید »

سکس در خیابان

داستان از آنجا شروع شد که یک روز با یکی از دوستانم برای الافی رفتیم بیرون که در خیابان قایم مقام فراهانی یک دختر توپ به نام نیلوفر دیدیم دختره سوار شد و بعد از کلی چرت پرت گفتن خواست پیاده بشه که من گفتم ممکنه باهم بیشتر آشنا بشیم نیلوفر گفت تا ببینم من

سکس در خیابان بیشتر بخوانید »

حمید و زن هات همسایه

با سلام چند سالی هست که ازدواج کردام به خاطر اینکه پدرم یه ساختمون چهار واحدی نقلی داره یکی از این واحداشو داده به من تا اونجا زندگی کنم و سه واحد دیگه هم داده به مستجر. تابستون پارسال طبقه ی بالای ما خونه رو خالی کرد و برای اینکه یه دستی به سروگوشش بکشیم

حمید و زن هات همسایه بیشتر بخوانید »

عروس عمه

  سلام من آرشم 21 سالمه خاطره سکسیم واقعی هست!یک شب داشتم با فوتبال بازی میکردم پی اس 12 یه اس برام اومد فکر کردم دوست دخترمه اس رو باز نکردم چون قرار بود ساعت 11اس بده توجه نکردم اما دوباره اس اومد بازش کردم عروس عمم بود که میشد دختر عموم گفت چندتا اس

عروس عمه بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا