مریمو تو مغازه کردم

  سلام دوستان چند وقته ب این سایت میامو داستان های دوستانو میخونم با خودم گفتم منم داستانمو آپ کنم . اولین باریه ک میخام داستان بنویسم پس لطفا اگه جایی رو غلط املایی داشتم ببخشید. از خودم بگم. میثم هستم 24 سالمه قدم 169 هستش وزنم 57 . این داستانی که میخام براتون بگم […]

مریمو تو مغازه کردم بیشتر بخوانید »

سکس توی گیم نت

  سلام به همه ی دوستان این داستانی رو که میخوام براتون بنویسم واقعی واقعی هست فقط لطفان الکی فوش ندید من حدود 3 سال پیش داخل یه گیم نت کار میکردم صاحب گیم نت که اصلان اون ورا نمی اومد مگر برای بردن پولاش یه بچه ای به اسمه علی اصغر همیشه می اومد

سکس توی گیم نت بیشتر بخوانید »

مدیر چت روم و نسیم کس تپل

  سلام من ارش هستم 25 سالمه.من خيلي اهل چت و اينترنتم مدتي بود در يك سايت مدير شده بودم و مسئول چت باكسش بودم البته قانون اين بود در چت باكسش 3 تا مدير بودن كه بر فعاليت كاربران نظارت داشتن.اون روز خيلي شلوغ بود و كاربراي متخلف زياد بودن و زارت زارت مديران

مدیر چت روم و نسیم کس تپل بیشتر بخوانید »

رویا همکلاسی ام

  اسم من امیده.دانشگاه آزاد رودهن درس میخونم. اونجا اکثر دانشجوها دخترن و تک و توک پسر پیدا میشه اونجا با یه پسر بودن افتخاره مخصوصا اگه مثل من پولدار و خوشتیپ هم باشه.بین دخترا سر لاس زدن با آدمهایی مثل من رقابت بود بین همه دخترا یکی بود از همه با جنبه تر و

رویا همکلاسی ام بیشتر بخوانید »

راهپیمایی ۲۲ بهمن و کون دخترعمو

  سلام .. خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به بیست و دو بهمن روز راهپیمایی بود من با رفیقا اومدیم سمت دخترا اونوقت راهپیمایی تموم شده بود رو گوشیم یه اس ام اس اومد که دختر عموم بود گفته بود جلو شهرداری وایسادم پام درد میکنه نمیتونم راه برم خلاصه ما گفتیم

راهپیمایی ۲۲ بهمن و کون دخترعمو بیشتر بخوانید »

سهند و دخترعمه

  من سهندم و الآن ۱۸ سالمه و سوم ریاضیم‬. ‫من در یک شهرستان کوچک زندگی می کنم (حالا بمونه کجا!) قبل از هرچیز بگم که این داستان قسمت ‫سکسیش خیلی زیاد نیست و سعی کردم عین حقیقت باشه و حتی یک جمله بهش اضافه نکنم. ‫من تازه رفته بودم کلاس اول راهنمایی! تو اون

سهند و دخترعمه بیشتر بخوانید »

کف پای راحله کاراته باز و صورت مامانم

من اسمم کامبیزه و 20 سالمه و توی شمال تهرون زندگی میکنیم.من تنها پسره خانواده هستم و به قول معروف تک فرزند و یکی یک دونه هستم.مامانم یه دوست داره به اسمه اکرم که با اون ها رفت و آمد خانوادگی داریم.اکرم خانم هم فقط یه دونه دختر داره به اسمه راحله که 19 سالشه

کف پای راحله کاراته باز و صورت مامانم بیشتر بخوانید »

عشقی که نیمه تموم شد

  سلام من شادی 22سالمه تنها دلیل ورودم به این سایت این بود که بتونم خاطرمو بنویسم خاطره ای که حتی بعد از مرگ هم کسی نمیتونه از ذهنم پاکش کنه مربوط میشه به 2 سال پیش که عشقمو ازم گرفتن… ازش دو سال بزرگتر بودم و اصلا تو ذهنم نمیدیدم که بخوام روزی باهاش

عشقی که نیمه تموم شد بیشتر بخوانید »

سینه زن عمو

  سلام .این داستان مربوط میشه به 4 سال پیش زمانی که ما منزل عمویم مستاجر بودیم .ما باهم در یک خونه زندگی می کردیم که 4 تا اتاق داست و در یک اتاق خانواده ما و در یک اتاق خانواده ی عمویم زندگی می کردند . داستان از این جا شروع شد:زن عموم یه

سینه زن عمو بیشتر بخوانید »

سکس برق آسا در زمان قحطی کس

  آرش تازه به سن 15 رسیده بودکه معنیه ارضا شدن رو فهمید.حسی که با هیچ چیز برای اون قابل قیاس نبود. ولی حس سکس برای اون حال وهوای دیگه ای داشت.ولی باوجود محدودیتهایی که زمان جنگ بود سکس با جنس مخالف شاید مثه یه آرزو واسه جوونا بود.چون اونموقع اگه کسی نگاه چپ به

سکس برق آسا در زمان قحطی کس بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا