یادش بخیر

  سرد است. خیلی سردتراز آخرین نگاهی که مرا برانداز کرد. کت راه راه خاکستری خویش را به تن کرده ام. هوا سرد است. سردتراز خاطرات. پالتوی مشکی خویش را روی شانه هایم اسکان داده ام اما باز هوا سرد است. سردتر از دستای گرمت در آن شب بارانی. پاهای خود را به بخاری چسبانده […]

یادش بخیر بیشتر بخوانید »

دو کنیز درخدمت یک پادشاه

سلام به دوستان عزیزم.رویا سکسی هستم وبا ادامه خاطره قبلیم اومدم.تا اون جایی واستون تعریف کرده بودم که به رضا زنگ زده بودم تا برای گاییدن من وروژان به خونه بیاد واونم درحالی که حسابی تعجب کرده بود وازطرفی هیجان زده هم بود به خونه اومد.منم روژان رو به داخل اتاق بردم وخودم همون طور

دو کنیز درخدمت یک پادشاه بیشتر بخوانید »

خاطرات سکسی رامونا

سلام رامونا هستم 18 سالمه . یه چندماهی میشه میام اینجا از داستاناش استفاده میکنم . تا اینکه تصمیم گرفتم خودمم خاطراتمو اینجا به اشتراک بذارم. اول از همه بگم شاید 40 درصد قصدم این باشه که بخوام واسه لذت شما خاطراتمو بگم و واسه این 40 درصد سعی میکنم جزییاتو تا جایی که میتونم

خاطرات سکسی رامونا بیشتر بخوانید »

ماجرای سکس غیرمنتظره

  ساعت دقیق 2 صبحه من باز اومدم تو سایت شهوانی و داستاناشو خوندم.دوباره وسوسه شدم که یکی از خاطرات سکسیمو بنویسم.من کامرانم 38 ساله.راستش این داستانایی که مینویسم اکثرا مال 8 ساله پیشه چون تقریبا از سال 83 بود که یه اتفاقی واسم افتادو الان مدتیه سر براه شدم.البته صد در صد نه ولی

ماجرای سکس غیرمنتظره بیشتر بخوانید »

کونم پاره شد

  سلامی دوباره بعد ازدو ماه نه که خیلی دفه ی پیش نظراتون خوب بود بازم خاطره میخوام بنویسم اصن میدونی چیه کافر همه را به کیش خود پندارد اونایی که خودشون میان اراجیف مغز نداشتشونو مینویسن فکر میکنن همه مثل خودشونن بگذریم… راستشو بخواین این داستان اولین سکس جدی منه 6 ماه بود باهاش

کونم پاره شد بیشتر بخوانید »

داستان همجنسگرایی

  من با پسری که در شهرک غرب زندگی میکرد از طریق چت آشنا شدیم و تمایل ابتدایی او برای دوستی و دیدارمون در خیابان منتهی به خانه شد که در کنار هم بشینیم و چیزی که میخواستیم رو در کنارهم در خانه او راحت بیان کنیم آرش از همه نظری که فکر میکردی سر

داستان همجنسگرایی بیشتر بخوانید »

سکس عاشقانه با شاهین

  سلام دوستان . اسمم شنایاست 21سالمه و این داستان که میخوام تعریف کنم برای هفته پیشه , از ویژگیهای ظاهری من اینو بدونید که قدمتوسطی دارم با پوستی سفید و اندامی برجسته و کمی تپل , میخوام داستان سکسم با شاهرخو براتون بگم , بین خودمون بمونه که من عاشقش نیستم وبنابه دلایلی چاره

سکس عاشقانه با شاهین بیشتر بخوانید »

خواب بعد از ظهر

  شهوت؟ عشق؟ به راستی عشق و شهوت با یکدیگر در تضادند!؟ شاید هر دو به هم متصل باشند ولی به کدام رابطه؟ شاید به گفته ی دوستمان: بوسیدن لب آخرین مرحله ی عشق است و اولین مرحله ی شهوت! یا شاید هم…؟ به امید آمیخته بودن شهوتتان با عشق… ——————————————————————————————- -“بچه ها یه ربع

خواب بعد از ظهر بیشتر بخوانید »

کون دادن به ٤ تا كير توی عروسك فروشي محل

  سلام سارا هستم الان ٢٧ سالمه اما اين داستان مربوط به زماني كه من ٢٣،٢٤ سالم بود تازه از دانشگاه فارغ التحصيل شده بودم و چون از دانشگاه برگشته بودم خونه ( دانشجو شهرستان بودم ) محدوديت هام برگشته بود ولي مزه انواع سكس زير زبونم بودو كليم تو كف سكس يه عروسك فروشي

کون دادن به ٤ تا كير توی عروسك فروشي محل بیشتر بخوانید »

روژان شاگرد حشری من

سلام.رویا سکسی هستم واینم یه خاطره جدید ازخودمه.امیدوارم مثل همیشه تا آخرش باهام همراه باشین. بعد از لزاون شبم با سمیرا چند باری دیگرم به خونه اش رفتم وباهاش لز کردم.دراین مدت با شوهرش منصور ودخترش روژان هم خیلی صمیمی شده بودم.حالا دیگه با هم رفت وآمد خانوادگی پیدا کرده بودیم ومنم رضا رو با

روژان شاگرد حشری من بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا