جندگی برای خسروخان

ساناز هستم ۲۵ ساله از قرچک ورامین   *** مامانم تو بیمارستانی در تهران بستری بودهمراهش بودم زنی تو سن و سال مامانم هم بغل‌دستش بستری بود همصحبت بودیم مامانم و اون خانم که اسمش طاهره بود کلیه اطلاعات بچه هاشونو بهم داده بودند با اومدن من طاهره خانم گفت این دخترت باید ساناز باشه […]

جندگی برای خسروخان بیشتر بخوانید »

شهین و کیرهای کص ندیده

یازده ساله بودم همراه زن داداشم شهین از روستایی در زنجان به شهر می رفتیم شهین ۱۷ ساله بود و بخاطر تایم پزشکی باید روز معینی مراجعه می‌کرد بابام پیر بود و توان اومدن نداشت داداشم هم اهواز در شرکتی کار می‌کرد مادرم اجازه مرخصی منو گرفت همراه شهین کرد که با مینی‌بوس روستا به

شهین و کیرهای کص ندیده بیشتر بخوانید »

تپه های دوردست

  از خود و خانواده‌ی ۵ نفره‌مون بگم پدرم اصالتا شیرازی مادرم اراکی بودند پدرم در شیراز تجارت می‌کرد که سال ۱۳۸۰ برشکست میشه خانه اش را رهن به مستاجر داده راهی زادگاه مادرم در روستایی از اراک میشه در آنجا ملک ارزان بوده املاک زیادی می‌خره و مالک چند دونگ از دو ده میشه

تپه های دوردست بیشتر بخوانید »

کردنی رو باید کرد وگرنه فقط باید بجقی

چیزی که مینویسم کاملا حقیقیه ۳۶سالم ۱۲ساله ازواج کردم زنم یه زن دادش داره که هرکی ببینه حشری میشه اسم نمیارم یه زنه ۲۶ساله حساب کنید این توسن پایین ازدواج کرده هیکل درشت چشما درشت پوست سفید از این زنهای چاق پف نه هیکل درشت سفید سفت کون که نگم انقدر خوش فرم که چشم

کردنی رو باید کرد وگرنه فقط باید بجقی بیشتر بخوانید »

کیر میخوام آقای نباتی

وقتی یه مدت سکس نداشتم تمام سلولهای بدنم ازم تقاضای کیر میکردن،خب من یه دختر سبزه و بسیار شهوتی ام! حالا سبزه بودن چه ربطی به شهوتی بودن داره؟؟ میگن سبزه ها آتیش شهوتشون بیشتره. حالا شما بمن بگید این درسته یانه؟! بگذریم… یه روز که کخِ کیر افتادِ بود به جونم و باعث خارش

کیر میخوام آقای نباتی بیشتر بخوانید »

آن روی دیگر من

کیانوش آخرین کارتن رو هم بالا آورد و رو بقیه وسایل گذاشت و یه صندلی پیدا کرد و خودشو روش انداخت و نشست و گفت: آخ مردم از خستگی، آخه مگه خونه قبلی چش بود که گیر دادی بیاییم اینجا؟ منم در حالی که یه لیوان آب خنک به دستش میدادم گفتم: اولا الان دیگه

آن روی دیگر من بیشتر بخوانید »

زنمو کردن واقعا حال داد

شهریور ماه سال گذشته از محل کارم واسم قرعه مشهد در اومد منم اومدم خونه به خانمم گفتم، قرار شد پدر و مادرم رو هم با خودمون ببریم.رفتم بلیط قطار رفت و برگشت گرفتم و خلاصه رفتیم مشهد و چند روز اونجا موندیم ،زیارت و گردش و خرید سوغاتی و … بالاخره وقت برگشتن به

زنمو کردن واقعا حال داد بیشتر بخوانید »

میلفی به نام مریم

سلام من اسمم امیره و ۲۶ سالمه. چند ماه پیش با یه خانم به اسم مریم اشنا شدم که ۴۰ سالش بود. یه زن سفید و گوشتی با سینه های ۱۰۵ تاحالا تو عمرم سینه به این خوشگلی و جذابی ندیده بودم. مریم ازدواج نکرده بود ولی تا ۳۵ سالگی باکره بود و پردش رو

میلفی به نام مریم بیشتر بخوانید »

نادیا به گا رفت

نادیا هستم یه خانوم متاهل ۳۰ ساله با اندام معمولی اما باسن درشت که به چشم میاد . اسم همسرم امیده . امید کارمنده و توی اداره اش یه همکاری داره به اسم مهدی که اونم متاهله و اسم خانومش نگاره …   ما با مهدی و نگار رفت و آمد زیادی داشتیم و تقریبا

نادیا به گا رفت بیشتر بخوانید »

زندایی رو بکن

هنوز سکسمون شروع نشده بود که مهدی ارضا شد و کیرش شل شد و از کصم بیرون اومد. بهش گفتم: این چه وضعشه که گفت: دیگه چقدر میخوای سکس کنیم خب بسه نیم ساعته داریم سکس میکنیم. منم با عصبانیت گفتم: ببخشید که بیست و پنج دقیقه فقط با کیرت ور رفتم که از جاش‌

زندایی رو بکن بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا