نیما بهم خیانت کرد

سلام اسمم آیدا(مستعار)ست. 26 سالمه . خاطره ی من بر میگرده به 2 سال پیش موقعی که نیما(مستعاره اینم) اومد تو زندگیم . یه گریز کوچولو به گدشته میزنم بعد بر میگردم به خاطره / چند مدتی بو د که همش بهم زنگ میزد نمیشناختمش . اونم میگفت منو نمیشناسه اصلا” دنبال اینم نبودم که […]

نیما بهم خیانت کرد بیشتر بخوانید »

تینا کون تپل

سلام دوستان خوبین من مهرانم از شمال زیاد وقت تونو نمی گیرم یا شایدم این جوری بگم ک زیاد بلد نیستم داستان بنویسم ماجرای ما بر مگرده به سال 84 که من اون موقع 22 سالم بودو تازه از سر بازی اومده بودم با یه خوشکل خانمی آشنا شدیم به نام تینا که 15 سال

تینا کون تپل بیشتر بخوانید »

اولین سکسم با زن عمو جونم

سلام اسم من م…. هست (بهتره که نگم اسممو).   من 19 سالمه واین داستان برمیگرده به دو ماه پیش ویکمم از زن عموم بگم زن عموم 4سال از من بزرگتره وپوستی سفیدی داره و لاغره ولی کون گنده ای داره.عموم وزن عموم دو سالی میشه که با هم از دواج کردن. یکروز که من

اولین سکسم با زن عمو جونم بیشتر بخوانید »

سکس ضربدری با پسر خاله هام و زناشون

من سه تا پسر خاله دارم که سه تاشون داداشن و یه دختر خاله من آرمان 25 ساله پسر خاله بزرگم احمد 27 ساله وسطی 25 ساله همسنمه کوچیکه با دختر خالم دو قولوه 23 ساله من رابطم با پسر خاله هام خیلی نزدیکه خیلی رابطمون خوبه چون هم اختلاف سنیمون کم بود هم پسر

سکس ضربدری با پسر خاله هام و زناشون بیشتر بخوانید »

هلن

آهسته گفتم :لخت شو هلن. از روي كاناپه بلند شد ، لبه‌ي پايين دامنش روي زانوانش افتاد. چشم در چشم به من نگاه مي‌كرد و بعد، بي‌هيچ حرفي ـ بي‌آن‌كه از من چشم بردارد ـ آرام دكمه‌ي دامنش را باز كرد. دامن، آزاد در امتداد پاهايش به پايين لغزيد؛ پاي چپش را از توي دامن

هلن بیشتر بخوانید »

کوسش می‌خارید

سلام بچه ها ماجرایی رو که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به تابستون 87 زمانی که 25 سالم بود.من تو مخابرات کار میکردم 5شنبه ها تا ساعت 12 بشیتر اداره باز نبود یادم میاد یه روز 5شنبه که میخواستم از اداره بیام بیرون یه دختر آخر تایم اداری اومد که کار تلفنشو انجام بده (همینجا

کوسش می‌خارید بیشتر بخوانید »

بهترین عاشقانه

مدتی بود که با کوروش دوست شده بودم. توی کلاس زبان آشنا شده بودیم. پسر خیلی خوب و محترمی بود.. توی اون هفت ماه هردو متوجه شدیم که واقعا برای هم ساخته شدیم.. با همه ی وجودم بهش علاقه مند شدم و از حق نگذریم اون همه عاشقانه منو دوست داره. از همون اوایل متوجه

بهترین عاشقانه بیشتر بخوانید »

وحشيانه ترين سكس من

من يك دختره ٢١ ساله ام اولين باره دارم مينويسم ،من از سن كم شهوتي بودم ،وقتي ١٨ سالم بود اولين رابطمو شروع كردم ،يعني از جلو سكس كردم ، الان ميخوام از اخرين سكسم بكم.من فونت فارسي رو كامل ندارم بخاطر همين غلط املايي هام از بي سوادي نيست،از روزي شروع كنم كه با

وحشيانه ترين سكس من بیشتر بخوانید »

شب به یاد ماندنی

وای چه بارونی میاد چه بادی میاد ؛نادر من خیلی سردمه میشه اون پتو رو از اتاق واسم بیاری نادر:باشه عزیزم الان واست میارم …؛بگیر گلم؛ مهتاب:ممنون نادر جون آخیش گرمم شد…اون دو تا کنار شومینه نشته بودن مهتاب رو صندلی و نادر هم رو مبل دراز کشیده بود… مهتاب:شهاااابببببب نادر:جونم خانومی مهتاب:نادر یادته دو

شب به یاد ماندنی بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا