سکس ناتمام با دختر همسایه

سلام اسم من مهدی هست و شونزده سالمه قدم صد و هفتادو خورده ای هست وزنم هم هفتاد و پنج کیلو من کلی باشگاه میرم و بدنم کلا رو فرمه ما یه زیدی داشتیم به کیمیا دختر خیلی خوب و خوشگل هم قد خودم کون درشت و سفت و همین طور سینه های سایز هفتادو […]

سکس ناتمام با دختر همسایه بیشتر بخوانید »

انتظار بیتا

بعد از حدود ده دقیقه بیدار شدم. هنوز درونش بودم، راست راست. هیچ وقت این طور نمی شد. نهایتاً بعد از چند دقیقه می تونستم ارضاء بشم و بعد از هر مرتبه هم جریان خونم متعادل می شد و نعوظم از بین می رفت. ولی این بار یک ساعت و بیست دقیقه بی وفقه شق

انتظار بیتا بیشتر بخوانید »

دوستی اتفاقی و سکس

سلام.   این قضیه برمیگرده به چندماه پیش(92/5)من کیش زندگی میکنم.خودم بچه اطراف شیرازم. یه روزطبق معمول همیشه سرکاربودم که گوشی موبایلم زنگ خورد.برداشتم دیدم یه دخترخانم اشتباهی تماس گرفته بود.منم جوابشودادم عذرخواهی کردوتلفن روقطع کرد.من ازلحن صداش خوشم اومد.چندروزی بهش پیله کردم بلکه راه بده ولی نشد.خلاصه این قضیه روبیخیال شدم.چندروزی گذشت.یه روزدیدم یه

دوستی اتفاقی و سکس بیشتر بخوانید »

کردن روانشناس اصفهانی

سلام من امیر23ساله ازاصفهانم ,اين داستانی ک ميخام براتون بنويسم یکم طولانیه اما خب واقعیته ونمیشد سانسورش کنم اگ حوصله ندارید اون اخرشو بخونیدفقط.. مال تابستان پارساله.اولش بگم که ما ساکن خوده اصفهان نيستيم امابايکی ازدوستام بنام ميلاد ک اهل اصفهانه توی دانشگاه رفيق فاب بوديم وازهرموقعيتی استفاده ميکرديم ک کوسهای دانشگاه را تور کنيم

کردن روانشناس اصفهانی بیشتر بخوانید »

اولین سکس ضربدری

سلام.   ميخوام خاطره سكس خودمو شوهرم و با يه زن و شوهر ديگه كه تو نت اشنا شده بوديم رو براتون بنويسم .يه چند وقتي بود كه منو شوهرم دنبال يه تنوع سكسي بوديم اولش تصميم گرفتيم يه زن پيدا كنيم و سه تايي حال كنيم ولي هرچي نلاش كرديم بي فايده بود تا

اولین سکس ضربدری بیشتر بخوانید »

هم منو میکرد هم خواهرمو

قضیه بر میگرده به 2 سال پیش که تازه اومده بودیم کرج. سه چهار ماه گذشت و کون نداده بودم، داشتم دیوونه میشدم. تو شیراز هر روز میدادم بعضی روزا به شش هفت نفر میدادم. ولی نمیخواستم تو محله جدید مثل محله قبلیمون تابلو بشم. سنم هم بالا رفته بود و نمیخواستم همه بفهمن من

هم منو میکرد هم خواهرمو بیشتر بخوانید »

عشق ناتمام

سلام دوستای گلم من 25سالمه متاهل هستم داستان مربوط میشه به20سالگیم؛یه روز به قصدباشگاه زدم بیرون، منتظرتاکسی بودم چن تاماشین بوق زدن ومنم روموبرگردوندم سمت دیگه بلاخره یه تاکسی اومدسوارش شدم یهو برگشت داد زد گفت آیسان تویی نگاش که کردم شناختمش یکم چاقترشده بودولی همون چشا بود که زمان مجردیم عاشقش بودم چشای سبز

عشق ناتمام بیشتر بخوانید »

میل جنسیمو برگردوند

سلام من هستی ام 28 سالمه و نوزده سالگیم ازدواج کردم چند سالیه که دیگه با شوهرم ارضا نمیشم ولی هنوز دوسش دارم برام مهم نیست در مورد این جریان چطوری در موردم قضاوت میکننی ولی چون ادم قابل اطمینانی ندارم برای شماها تعریف میکنم . جریان ازونجایی شروع شد که من تصمیم گرفتم از

میل جنسیمو برگردوند بیشتر بخوانید »

افکار نیمه شب

مدت های زیادی است که با خودش فکر می کند. هر شب که سرش را روی بالشتش می گذارد و بیصدا زیر پتو میخزد بجای خواب عمیق،به فکر فرو می رود. در تاریکی اتاقش به روزهایی افتابی فکر می کند که بین او و دختری که عاشقش بوده و هست، اینقدر فاصله نبود. در سکوت

افکار نیمه شب بیشتر بخوانید »

من و خواهر زن دبیرستانی

من حسین هستم از یکی از شهرهای جنوب خراسان .اکنون که دارم این متن رو مینویسم 35 سالمه وموضوع مربوط میشه به سال 1386.ماجرا از اینجا شروع میشه که من سال 1380 بنا بر سنت شهرستانی ما در سن23 سالگی چون بلافاصله بعد از سربازی استخدام دولت شدم ازدواج کردم (اونم بخاطر شرارتهایی که بادخترا

من و خواهر زن دبیرستانی بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا