دستش دوا بود و کیرش شفا

سرباز بودم بیضه هام درد گرفته بودن.رفتم دکتر پادگان اعزام کرد بیمارستان ارتش.رفتم اونجا دکتر تا کیرمو دید یا بهتر بگم دودولمو دید چشماش باز شد گفت که باید بیای مطب…   کارتشو داد و گفت هر چه زودتر بیا.کارتو گرفتم و فرداش رفتم مطبش تو آرژانتین.گفت به خاطر این گفتم بیای اینجا چون آلت […]

دستش دوا بود و کیرش شفا Read More »

اونوقت ها

من و شوهرم که اونوقت ها دوست پسرم بود، توی ماشینش منتظر موردی بودیم که چند ساعتی زمان می‌برد. بیست دقیقه ای خوابم برده بود که با احساس گرما بیدارشدم. به صورت غرق خواب کیوان نگاه کردم، لبخند روی لبام نقش بست. نگاهم به لبای گوشتیش سرخورد ناخودآگاه آب دهنم رو قورت دادم، یه نگاه

اونوقت ها Read More »

بهترین هدیه برای الناز

صدای زنگ آخر چرتمو پاره کرد دیگه وقتش شد بود ، اگه دیرتر می زدن به یه بهمونه ای می پیچوندمو به شیوا می گفتم کیف کتابمو بیاره خونه مثل تیری که از چله کمون در رفته از کلاس زدم بیرون ذوق خاصی تو دلم بود بابام قول یه تولد توپو داده بود بهم من

بهترین هدیه برای الناز Read More »

ساختمان پرماجرا

ساختمان پرماجرا سلام و وقت بخیر خدمت تمام دوستان نسرین هستم میخوام اتفاق هایی که تو ساختمون ما افتاده رو براتون تعریف کنم تو چندتا قسمت من متاهلم و یک دختر 12ساله دارم و همسرمم کارمند یکی از ادارات دولتیه من42سالمه و قیافم خوشگل و هیکلم ورزشکاری چون ورزش میکنم چندساله.   شروع اتفاق ها

ساختمان پرماجرا Read More »

سکس من و خواهرم و بابایی

پنجشنبه بود و یکمی زود تر از کلاس تعطیل شدم اومدم خونه تو راه دائم به حرفهای سعیده فکر میکردم آخه مگه میشه ؟؟؟ من و اون دوستای قدیمی بودیم و تقریبا هیچ سری با هم نداشتیم . سکس با داداشش ؟ یعنی چه جوری تونستن ؟ چه جوری روشون شده ؟ و چیا اون

سکس من و خواهرم و بابایی Read More »

سکس خانوادگی ما

ادمین: این داستان طولانیه و پانزده سال پیش نوشته شده.   سلام ، چند وقتيه با خودم كلنجار ميرم كه بنويسم يا ننويسم . راستش حيفم اومد كه اين داستانو واستون تعريف نكنم . اونم يه داستان سكس خانوادگي . داستان كه ميگم منظورم اين نيست كه واقعيت نداره چون واقعيت يا عدم واقعيت اين

سکس خانوادگی ما Read More »

مچ گیری از خانومم

سلام من مردی چهل و پنج ساله و زنم سارا با اسم مستعار 38ساله با بدنی خوش فرم و سینه هفتاد و پنچ و بدنی سفید ازایلام ودوستش مهدی که سیستم فروشی داره مخ زنمو میزنه و باهم قرار میزارن برن بیرون صحبت کنن توماشین ولی باهم رفته بودن خونه من به زنم شک داشتم

مچ گیری از خانومم Read More »

توصیه‌های محسن

توصیه‌های محسن برای اینکه چطور زنمان را برای گروپ سکس راضی کنیم! دنبال این هستی که زنت جلوت به یکی دیگه بده و با هم بکنینش؟ فقط این کار رو بکن من کردم جواب داد چند وقت با زنت سکس نکن و دست مالیش کن برسونش به اوج لذت و همیشه ازش تعریف کن زنها

توصیه‌های محسن Read More »

کارتو کن توله

گفت پششتتو کن و رو مبل رو زانو بمون چشمامو با چشم بند بسته بود نمیدونستم میخواد چیکار کنه همیشه همین باعث میشه از هیجان قلبم بخواد از جا کنده شه … نوک انگشتشو آروم کشید رو گردنم -آههههه… وقتی انقدر تشنه وجودش میشم کوچیکترین تماسی به شدت تحریکم میکنه. از پشت بهم چسبید و

کارتو کن توله Read More »

اوشولوها

این داستان از زبان پردیسه. یه جنده ی کوشولو و ملوس… ددیی شهیلم منو بلد بیلون باهم لفتیم زیر پل که ددیی علی هم دیدیم شلام کردیم بعد باهم رفتم نزدیکای خونه وایسادیم ددیی علی اومد تو ماشین و دوفتیم شلام من کیفم رو از روی صندلی های پشت آوردم گذاشتم پایین کنار پام ددیی

اوشولوها Read More »

Scroll to Top