یواشکی و اولین بار

سلام   اسمم مریم 18 سالمه قدم 163 وزنم 62 کیلو خیلی خوشگل نیستم ولی ی باسن جنیفری دارم که تعریف زیاد میکنن ازش لازم نیست فش بدین اگه قرار فش همین الان از خوندن این داستان منصرف شو. خیلی دوستش داشتم از بچگی اسم محمد بود دوری ای که من 15 سالم بود اون […]

یواشکی و اولین بار بیشتر بخوانید »

دختری در اتوبوس

ریتم ملایم آهنگ توی سرم پبچیده بود و توی دنیای خودم بودم که با صدای خنده دختری به خودم اومدم. رد صدا رو دنبال کردم. چشماش هم مثل صداش جذاب بود. چند قدم اخر رو تند تر برداشت و چنتا صندلی اونطرف تر کنار مادرش نشست. نمیتونستم نگامو ازش بگیرم. زیبا و جذاب بود و

دختری در اتوبوس بیشتر بخوانید »

شب توی چادر با خواهرزن

سلام من امیرم 34 سالمه خاطره ام مربوط به سالها پیشه ولی چون برام خیلی جالب بود خواستم برای شما هم تعریفش کنم و امیدوارم خوشتون بیاد. بعد از ازدواجم و رفت و آمدهای مکرری که به خونه پدر خانمم داشتیم کم کم متوجه شدم که رفتار خواهر خانم مجردم که اون موقع 18 سالش

شب توی چادر با خواهرزن بیشتر بخوانید »

کردن زوری من

اسمم مهتابه البته مستعاره نمیدونم چرا تصمیم گرفتم بگم اما خوب دفه اولمه سعی میکنم درست بگم اما اگه بد بود ببخشید.. 3 دبیرستان بودم 166 قدم 45 وزنم نه خوشگلم نه زشت . 4 ماه با یکی بودم اما فهمیدم بم خیانت کرده ازش جدا شدم تنها بودمو داغون تو همین اوضاع برادر دوستام

کردن زوری من بیشتر بخوانید »

زن همکارم شهاب

  من و شهاب تو یه شرکت نسبتا بزرگ کار می کنیم کار شرکت شیفتیه شیفت اول از 7 صبح تا 3 بعد از ظهر شیفت دوم از 3 تا 11 شب و شیفت سوم از 11 شب تا 7 صبح من و شهاب بعد از چند ماه آشنایی تو شرکت به خونه همدیگه راه

زن همکارم شهاب بیشتر بخوانید »

آبجی نازنین

باسلام زمستون بود و ما كرسي داشتيم. يادمه هميشه بعدازمدرسه تاميرسيدم خونه ميرفتم زير كرسي كه حسابي داغ بودوحال ميداد .اونروز منو نازنين زيركرسي نشسته بوديم و نازنين داشت برام درس مرورميكرد كه براي امتحان ثلث دوم اماده باشم ،خلاصه همينطوركه مشغول درس خوندن بوديم مامانم اومد توي اتاق وكفت: من ميرم خونه خاله ايناوشب

آبجی نازنین بیشتر بخوانید »

سکس من و مادر بزرگم

من احسانم 27 سالمه خاطره ای که دارم مربوط میشه به 10 سال پیش . سکس با مامان بزرگ از اونجا شروع شد که یه شب گرم تابستون توی ایوون خونه ی مامان بزرگ خوابیده بودم و مامان بزرگمم که اسمش شهلاس کنارم خوابیده بود البته با فاصله. اینم بگم اون موقع ۴۷ سالش بود

سکس من و مادر بزرگم بیشتر بخوانید »

لز من و دوستم جلو پسرا

سلام.من اوام 19 سالمه.یکم تپلم تعریف از خود نباشه قیافمم خوبه.صورتم گرده چشماش درشت و میشیه.من دوجنسگرام.  (بای سکشوالم) یعنی هم به پسر تمایل دارم هم به دختر.این داستان برمیگرده به ی سال پیش که من با علیرضا اشنا شدم البته به عنوان ی دوست.علیرضا خونه مجردی داشت.خیلی کم با م در ارتباط بودیم اما

لز من و دوستم جلو پسرا بیشتر بخوانید »

خواهرزن های حشری

سلام دوستان امیرحسین ام۲۸سالمه من۲سال قبل با یه خانواده ای وصلت کردم که فک میکردم از لحاظ اجتماعی آدمای خوبین حداقل فک میکردم پدرمادرشون آدمای باآبروو با شخصیتین ، اماخوب..فقط مثل اینکه فک میکردم.   خلاصه بگم دوستان من قبل عقدم یه۲سالی هم بود که با مرجانه دوست بودم و دیگه تو این دوران هم

خواهرزن های حشری بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا