بهترين شب زندگيم با عشقم

سلام به همه . اسم من مهسات و اسم عشقم ناصر.من و ناصر توي دانشگاه با هم اشنا شديم.اول از عشقم ميگم ناصر متولد 69 هستش و يه هيکل خيلي خوشگل و مردونه با چشمهاي قهوه اي خوشگل که هر دختري ببينه عاشقش ميشه.منم 22 سالمه و پوست سبزه روشن با چشم و ابروي مشکي […]

بهترين شب زندگيم با عشقم بیشتر بخوانید »

آخرین تکرار

بوی تند سرکه و جوراب یک ماه نشسته میداد. بالای سرم ایستاده، کیر زمختش را کج رو صورتم انداخته بود و هی می گفت بخور. حالم داشت به هم می خورد. ازش رو گرفتم. باز هم گفت بخور. گفتم نمی تونم. گفت اگر نخوری من میرم. واقعا می رفت؟ اما هنوز خیلی زود بود. جدی بود.

آخرین تکرار بیشتر بخوانید »

پشت دیوارای بیرون شهر

سلام.. من بیست و یک سالمه .قدم ۱۸۰وزنم۷۰ . من ی دوست داشتم به اسم افسانه که دختر خرابی بود و باهمه میپرید.من هم فهمیده بودم اما به روی خودم نیاوردم که از دستم نپره چون میدونستم دوستای(دختر)زیادی داره که میتونم به دستشون بیارم. همینجور گذشت و گذشت تا اینکه ی روز دوسته افسانه به اسم

پشت دیوارای بیرون شهر بیشتر بخوانید »

منو خواهرزنم زیر پتو

با سلام .اسمم سیناست و این خاطره مربوط به تابستون امساله. امسال قصد کرده بودیم با خانواده خانمم یه مسافرت به شمال بریم.از اونجا که کارمند شرکت نفت هستم از دوماه قبل برای استفاده از هتل شرکت نام نویسی کردم.متاسفانه مسافرت امسال ما با امتحانات ترم تابستانه خواهرزنم همزمان شد و اون نمیتونست بیاد و

منو خواهرزنم زیر پتو بیشتر بخوانید »

شیشه و سکس

سلام .من می خوام یه خاطره تعریف کنم اما قبلش یه مقدمه کوتاه باید بگم.اینکه من ی دختر 25 ساله ام. اهل تهران که اصفهان رفتم دانشگاه.از 17 سالگی سکس کردم از کون.از 18 سالگی هم کون دادم هم کس.با پسرای زیادی دوس بودم که به اکثرشونم دادم.البته واقعا شانس آوردم که همه شون آدم

شیشه و سکس بیشتر بخوانید »

کوس دادن زنم زری

وقتی جوون بودم تو فامیل یه دختر عمو داشتم که حدود 17 سالش بود این دختر انقدر خوشگل و سفید خوش هیکل بود و قیافه خیلی شهوتی داشت که این قیافه باعث شده بود تا از پیرو جون برای مالوندن و کردنش به خونه اونا رفت و آمد کنن. یه روز رفته بودم به خونه

کوس دادن زنم زری بیشتر بخوانید »

گی بی نظیر من با نیما

سلام من امیرم 17 ساله.داستان ما مربوط میشه به دوم راهنمایی به من سفید برفی تو مدرسه میگفتن حدود ۵ نفرو میدونم که روش حشری بودن که یکیشون نیما بود و یکی حسین که اصلی هسن تو داستان.من یه روز شرت قرمز.پوشیده بودم و زنگ ورزش بود مثل همیشه لباسامو عوض داشتم میکردم که شرتم

گی بی نظیر من با نیما بیشتر بخوانید »

ازدواج با مادرم به خاطر کس من

  سلام اسمم نسترنه … وقتی من کوچیک بودم پدرم مارو ترک کرد و از ایران خارج شد. فامیل زیادی نداشتیم و فامیل پدرم هم کاملا با ماقطع رابطه کرده بودند. 8 سالم که بود مادرم تو29سالگی با مردی که از خودش جوون تر بود ازدواج کرد. شوهرش,حسین 26 سال داشت مرد خوبی بود وهمیشه

ازدواج با مادرم به خاطر کس من بیشتر بخوانید »

کس داغ خانوم استاد

سلام. من علی از قشم هستم 26 سالمه قدم 175 و یه کم لاغر هستم. خاطره ای که میخوام تعریف کنم بر میگرده به تابستون گذشته که من کلاس زبان میرفتم. از استادمون بگم که قد بلند و موهای خرمایی و چهره اب برنزه داشت. از روز اولی که رفتم سر کلاسش اون سینه های

کس داغ خانوم استاد بیشتر بخوانید »

کون دادن من به آقا حمید

16 سالم بود. از اونایی بودم که همه‌ی چربی‌های بدنشون جایی جمع می‌شه که باید. توی فامیل می‌گفتن روی کون فلانی می‌شه گلدون گذاشت. به کون تاقچه‌ای معروف بودم. تا اون شب یکی دو بار بیشتر تنهایی سفر نرفته بودم. اما مجبور شدم برای اشتباهی که تو شناسنامه‌م بود برم جنوب. کنار دستیم آدم درشت

کون دادن من به آقا حمید بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا