هما خانوم هم بعله

من برای کاری مجبور شدم برم رشت. اونجا خونه یکی از دوستای بابام به نام علی آقا مستقر شدم زمستون بود و حسن آقا و خانمش معلم بودن و میرفتن سر کارآنها یک دختر به نام هما داشتن که پشت کنکور مونده بود. و صبحها اون تمام کار خونه را انجام میداد و تا مادر […]

هما خانوم هم بعله Read More »

اولین لز با خواهرم

من دخترم و ۲۳ سالمه و متاهلم و همیشه با دیدن بدن زنای دیگه تحریک میشدم حدودا ۵ سالی هست متوجه شدم چقدر به همجنس خودم واکنش سکسی نشون میدم و خوشم میاد رو دخترای زیادیم حس دارم و خواهرم هم جزو اون دختراس همیشه تو فانتزی هامون و حین سکس با شوهرم خیلی به

اولین لز با خواهرم Read More »

هادی بده کیرتو بخورم

یه اتاق تو یه تو هتل تو مشهد کرایه کرده بودم و تمام وقتم توی هتل میگذشت حتی شبها هتل میخوابیدم. یکی از اتاقها در اختیار خودم داشتم که هیچ وقت کرایه نمیدادیم. کلی پرسنل داشتم سه چهار تا پذیرش گر. ۶تا خانوم برای نظافت اتاقها. و تعداد زیادی قسمت رستوران و…. مجموع اینا نزدیک

هادی بده کیرتو بخورم Read More »

مامان یه جنده ی خاصه

مامان من فاحشه بود. اما یه جنده ی خاص با شرایط خاص تر برای جندگی. درست ترش شاید این باشه که مامان من برای درآمد بیشتر، مجبور بود یه شغل دوم داشته باشه که درآمدش به نسبت زمانی که میبره زیاد باشه. سکس هم چیزی بود که میشد باهاش توی یک هفته اندازۀ حقوق متوسط

مامان یه جنده ی خاصه Read More »

رضا بکن توش

قسمت قبل سلام مجدد دوستان من نسرین هستم و اما ادامه ماجرا همینطور که گفتم آقای احمدی شوهر افسانه منو دید که رسول رو پیاده کردم فردا به بهانه تعویض طلا رفتم مغازش طلا فروشی داره خواستم یه جوری بهش بگم که چیزی به افسانه نگه   خلاصه از هر دری حرف زدیم و من

رضا بکن توش Read More »

ماجراجویی های جنسی من

سلام به همگی٬ من مرجان 42 سالمه. 24 سال پیش ازدواج کردم و یه دختر به اسم مهرنوش دارم که 21 سالشه وترم 6 دانشگاهه. حسابداری می خونه. شوهرم فریدون 46 سالشه وبازاریه. یه کفش فروشی بزرگ تو بهترین نقطه شهر داره.یه زمانی خیلی همدیگرو دوست داشتیم.البته اون مال مدت ها پیش بود.اولین باری که

ماجراجویی های جنسی من Read More »

خاله ی فوق سکسی

من یه خاله دارم ک خیلی سکسیه قدش متوسطه ی کون خوش فرم و ممه ۷۵ داره اسم هارو تغییر دادم تو داستان ولی  داستان واقعیه…   یه روز خالم زنگ زد به مامانم و مارو برای ۳ شب بعد دعوت ب مهمونی کرد به مناسبت تولد پسرش و مامانم بهش گفت ک من روزش

خاله ی فوق سکسی Read More »

تریسام با رییسم و شوهرم

با صدای زنگ ساعت قدیمی و نوستالژیکی که از مادربزرگم بیادگار دارم از خواب بیدار شدم. ساعت 10 صبح توی شرکت جلسه دارم. مدیرعامل جدید شرکت میخواد گزارش فروش ماه گذشته رو براش ارائه بدم. دانیال همسرم زودتر از من بیدار شده بود و سرکارش رفته بود. جلوی آینه قدی اتاق خواب لخت ایستادم و

تریسام با رییسم و شوهرم Read More »

سوراخ باز حرفه ای

داستان از اونجایی شروع شد که پدر و مادر من رفته بودن برای مسافرت به خارج و یه هفته ای نبودن بعد من دیگه نهایت فرصت رو داشتم اما اصلا هیچی کاری نمی‌کردم آنچنان چون تیر ماه هم بود مدرسه ها هم تموم شده بود البته بهتر چون خوشم نمیاد از مدرسه و قبل از

سوراخ باز حرفه ای Read More »

سه شنبه روز خوبی بود

دوشنبه شب بود سعید اومد خونه و وسایل جمع کرد و چمدون بست گفتم کجا به سلامتی گفت فردا قرار با عمو برا یه قرار داد بریم کیش گفتم تا کی اونجایی گفت احتمالا یه هفته گفتم یعنی برا جشن علیرضا نمیای گفت فکر نکنم راستی برات مقداری پول ریختم به حسابت که نیستم لنگ

سه شنبه روز خوبی بود Read More »

Scroll to Top